عضویت در سازمان شانگهای دستاورد کیست؟
مهدی روزبهانی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1781

یک اختلاف در فضای سیاسی ایران شکل گرفته و هرکسی تلاش دارد که عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای را به نام خود بزند. بی‌تردید تلاش برای پیوستن ایران به این سازمان به دولت‌های قبل باز می‌گردد و منطقا دولت کنونی به لحاظ زمانی فرصت تلاش برای پیوستن به این سازمان اقتصادی جهانی را نداشته است. در یک دهه گذشته تاکنون پیگیری این موضوع از دستور کار هیچ دولتی خارج نشده بود. حتی در دولت حسن روحانی که به گفته منتقدان اصول‌گرا گرایش به دولت‌های غربی داشت؛ همچنان تلاش می‌شد تا این خواست دیرینه ایران برای عضویت در سازمان همکاری‌های شانگهای محقق شود. اما حسن روحانی با کمک دیپلماتی قوی یعنی محمدجواد ظریف هم نتوانست این خواسته را تا زمان حضورش در ساختمان پاستور، برای ایران محقق کند. 
این که چه عواملی مانع این می‌شد که هربار تلاش‌های ایران برای پیوستن به شانگهای به نتیجه نرسد، خود داستان مفصلی است. ولی برای همه کسانی که به این موضوع آشنایی دارند مشخص است مسائل متعددی مانع پیوستن ایران می‌شد. حالا سوال این است که چگونه در یک بازه زمانی کوتاه‌مدت و پس از استقرار دولت سیدابراهیم رئیسی، این راه چندین ساله دولت‌های مختلف یک‌شبه طی شد؟ 
طرفداران دولت فعلی از روزی که عضویت ایران در این سازمان تأیید شده تا کنون، هر روز بر این طبل می‌کوبند که این اتفاق نتیجه تلاش‌های دولت رئیسی و وزیر خارجه انقلابی‌اش حسین امیرعبداللهیان است و آنان موفق شدند با رایزنی‌های خود چنین دستاورد مهمی را برای ایران به ارمغان بیاورند. از طرف دیگر همزمان طرفداران دولت روحانی شروع کرده‌اند به روایت کردن حوادث گذشته و یادآوری می-کنند که دولت قبلی به کمک محمدجواد ظریف به عنوان وزیر امورخارجه چه تلاش‌هایی داشته است و اگر امروز این خواسته به هدف رسیده، ناشی از تلاش‌های گذشته دولت‌های قبل به‌ویژه روحانی و ظریف بوده است. 
اما واقعیت ماجرا چیست؟ آیا اتفاقی که امروز آن را تجربه می‌کنیم نتیجه و دستاورد تلاش گذشتگان، دولت‌ها و دیپلمات‌های قبلی است؟ یا این‌که واقعا دولت جدید در این بازه زمانی کوتاه توانسته از شگردهای خاصی استفاده کند و این مطالبه ایران را به سرانجام برساند. 
برخلاف طرفداران دولت روحانی که تلاش می‌کنند بگویند عضویت ایران در پیمان شانگهای نتیجه پیگیری‌های دیپلماتیک دولت حسن روحانی بوده است، باید گفت که آن چه امروز اتفاق افتاده هیچ گونه ارتباطی به تلاش‌های دیپلماتیک سابق ندارد. در دولت گذشته عضویت ایران در این سازمان به بهانه تحریم‌های مختلف تهران، مسکوت و از دستور کار خارج شد. هرچند که ظریف کوشید در مذاکره با اعضای این سازمان حمایت آنان را برای عضویت ایران جلب کند، ولی چون نظر قطعی در این سازمان به طور عرفی با چین و روسیه است، در نتیجه به سرانجام نرسید.
اما پذیرفتن این گزاره به معنی این نیست که تلاش دولت رئیسی در حصول به این نتیجه موثر بوده است، چون دولت جدید هیچ تلاش دیپلماتیکی را هنوز شروع نکرده که بگوییم نتیجه تلاش دیپلماتیک آنان بوده است، چرا که از اساس فرصت این کار را هنوز نیافته است. در بازه زمانی دوماهه روی کار آمدن دولت جدید نه رئیس جمهور و نه وزیر امور خارجه مذاکره جدی با اعضای مهم این سازمان نداشته‌اند. ضمن این که امیرعبداللهیان هنوز یک ماه نیست که به عنوان وزیر امورخارجه مسئولیت پذیرفته و تا قبل از آن هم مشخص نبود چه کسی وزیر می-شود.
به‌علاوه نه شخص رئیس جمهوری و نه شخص امیرعبداللهیان به عنوان وزیر خارجه آنقدر نفوذ و اعتبار شخصی در عرصه بین‌المللی هم نداشته‌اند که بتوانند در بازه زمانی یکی دو ماه به چنین نتیجه‌ای برسند. این که مثلا بگوییم رئیسی ارتباطاتی از قبل در عرصه جهانی داشته و توانسته با ارتباطات شخصی این نتیجه را به دست بیاورد، چندان مقبول نیست. در نتیجه این که رئیس جمهوری مدعی شده عضویت ایران در این سازمان یک دستاورد دیپلماتیک است خیلی پذیرفتنی نیست، چون از اساس دولت جدید هنوز هیچ مذاکره‌ دیپلماتیکی را برای هیچ کاری شروع نکرده است. 
اما با این حال باید عضویت در سازمان همکاری‌های شانگهای را واقعا به نام دولت جدید نوشت و آن را اولین دستاورد دولت رئیسی دانست. هرچند که دولتمردان این کابینه هیچ تلاش خاصی برای آن انجام نداده‌اند. این اتفاق در واقع یک هدیه از سوی چین و روسیه به دولتی است که از روز اول با شعار شرق‌گرایی و مقابله با غرب به روی کار آمده است. در روزگاری که کوچک‌ترین مبادلات تجاری ایران با تحریم آمریکا قفل شده، دولتی روی کارآمده که هیچ توجهی به حل این مشکل ندارد و در عوض می‌خواهد فقط کشوری نزدیک به روسیه و چین باشد. در نتیجه چنین اشتیاقی برای تقابل با آمریکا و غرب و پیوستن به شرق، خیلی دور از ذهن نیست که با چراغ سبز چین و روسیه هدیه‌ای بگیرد. 
البته که این هدیه برای دولت نیست، بلکه یک پیام مثبت از سوی این دو کشور به حاکمیت ایران است. آنان در واقع می‌خواهند مانند گذشته ایران در تیم شرق بماند و در جبهه تازه تشکیل شده چینی جایگاه فعال‌تری بگیرد. حتما که چین بابت این عضویت از ایران درخواست‌های زیادی خواهد داشت و حتما که امید دارد تهران نیز با بیشتر این خواسته‌ها موافقت کند؛ اتفاقی که باعث تقویت این گمانه شود که مشکلات اساسی در مبادلات تجاری ایران حل نشود و همچنان ایران با اقتصادی بیمار، یک وابستگی طولانی مدت و شدیدتری به کشوری مانند چین پیدا کند. پیام روشن است؛ ایران موازنه منفی و موازنه مثبت را برای سیاست خارجی خود نپذیرفته و می‌خواهد به طور کامل در زمین شرق بازی کند.