مردم به‌مثابه ریشه‌ها
محمدعلی نویدی (استاددانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- اقتصاد

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- فرهنگ و هنر
۷- ورزش
۸- صفحه آخر

2467
جهت اشتراک در روزنامه همدلی ایمیل خود را ثبت فرمائید


فشار‌‌های بین‌المللی اسرائیلی‌ها را مستاصل کرده است

تردید اسرائیل در حمله به غزه

علی موسوی خلخالی (روزنامه‌نگار)

 اسرائیل با وجود وعده‌ای که داده بود، یکشنبه به غزه حمله زمینی نکرد. پنج شنبه گذشته پایگاه خبری «میدل ایست نیوز» خبر داد که «آنتونی بلینکن» وزیر امور خارجه امریکا در سفر به عربستان سعودی به طرف عربستانی گفته است که “یک میلیون نفر از ساکنین شمال غزه به صحرای سینا در مصر خواهند آمد و از این تعداد 500 هزار نفر به عربستان سعودی و مابقی به کشورهای مصر، قطر، اردن و امارات متحده عربی خواهند رفت؛ چرا که اسرائیل تصمیم گرفته است غزه را با خاک یکسان کند.” بلینکن گفته بود که این مرحله اول عملیات است و اسرائیل قصد دارد کل غزه را از بین ببرد، برای همین کشورهای عربی باید خود را برای یک موج بزرگ مهاجرت فلسطینیان آماده کنند. اظهارات بلینکن با مخالفت صریح کشورهای عربی مواجه شد. عربستان سعودی و قطر به شدت طرح و پیشنهاد اسرائیل و امریکا را رد کردند و نسبت به عواقب آن هشدار دادند. «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان سعودی به صراحت اسرائیل را به دلیل خشونت‌‌های شدید در غزه نکوهش کرد و گفت؛ عملیات نظامی علیه غیرنظامیان در غزه باید فورا متوقف شود. در پی آن فشارهای امریکا به اسرائیل برای به تعویق انداختن عملیات نظامی زمینی خود به اسرائیل شدت گرفت. البته تهدیدهای ایران و جبهه مقاومت نیز بی‌تاثیر نبود و اسرائیل تجربه کرد که مرزهای شمالی‌اش می‌تواند در معرض یک ناامنی شدید قرار بگیرد و چه بسا تلفات آن بیش از انتظارش باشد.
به این ترتیب وعده اسرائیل برای انجام عملیات زمینی علیه غزه در روز یکشنبه 15 اکتبر عملی نشد و اعلام شد که این عملیات حداقل برای چند روز به تعویق افتاده است.
نبود حمایت بین‌المللی
بارزترین دلیل تعویق عملیات زمینی اسرائیل در غزه عدم حمایت بین المللی از اسرائیل است. در طول سالیان گذشته اسرائیل هیچ گاه بدون حمایت خارجی به ویژه امریکا، به عملیات نظامی اقدام نکرده است. امریکا و اروپا با هرگونه عملیات نظامی در خاورمیانه که احتمال گسترش آن به دیگر نقاط هم بالاست، به شدت مخالف هستند. امریکایی‌‌‌ها و اروپایی‌‌‌ها نگرانند که تشدید بحران در سرزمین‌‌های اشغالی و گسترش احتمالی آن به دیگر نقاط خاورمیانه سبب شود تا توجه‌‌‌ها از اوکراین به خاورمیانه معطوف شود و این فضایی را برای روسیه فراهم کند تا عملیاتی گسترده در اوکراین انجام دهد و موازنه را به نفع خود در شرق اروپا تغییر دهد. تغییر موازنه در شرق اروپا کابوس پایتخت‌‌های اروپایی است که می‌تواند نه تنها ژئوپلتیک اروپا بلکه کل جهان را تحت تاثیر قرار دهد. برای همین نمی‌خواهند جنگ دیگری در نقطه حساس دیگری از جهان روی دهد که جنگ اوکراین را تحت الشعاع قرار دهد. غربی‌‌‌ها خوب می‌دانند که برنده تشدید بحران در خاورمیانه و گسترش جنگ در این نقطه، بیش از همه روسیه است.
