تشکیک در جمهوریت نظام
محسن صنیعی (مدرس دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1798

از غرب‌زدگی و غرب‌ستیزی تا غرب‌پژوهی

حمید تقوی‌فر (دانش‌آموخته تاریخ)

شکست شاه اسماعیل، بنیانگذار حکومت صفویه، در چالدران(۹۲۰ه.ق) از تو‌‌‌پخانه عثمانی، توجه ما را به سازندگان توپ و ابزار جنگی یعنی غرب جلب کرد. بعدها در دوره طهماسب صفوی (985-930 ه.ق) و عباس اول (1038-996 ه. ق) «آنتونی جنکیسون» و برادران «شرلی» برای انجام این معاملات و ایجاد کارخانه به ایران آمدند. بازی پیروی از غرب ابزارساز، از آن روز شروع شد. ما توپ خریدیم، او تانک ساخت. ما تانک خریدم، او موشک ساخت. تا امروز همچنان این سیکل ادامه دارد.جنگ‌های ایران و روسیه، گسترش مناسبات با فرانسه و انگلیس به منظور جلب حمایت آنها علیه روسیه، اختراع تلگراف، اعزام سفرا و سفر پادشاهان و اعزام محصلین علوم دقیقه و ظریفه و مهندسی و پزشکی به غرب، ما را متوجه عقب‌ماندگی خود و پیشرفت و نظم آنها کرد؛ به‌طوری‌که آهسته آهسته منورالفکران به این نتیجه رسیدند که راه توسعه از غربی شدن می‌گذرد. انقلاب مشروطه اولین نتیجه سیاسی این گفتمان و ‌توسعه‌خواهی بود .هرچند عناصر قابل توجهی از روحانیت و سنت‌گرایان از بانیان و حامیان آن بودند، ولی اختلافات بعدی به توپ بستن مجلس و فترت و تعطیلی آن، اعدام شیخ فضل‌الله نوری؛که مشروطه را برآمده از دیگ پلو انگلیس می‌دانست، گسست بعد از جنگ جهانی اول و ناامنی و ظهور رضاخان و رضاشاه بعدی، استیلای مکلاها بر معممین در تصمیم‌گیری و شعار تقی‌زاده که «ما باید از فرق سر تا ناخن ‌پا فرنگی شویم» و خانه‌نشینی و به حاشیه راندن سنت و علما از طرف روشنفکران، «غرب‌زدگی» را در ایران کامل کرد و فارغ‌التحصیلان غرب به خدمت استبداد مدرن درآمدند  ظهور و بروز استبداد رضاشاهی و دوره پهلوی دوم، مدرنیزاسیون و توسعه ناهمگن، اختلاف طبقاتی، بروز افکار چپ مارکسیستی در ایران و نحله‌های عدالت‌خواهانه، نارضایتی مردم، همه و همه دست به دست هم داد تا این نارضایتی و ناعادلانه بودن اوضاع، استبداد و فساد حاکم چه اخلاقی و چه سیاسی را به حساب غرب گذاشته شود. روشنفکران نسل دوم این بیماری را «غرب‌زدگی» یافتند.  احمد فردید تئوری‌اش را بافت و آل‌احمد کتابش را نوشت. در آن روزگار اگر جلال به زعم خود و زمانه‌اش بیماری را تشخیص داد و «غرب‌زدگی» را نوشت، شریعتی درمان را نسخه کرد و«بازگشت به خویشتن»را نوشت. علما که از ابتدا با غرب و مدرنیته مخالف بودند و از برخورد با خود در دوره مشروطه دلگیر و معترض و سرخورده شده بودند. چپ‌های توده‌ای نیز در زمینه غرب‌ستیزی دستور از پدرخوانده خود داشتند. با تاثیرات این گروه‌ها  نهايتا پروسه «غرب‌ستیزی» در ایران کامل شد. در نتیجه این اندیشه، آبشخور و گفتمان انقلاب پنجاه‌وهفت با سمت وسوی ضد غربی و چپ‌گرایانه شد، غرب‌ستیزی به اوج رسید و سیاست چنان از آن بهره برد که آن مفهوم را نه به معنی و ماهیت کشورهای سازنده ابزار برتر و استعمارگر، بلکه تبدیل به یک جهت جغرافیایی کرد. بار معنایی استعمارگری و حمایت از استبداد، آن‌را چنان فرو کاست که گویی غرب شامل سایر قدرت‌های فزونی‌طلب و سلطه‌گر ماوا گرفته در سرزمین شرق نمی‌شود و این طنز روزگار ما و علامت سست بودن ایده سیاسی و جناحی غرب‌ستیزی است.امید است که نسل سوم روشنفکری در ایران بدون نیاز به انقلابی دیگر به «غرب‌پژوهی»برسد. امید می‌رود که غرب‌پژوهی در ایران، پس از دو تجربه تلخ بر مبنای عقلانیت چنان شکل بگیرد که ما بفهمیم غرب نه لیوانی است با نیمه پر، و نه لیوانی با نیمه خالی؛ بلکه بپذیریم غرب لیوانی است با مقداری آب. همان‌گونه که مخالفانش برای جراحی چشم و کبد و چک‌آپ و خرید واکسن بدانجا مراجعه می‌کند، غرب هم برای منافعش ممکن است دست به هر کاری بزند. 
امید است: بیاموزیم که غرب حتما دنبال منافعش بود و بپذیریم که باید هم باشد و ما چنان‌که بخواهیم با آن رابطه داشته باشیم باید منافعش را لحاظ کنیم، البته با اولویت منافع ملی خودمان.
امید است: گوشمالی تجربه به ما بیاموزد که غرب تنها جهت جغرافیایی نیست، بلکه بحث توسعه‌یافتگی  و ابزار پیشرفته است که سلطه می‌آورد و قدرت می‌آفریند. هر کشوری می‌تواند غرب باشد یا غرب بشود.
امید است: که گوشمالی تجربه، این طرف بام غرب‌زدگی، و آن سوی بام غرب‌ستیزی، ما را به غرب‌پژوهی رهنمون شود؛ تا بیاموزیم مناسبات جهان پیرامونی بر اساس قدرت است و نه حق.
امید است در غرب‌پژوهی بیاموزیم که قدرت سازش با محیط - با حفظ منافع ملی- هنر سیاست است، نه درافتادن و برانداختن محیط پیرامونی با شعار، البته بدون داشتن قدرت عملی کردن آن. 
امید می‌رود که در غرب‌پژوهی بیاموزیم و ایرانیان بدانند ایران هیچ‌گاه مستعمره نبوده و استعمار مشکل شماره یک ما نیست مشکل جای دیگریست. آیا گاه غرب‌پژوهی نرسیده است؟