شتاب تورم و خاک گرفتگیِ FATF
محسن رفیق (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1776

همایون ارشادی در گفت‌وگو با همدلی:

سینمای ایران دارد در جهان می‌درخشد

همدلی| رضا نامجو: همایون ارشادی یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیگران سینمای ایران در سطح جهان است؛ از حضور در بادبادک‌باز در سال 2007 گرفته تا فیلم‌های آگورا، سی دقیقه پس از نیمه‌شب، تحت تعقیب‌ترین مرد، علی و نینو، آرمان‌شهر و در آخر آخرین سکنه تجربه‌های برون‌مرزی ارشادی است. حضور در پروژه‌هایی ازاین‌دست باعث شده بتوان این بازیگر سینمای ایران را یک بازیگر بین‌المللی به‌حساب آورد. کاکادو، عشق گمشده، طعم گیلاس، درخت گلابی، پارتی، بوی گل سرخ، مزاحم، جایی دیگر، واکنش پنجم، سیمای زنی در دوردست، تفکرات آقای نویسنده، پرونده هاوانا، سفر به هیدالو، رؤیای خیس، از دوردست، زندگی با چشمان بسته، آل، آینه‌های روبه‌رو، آسمان محبوب، یکی از ما دو نفر، زمان معکوس، بی‌انتها، ما همه گناهکاریم، یک عاشقانه ساده، یک سطر واقعیت، بی خداحافظی، چک، نارنجی‌پوش، ملکه، یک، دو، سه،... پنج، چه خوبه که برگشتی، گناهکاران، روزگاری عشق و خیانت، اشباح، لاله، به تهران خوش آمدید، ناخواسته، پنج ستاره، ماهی سیاه کوچولو، دریا و ماهی پرنده، چهارشنبه خون به پا می‌شود، آشوب، ماحی، بن‌بست وثوق، انزوا، ایتالیا ایتالیا، خرگیوش، هت‌تریک، سرو زیر آب، نیلگون، حکم تجدیدنظر و زد و بند تنها بخشی از فیلم‌هایی است که در کارنامه این بازیگر بین‌المللی دیده می‌شود. او سفرهای زیادی به خارج از ایران داشته و با استودیوهای مختلف فیلم‌سازی همکاری کرده. بنابراین برای مقایسه وضع سینمای ایران و سینمای جهان یکی از بهترین گزینه‌هاست. به بهانه توفیق‌های اخیر فرهادی و البته حضور نام عباس کیارستمی در بین بهترین فیلم‌سازان قرن 21 با ارشادی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که شرح آن در ادامه آمده است: 

 با توجه به این‌که شما یکی از بازیگران بین‌المللی سینمای ایران به‌حساب می‌آیید. می‌خواهم در ابتدای این گفت‌وگو برداشت خودتان را از وضع سینمای ایران در مقیاس جهانی ارائه دهید.

ببینید، از نظر من نمی‌شود موفقیت سینمای ایران را فقط با گرفتن جایزه مدنظر قرار داد. البته این بدان معنا نیست که جایزه گرفتن و موفقیت‌هایی ازاین‌دست اتفاق‌های خوبی نیستند. این‌ها اتفاق‌های خوبی هستند؛ اما سینمای ما سال‌هاست حتی بدون این جوایز هم توانسته خودش را در دنیا مطرح کند و به یک بالندگی خوبی برسد. می‌خواهم بگویم ما سینماگرانی داریم که حتی بدون گرفتن جایزه هم نام‌آور هستند و توانسته‌اند با کارهای خودشان سینمای ایران را در دنیا تعریف کنند و شخصیتش را در میان آن‌هایی که سینمای کشورهای مختلف را پیگیری می‌کنند جا بیندازند. به عبارت دیگر، سینمای ایران توانسته با تمام کارهایی که انجام داده، خودش را در دنیا معرفی کند و بدرخشد. 
 سؤالی که در این شرایط ممکن است تکراری به نظر برسد اما همیشه قابل طرح است، بررسی تفاوت کارگردان‌هاست. ما دستکم با دو نام مواجه هستیم که هر یک به‌نوعی توانسته‌اند بخشی از سینمای ایران را در جهان معرفی کنند. دو مثال خوب برای این بحث سال‌های حضور و فعالیت عباس کیارستمی از یک‌سو و حالا کارهای اصغر فرهادی است. به نظر شما این دو حضور چه تفاوت‌هایی می‌تواند داشته باشد؟
در ابتدای این بحث باید بگویم حضور سینمای ایران در فضاهای بین‌المللی مدیون برخی کارگردان‌هاست که توانسته‌اند این سینما را به‌خوبی معرفی کنند و در صدر همه آن‌ها نام عباس کیارستمی قابل‌اتکا است. البته که در سال‌های پیش از فعالیت آقای کیارستمی و حضورشان در صحنه‌های بین‌المللی هم سینماگرانی از ایران توانستند در برخی از جشنواره‌ها جوایزی را به دست بیاورند اما اگر بخواهیم چیزی شبیه یک جریان را متصور باشید اتفاقی که امروز شاهدش هستیم از حضور آقای کیارستمی در جشنواره معتبر کن و به دست آوردن آن جایزه آغاز شد. بعد از به دست آوردن آن موفقیت توسط این مرد بزرگ بود که چهره‌های جوانی مانند جعفر پناهی، بهمن قبادی و حسن یکتاپناه توانستند در آن بدرخشند. این یک آغاز خوب بود. بعد از آن، البته جشنواره‌های دیگر هم به سینمای ایران توجه کردند و موفقیت‌های دیگری رقم خورد. در این بین، مهم‌ترین اتفاق موفقیت اصغر فرهادی در اسکار بود. 
خیلی‌ها می‌گویند بعضی از کارگردان‌های ایرانی برای جشنواره‌های خارجی فیلم می‌سازند. نظر شما درباره استفاده از این تعبیر چیست؟
این صحبت‌ها البته در گذشته شنیده می‌شد. امروز وضع تغییر کرده است؛ امروز شاهد جریانی هستیم که بر اساس آن اغلب فیلم‌های ایرانی می‌رود و در جشنواره‌های خارجی شرکت می‌کند. از داکار گرفته تا قاهره یا هر جای دیگر. با این توضیح من فکر نمی‌کنم تعابیری نظیر فیلم کن، اسکار یا غیره وجود داشته باشد یا دستکم امروز دیگر نمی‌توان از این تعابیر استفاده کرد چراکه واقعیت سینمای ایران این تعبیر را حذف کرده و کنار گذاشته است. 

