مجلسی که خود را در رأس امور نمی‌داند
مظاهر گودرزی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1683

کودتای سوم اسفند و اصلاح‌طلبی

محمدرضا چمن‌نژادیان (فعال فرهنگی)

سوم اسفند سالروز وقوع کودتای ۱۲۹۹ در ایران است. وقتی علل و عوامل دخیل در سیر مراحل منتج به کودتای سوم اسفند و سایر کودتاها در تاریخ با حوادث پیرامونی آنان مطالعه می‌شود، می‌توان به برخی نظریه‌ها و تئوری‌های فلاسفه و جامعه‌شناسان نظریه‌پردازی مانند ابن خلدون اسلامی تا نگاه دیالکتیک هگلی تا حدودی پی برد. آنتی‌تز یا عصبیت ثانویه در مقابل تز و عصبیت اولیه موجبات وقوع انقلابات و حرکت‌های اجتماعی علیه وضع موجود نامطلوب اعم ازحکومت‌های ایلیاتی، سرسپردگان و مستبدین را فراهم کرده بود، که توسط جمعی پس از گذشت مدت زمانی از توفیق با تقویت بنیانهای اقتدارگرایانه به نفع محدود جماعات قشری، قومی و سیاسی یا هیأت حاکمه جدید مصادره شده و می‌شود. در مرحله اولیه و در حالتی خوش‌بینانه با هوشیاری متولیان و منادیان تحرکات اصلاحی برای برگرداندن امور به ریل خواست اکثریت و مطلوب عمومی صورت می‌گیرد. ولی چنانچه در برابر نگاه خیرخواهانه اصلاحی و فرآیندی مطالبه‌گری اکثریت، مقاومت ناسازگارانه و نامدنی صورت گیرد و ثمره عصبیت و تز اولیه مصادره به مطلوب شود، نتایج و عواقب ناگوار و تلخی به بار می‌آورد.کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹را می‌توان نتیجه یکی از آن ناکامی‌های آرمانی و عواقب ناگوار تاریخی ملت ایران ناشی از یاس عمومی و شکست پروژه‌های اصلاحی دانست. کودتای سوم اسفند که باید درس‌آموز و عبرت‌آمیز باشد، ناشی از سرخوردگی عمومی، ناامنی روانی فراگیر، هرج و مرج عمومی، نخبگان مایوس و انتظار ظهور یک منجی آهنین بوده است.امروزه این آینه عبرت رودرروی ملت ما و دست‌‌اندرکاران انقلاب اسلامی است، تا آنچه با هزینه گران‌سنگی مادی و معنوی فراوان به ویژه تقدیم هزاران شهید ایران زمین، به دست آمده، به‌دست حوادث سپرده نشود. در تحلیل انقلاب اسلامی، انقلابی‌گری و اصلاح می‌توان چکیده عواقب اصلاح‌ناپذیری و مقاومت در برابر خواست اکثریت را به‌شرح زیر متصور شد.در ذات اصلاح‌طلبی و اصلاح به‌روزرسانی، حذف ناخالصی‌های حاکمیتی، طرد بیگانه‌گرایی، نشاط عمومی، مشارکت مسئولانه مدنی و کارآمدی سیستم با پرسشگری و پاسخگویی معقولانه نهفته است. وقتی گارد سخت اقتدارگرایی با مصادره دستاوردها، قوانین، آرمان‌ها همراه شود، پروسه مطالبه‌گری و اصلاحات درون حاکمیتی از طریق مکانیزمهای پیش‌بینی شده مانند قانون اساسی به شکست منجر می‌شود و باید انتظار حوادث ناخوشایند و بازخوردهای منفی داشت که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود: ۱-روزمرگی در امور، بی‌تفاوتی عمومی و فساد ناکارآمدی سیستمی ۲-تمرد عمومی از قوانین، مقاومت منفی و هنجارشکنی اجتماعی ۳-ناامنی روانی، تصلب فضای سیاسی و نارضایتی اجتماعی.ماحاصل این نوع فرایند ناکام‌سازی اصلاحی، عدم تحمل و تعامل دولت و ملت را می‌توان چنین برشمرد: ناکارآمدی سیستمی، بی‌تفاوتی ملی، سرخوردگی عمومی، گرایش به منجیان داخلی و خارجی، مسخ هویتی، ترویج خشونت، شیوع ناهنجاری‌های اجتماعی مانند فساد عمومی، برافتادن بنیادهای اخلاقی، رواج بزه، ترورهای کور و شورش‌های بنیان برافکن توده‌ای با دخالت بیگانگان (کودتای نظامی.) هر کدام از آسیب‌های فوق به تنهایی می‌تواند خوره‌ای به جان و جسم هر ملت کهن و هر نهضت اصیلی باشد.