مخالفت افکار عمومی
در حالی که در سه روز اول عملیات حماس علیه اسرائیل، تل آویو توانست با ایجاد پروپاگاندای خبری افکار عمومی غرب را علیه فلسطینیان تحریک کند و فضایی تبلیغاتی به سود خود به وجود آورد و به دنبال آن به حملات شدید هوایی به غزه بپردازد، اکنون ورق علیه اسرائیل برگشته است و تل آویو به روشنی می‌بیند که پایتخت‌‌های غربی به دلیل حملات کور و بی‌هدفش به غزه از آن به شدت انتقاد می‌کنند. تظاهرات گسترده در پایتخت‌‌های مختلف جهان علیه حملات اسرائیل به غزه گویای این واقعیت است که اسرائیل بر خلاف انتظارش نتوانسته افکار عمومی جامعه غربی را به انجام عملیات نظامی اش در غزه مجاب کند. پیش از این سابقه نداشت مردم جهان در اعتراض به حملات اسرائیل به غزه فراخوان دهند و در یک روز در میدان‌‌های شهرهایشان تظاهرات کنند و اسرائیل را به نقض حقوق بشر متهم کنند.در حال حاضر تمرکز رسانه‌‌‌ها از حملات حماس به اسرائیل به حملات اسرائیل به غزه و کشتاری که در آنجا به راه افتاده معطوف شده به گونه‌ای که رسانه‌‌‌ها عملا علیه رفتار اسرائیل موضع می‌گیرند و حملاتش را ناشی از انتقام گیری از مردم فلسطین به جای مبارزه در میدان با مقاومت فلسطینی می‌دانند. حتی خبرنگاران اسرائیلی و امریکایی که طی یک هفته پیش از اسرائیل دفاع تمام قد می‌کردند، اکنون به انتقاد شدید از دولت نتانیاهو می‌پردازند و آن را متهم می‌کنند که با ساده لوحی می‌خواهد خود را در دام یک جنگ گسترده گرفتار کند در حالی که به دلیل افراط در استفاده از خشونت نظامی علیه غیرنظامیان افکار عمومی جهانی را علیه خود بسیج کرده است.
تشتت در داخل اسرائیل
تعویق عملیات نظامی اسرائیل به غزه همچنین نشان داد که دولت نتانیاهو از انسجام کافی برای پیشبرد امور برخوردار نیست. نتانیاهو در حالی در راس تندروترین دولت تاریخ این رژیم قرار گرفته که خود در مقایسه با اعضای کابینه اش میانه‌روتر محسوب می‌شود، و در حالی که خود بهتر از آنها از مناسبات جهانی مطلع است، نمی‌خواهد به فشارهای بی‌منطق آنها برای گسترش جنگ تن دهد. نتانیاهو خوب می‌داند بدون پشتوانه بین المللی آغاز هر جنگی برای اسرائیل که محصور میان دشمنانش است، به معنای شکست حتمی است.
نتانیاهو در حالی اعلام کرد که دولت اضطراری وحدت ملی تشکیل می‌دهد که عملا به دلیل فشارهای اعضای تندروی کابینه اش نتوانسته است چنین دولتی را تشکیل دهد و اعضای اپوزسیونی که به دولتش پیوسته اند شکایت دارند که عملا جایی برای آنها وجود ندارد. این وضعیت تشتتی را باعث شده است که در پی آن دولت نتانیاهو نمی‌تواند در لحظات حساس تصمیم‌‌های لازم را بگیرد. عدم انسجام را در اظهارات مقامات اسرائیلی به روشنی می‌بینیم. در حالی که دولت تلاش دارد خود را متحد نشان دهد و برای یک عملیات گسترده نظامی آماده شود، بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل روز یکشنبه (یعنی همان روز موعود برای انجام عملیات زمینی در غزه) در سخنانی گفت: «سران اسرائیل و سازمان‌های امنیتی در حمایت از شهروندانمان شکست خوردند. باید با درد و سرافکندگی اعتراف کنیم که شکست خورده‌ایم».

