نان مردم را آجر نکنید
محسن صنیعی (مدرس دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1865

بر اساس گفته رئیس سازمان برنامه‌وبودجه، در خبرها آمده است که پس از حذف ارز ۴۲۰۰تومانی، به‌جای یارانه نان، بن کارت ویژه‌ای توزیع می‌شود و مردم نان را به همان قیمت یارانه‌ای دریافت خواهند کرد. ایشان ضمناً گفته که «مردم می‌توانند با این کارت نان را با قیمت فعلی از نانوا بخرند و بعداً دولت مابه‌التفاوت قیمت واقعی و قیمت یارانه‌ای نان را به نانوا پرداخت می‌کند. به عبارتی در این شیوه خرید نان، همان قیمت قبلی نان از کارت نان افراد کسر می‌شود، ولی به نانوا قیمت جدید پرداخت می‌شود.» در این خصوص، سخنم را ابتدا با این نکته آغاز می‌کنم که من اقتصاددان نیستم ولی سعی می‌کنم به‌عنوان یک ایرانی، که اخبار و اقتصاد را دنبال می‌کند، نکاتی را بیان کنم.
۱- تصور بن کارت نان یا به‌عبارت‌دیگر کوپن نان، ضعیف‌ترین شرایط اقتصادی را نشان می‌دهد.‌ نان کوپنی یعنی وجود نان آزاد که احتمالاً می‌تواند به‌عنوان شاخص برای سایر کالاها عمل کند. همه دولت‌ها سعی می‌کنند به هر ترتیب ممکن، یارانه نان را تأمین کنند.
۲- اگر دولت قصد دارد که برای تأمین کسری بودجه خود به سمت حذف یارانه نان یا حامل‌های انرژی برود، پیشنهاد می‌کنم که حتماً برای افزایش درآمدها، معافیت‌های مالیاتی را حذف کند و نیز بودجه نهادهای مستقل غیردولتی که عملاً به‌صورت بخشش و هبه، در بودجه‌های سالیانه جای گرفته‌اند، حذف یا کم شوند.
۳- متأسفانه شاهد هستم که هر گاه، دولت‌ها برای تأمین کسری بودجه به سمت تعدیل قیمت ارز رفته‌اند، یا به‌عبارت‌دیگر به سمت شوک قیمت ارز رفته‌اند، همه کالاها و خدمات، حتی خیار و گوجه، پیاز و سیب‌زمینی هم تغییر کرده‌اند، مثل‌اینکه قیمت ارز، شاخص اقتصاد ایران است. قطعاً نمی‌توان دلار را از سفره مردم ایران، جدا کرد. شاید با این کار، مسئله کسر بودجه دولت برای مدت کوتاهی جبران می‌شود ولی با این ساختار بودجه، مجدداً کسر بودجه ظاهر می‌شود و بعد از یکی دو سال، دوباره شرایط به همان نقطه صفر برگشته است. زمانی دلار هزار تومان بود، بنزین صد تومان بود، الان هم دلار حدود 30هزار تومان است، بنزین آزاد، هم سه هزار تومان است. تو گویی بعد از چند سال، به نقطه صفر رسیده‌ایم. این نشان می‌دهد که این راه، راه درست نیست، دوباره بعد از چند سال، باز به همان نقطه صفر ۱۴۰۰ خواهیم رسید ولی با قیمت ارزی چندین برابر قیمت ارز ۱۴۰۰ و همه کالا و خدمات هم خود را با این شاخص تنظیم می‌کنند.
۴- پیشنهاد می‌کنم که دولت از همه نخبگان اقتصاد کشور استمداد بطلبد و آنان را مأمور کند بهترین راه مدیریت اقتصادی و خصوصاً راه‌های جبران کسر بودجه را پیشنهاد کنند. اگر اقتصاددانان برجسته کشور بیان می‌کنند که امروز مشکلات اقتصادی کشور، راه‌حل اقتصادی ندارند و باید چاره کار را خصوصاً در حوزه سیاست خارجی دنبال کرد، باید این سخنان را شنید و چاره‌ای اندیشید.۵- چند روزی است کلیپی از سخنان حجت‌الله عبدالملکی، وزیر فعلی کار، تعاون و رفاه اجتماعی به هنگام دیدار دانشگاهیان با مقام رهبری در سال ۹۴ منتشرشده است که اشاره می‌کند با توجه به سرمایه‌های کشور، می‌توان کشور را به رده‌های بالای جهانی رسانید. در فضای مجازی، این سخنان بسیار نقد شده ولی نگارنده اعتقاد دارد که ایران از سرمایه‌های بسیار بزرگ مادی و معنوی برخوردار است که می‌تواند ایران را به یک کشور پیشرفته تبدیل کند ولی برای آن‌که راه توسعه، برداشته شود لازم است که به همه این سرمایه‌ها، بهاداده شود و همه این سرمایه‌ها برای توسعه کشور، به خدمت کشور گرفته شوند.‌ یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های کشور، سرمایه انسانی است. جامعه نخبگان در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها، مؤسسات پژوهشی و فرهنگی و رسانه‌ها و احزاب و گروه‌ها و همه مردم و جوانان این کشور، حتی ایرانیان خارج از کشور، دغدغه توسعه ایران را دارند. اگر از این سرمایه‌ها استفاده کنیم و آنان را بها دهیم، قطعاً آنان نیز با اخلاص کامل، همه سرمایه‌های مادی و معنوی خود را در خدمت کشور قرار می‌دهند ولی اگر می‌بینید که جوانان این کشور، دغدغه مهاجرت دارند و امروز مهاجرت فقط به‌قصد تحصیل نیست بلکه عمدتاً مهاجرت نیروی کار است، این نشان می‌دهد که سرمایه انسانی، شرایط را برای حضور خود در وطن مناسب نمی‌داند که علی‌رغم آن‌که همه آدمیان به خاک آبا و اجدادی خود، عشق می‌ورزند، جلای وطن را برمی‌گزینند.۶- در شرایطی که بن کارت نان یا همان کوپن نان، بدترین شرایط اقتصادی را نشان می‌دهد، مجلس یازدهم، ایجاد محدودیت بر فضای مجازی را دغدغه اصلی خود می‌داند و نمایندگان مجلس در نامه‌ای به دولت محترم توصیه می‌کنند که منتظر قانون صیانت از فضای مجازی مجلس نمانید. در حقیقت قانون‌گذار محترم به دولت پیشنهاد می‌کند که بدون قانون، خود دست‌به‌کار شوید یا به‌عبارت‌دیگر، کسانی که باید با زبان قانون سخن بگویند، توصیه می‌کنند که قانون را دور بزنید.