 حضور در جشنواره‌های درجه چندم چطور؟ این حضورها چه قابلیت‌هایی را دارد؟

امروزه در سطح دنیا حدود 3000 جشنواره وجود دارد که هرکدام کار خودشان را انجام می‌دهند. بعضی از فیلم‌های ما به جشنواره‌هایی در خود آمریکا می‌روند که خیلی از ما حتی اسمشان را هم تا امروز نشنیده‌ایم و بعد با جایزه برمی‌گردند و برگزیده جشنواره خارجی به‌حساب می‌آیند در حالی که سطح فنی برخی از این جشنواره‌ها مثل جشنواره‌های استانی ما است. با این توضیح، فیلم‌هایی که ساخته می‌شوند، علاقه‌ دارند به خارج از کشور بروند و در جشنواره‌های خارجی حاضر شوند. چون هم می‌توانند فیلم را به ایرانیان مقیم خارج نشان دهند و هم می‌توانند در جشنواره‌ها شرکت کنند.از سوی دیگر، جشنواره‌های زیادی در دنیا وجود دارند که هر کدام سیاستی مخصوص به خود را دارند. در این بین، تعداد کمی جشنواره وجود دارند که همیشه یک سیاست را دنبال می‌کنند. به عنوان مثال، کن به عنوان جشنواره فیلم‌های فرهنگی و اسکار به جشنواره فیلم‌های تجاری معروف شده‌اند. البته همه جشنواره‌ها چه کوچک و چه بزرگ به دنبال جهانی کردن سینما هستند و حتماً در این مسئله به دنبال بهبود سیاست‌های خودشان حرکت می‌کنند. به طور کلی، نگاه سینماگران و تماشاچیان خارجی به سینمای ایران نگاهی افتخارآمیز است. از این‌رو، هرگاه در خارج از کشور چه برای فیلم‌برداری و چه برای گردش به سر می‌برم از این‌که عضو کوچکی از سینمای ایران به شمار بیایم به خود می‌بالم. من از آغاز مراسم‌های به‌اصطلاح اکران خصوصی در ایران خوشحالم. با این توضیح که نمی‌خواهم این مراسم را با آنچه در خارج اتفاق می‌افتد مقایسه کنم از این‌که عوامل مختلف یک فیلم دوباره موقع اکران دور هم جمع می‌شوند و این فرصت را دارند که در کنار تماشاچیان به محصول تلاشی که انجام داده‌اند نگاه کنند، خوشحال می‌شوم.

 اگر بنا باشد به لحاظ سخت‌افزاری به قضاوت سینمای ایران بنشینیم، وضع این سینما در مقایسه با تولیدات صورت گرفته در سطح جهان را چطور می‌توان ارزیابی کرد؟

من همیشه معتقد بودم که سینمای ایران از نظر صنعتی یکی از بهترین سینماهای دنیا است. اما به‌جرئت می‌توان گفت مهم‌ترین تفاوت بین سینمای ایران و یک سینمای خارجی به‌خصوص هالیوودی به برنامه‌ریزی اجرای یک پروژه سینمایی باز می‌گردد. منظورم از صنعت سینما بازیگری، کارگردانی، فیلم‌برداری، صدابرداری، گریم، موسیقی، طراحی صحنه و موارد دیگر است که سینمای ایران در این موارد هیچ‌چیزی کمتر از سینمای دنیا ندارد. البته به لحاظ تکنولوژی هنوز عقب هستیم اما در سال‌های اخیر در این مورد پیشرفت زیادی داشته‌ایم. در پروژه‌هایی که من در آن‌ها کار کرده‌ام برنامه‌ریزی و اجرای آن برنامه به‌قدری دقیق بوده که حتی یک روز هم در فیلم‌برداری تأخیری دیده نمی‌شد. من وقتی برای بازی در فیلم بادبادک‌باز به چین رفتم به‌محض رسیدن به فرودگاه بسته‌ای به من دادند که برنامه 5 ماه فیلم‌برداری در آن بود. با توجه به تغییرات لازم در لوکیشن‌های فیلم‌برداری و رفتن از چین به آمریکا حتی یک روز هم برنامه فیلم‌برداری تأخیری نداشت. این مسائل را مطرح کردم تا خواننده بتواند تا حدودی تفاوت میان سینمای ما و سینمای کشورهای توسعه‌یافته را دریابد.