تازه‌‌‌‌ترین نظرسنجی در داخل اسرائیل نیز حاکی از آن است که اسرائیلی‌‌‌ها دولت نتانیاهو را عامل شکست اطلاعاتی در برابر حماس می‌دانند. نتایج نظرسنجی موسسه دیالوگ به مدیریت پروفسور کامیل فوکس از یهودیان اسرائیلی نشان می‌دهد که ۹۴ درصد آنان دولت بنیامین نتانیاهو را مسئول شکست اطلاعاتی کشورشان در حمله حماس می‌دانند و 67 درصد معتقدند این شکست اطلاعاتی بدتر از جنگ «یوم کیپور» در سال ۱۹۷۳ بوده است. این در حالی است که انتقاد احزاب مخالف از دولت او نیز شدت گرفته تا آنجا که ایهود باراک، نخست وزیر اسبق اسرائیل یکشنبه شب گفت: “بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر  مسئول بزرگترین شکست در تاریخ اسرائیل است. به دولت توصیه می‌کنم به صورت شتابزده به عملیات زمینی در غزه اقدام نکند.” اظهارات چهره‌‌های مخالف دولت نتانیاهو در حالی بیان می‌شود که تا چند روز پیش اسرائیلی‌‌‌ها می‌گفتند اختلافات را فعلا کنار گذاشته اند و به دولت برای جنگ با حماس کمک می‌کنند.  
ناخرسندی امریکا
در گذشته شاهد بودیم هر گاه اسرائیل جنگ یا تنشی را آغاز می‌کرد حمایت امریکا را پشت سر خود داشت. اما اکنون می‌بینیم که امریکا با بی میلی به اسرائیل کمک می‌کند و به صراحت می‌گوید حاضر نیست در جنگش با حماس شرکت کند و دائما توصیه می‌کند که دولت نتانیاهو از شدت تنش بکاهد. این مواضع امریکا چند دلیل دارد. اول از همه، وجود دو دیدگاه متفاوت و گاه متناقض دولت‌‌های فعلی امریکا و اسرائیل است. در حالی که بایدن نماینده جریان میانه‌رو در امریکاست و حتی به جریان‌‌های چپ حزب دموکرات میدان داده و می‌خواهد خود را نماینده آنها نیز نشان دهد، نتانیاهو نماینده تندروترین احزاب دست راستی اسرائیل است. از زمانی که نتانیاهو به قدرت رسیده تا کنون بایدن حاضر نشده است او را در کاخ سفید به حضور بپذیرد. بایدن تا قبل از این دائما به نتانیاهو فشار می‌آورد تا تسلیم تندروها نشود و دولت خود را از وجود آنها اصلاح کند. دلیل دیگر این است که جنگ حماس علیه اسرائیل برای امریکا در زمان نامناسبی آغاز شده، انتخابات امریکا نزدیک است و جبهه اوکراین یک رکود غیرقابل قبول را تجربه می‌کند. دولت بایدن تحت فشار شدید افکار عمومی است و مشکلات به اندازه‌ای است که احتمال عدم انتخاب دوباره او برای دور بعدی ریاست جمهوری بسیار بالاست. از سوی دیگر، دولت بایدن که روی تعامل با ایران مانور داده بود و اکنون به نوعی به تفاهم غیرمستقیم با ایران رسیده است و طرحی را با آن دنبال می‌کند تا شاید بتواند برجام را احیا کند یا حداقل چیزی از آن به وجود آورد تا بتواند به عنوان برگ برنده در انتخابات پیش رو استفاده کند، نمی خواهد این تفاهم را از بین ببرد و مشکل تازه‌ای را برای خود ایجاد کند. برای بایدن جنگ اسرائیل و حماس یک رویداد بد در زمانی پیش بینی نشده با نتایج غیرقابل پیش بینی است که هیچ سودی از آن برای بهره برداری در داخل نمی توان متصور بود.
بنابراین شاید حفظ وضع موجود و تحمل زخم کاری بر پیکره هیبت اسرائیل برای دولت نتانیاهو مطلوبتر باشد تا زمان مناسب برای استفاده بهتر از فرصت‌‌‌ها و کسب حمایت خارجی فراهم شود. در آن موقع شاید بهتر بتواند به عملیات نظامی در غزه فکر کند. گویی که طولانی شدن این فرایند هم هزینه‌‌های سنگین خود را دارد که سقوط دولت او می‌تواند یکی از پیامدهای آن باشد.