24میلیونی که حیف شد
عادل جهان‌آرای (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1746

درگذشت مردی که سنگ‌های برج آزادی را تراشید

غفار داورپناه ورنوسفادرانی، بنیانگذار سنگ‌بری نوین در ایران در ۹۲ سالگی در تهران درگذشت. مهم‌ترین اثر به جا مانده از داورپناه، برج میدان آزادی در تهران است؛ کار انتخاب سنگ، برش و اجرا را او انجام داد و صنعت و هنر را درهم آمیخت. داورپناه در سال ۱۳۰۸ در سده اصفهان چشم به جهان گشود و به دلیل حرفه پدرش از کودکی به سنگ‌تراشی روی آورد.
او در ۱۱سالگی به همراه پدر به اصفهان رفت و برای کمک به خانواده، به سنگ‌تراشی مشغول شد.پدرش دهقان‌زاده‌ای بود که به ارتش پیوسته بود و به مدت ۱۰سال در جمع قزاق‌ها بود اما استعفا داد و سنگ‌تراشی را برای امرار معاش برگزید. داورپناه در مصاحبه‌ای که در آن زندگی صنعتی خود را شرح داده، در این باره گفته که در سال ۱۳۱۹ و همزمان با جنگ جهانی دوم که در نقاطی از ایران مردم دچار قحطی شده بودند و معیشت بسیاری در تنگنا بود، مدرسه را در کلاس چهارم ابتدایی رها کرد و برای کار به پدرش پیوست.
او بعد از شهریور ۱۳۲۰ برای کار همراه پدر به شهرهای مختلف ایران سفر کرد و سپس در چهارده سالگی به تهران رفت.  داورپناه در سال ۱۳۲۷ نخستین کارگاه سنگبری را دایر کرد و این سرآغاز هفتاد سال تجربه او در صنعت سنگ ایران بود؛ او تا سال ۵۷ و همزمان با انقلاب اسلامی، چندین کارخانه سنگ‌بری ساخت و با واردکردن آخرین فن‌آوری‌‌‌‌های روز، این صنعت را گسترش داد.
در زمان اقامت در تهران، هنگامی که برای کار در پارک شهر مشغول به کار بود، با قنبر رحیمی که از او به عنوان پیشکسوت در معادن سنگ ایران یاد می‌شد، آشنا شد. آن‌‌‌‌ها بعدا در پروژه میدان آزادی با هم همکاری کردند.اما صنعت سنگ، تنها دل‌مشغولی او نبود. در شهریور ۱۳۲۰ که نیروهای متفقین وارد ایران شدند و رضاشاه از پادشاهی ایران استعفا داد، با وجود شیوع قحطی و گرانی، فعالیت‌های حزبی، سیاسی و مطبوعاتی در ایران گسترش یافت. داورپناه در سفری با مرتضی کیوان، روزنامه‌نگار، آشنا می‌شود و به واسطه او دایره دوستان فرهنگی و سیاسی‌اش گسترده شد. داورپناه درباره کیوان و گستره دوستان فرهنگی-سیاسی خود گفته: ‌‌‌‌«در یک سفر با مرتضی کیوان آشنا شدم، خیلی چیزها از آن مرد یاد گرفتم. اصولا رفتار و کرداری آموزنده داشت. این، آشنایی ادامه پیدا کرد و بعدها حتی در دورانی که ما هرکدام سرگرم نامزدی و ازدواج بودیم بیشتر همدیگر را می‌دیدیم.‌‌‌‌» داورپناه گفته بود که پس از سال ۳۲ با هوشنگ سیحون، معمار و تندیس‌ساز سرشناس آشنا شد که در کار صنعتی او، ‌‌‌‌«تحولات زیادی‌‌‌‌» اتفاق افتاد.به گفته غفار داورپناه، سیحون، مهندسی ‌‌‌‌«دقیق و سختگیر‌‌‌‌» بود که ‌‌‌‌«هر کاری که می‌خواست باید انجام می‌شد.‌‌‌‌» این دو پروژه‌های زیادی را به طور مشترک انجام دادند؛ ازجمله مقبره نادرشاه.همزمان با این همکاری،  داورپناه چندین کارخانه احداث کرد و به‌ این ترتیب صنعت سنگ را گسترش داد.