شتاب تورم و خاک گرفتگیِ FATF
محسن رفیق (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1776

و شعر چيست؟ (۲۹) تاثیرپذیری

فیض شریفی (منتقد و پژوهشگر ادبیات)

من از تمام بزرگان عالم تاثیر گرفته‌ام... لویی آراگون 

رؤیایی می‌نویسد:‌«در نقد ما، به ويژه شعر، رايج این است‌ که در کار شاعر اول‌ به دنبال کشف تاثیر می‌گردند تا ببينند جای پای کدام شاعر پیش از او در اوست که آن را مثل‌ عیب، یا ضعف، پرچم کنند. و این مرا هميشه به خاطره‌ای از شاعر بزرگ فرانسوی، لویی آراگون، می‌برد که تاثیر گرفتن از بزرگان شعر را نوعی توانایی هنری می‌دید...‌»
 آراگون، نادرپور و رؤیایی را سرمیزی دعوت می‌کند ‌و بی‌هيچ مقدمه‌‌ای شروع می‌کند و از حیرت خود از سعدی می‌گويد و بسیار می‌گويد. نادرپور که شعر و ادبیات فرانسه را خوب می‌شناسد، می‌گويد: ‌«من هم موارد بسیاری از تاثیر سعدی را در کارهای شما و نیز در مجموعه چشم‌های الزا دیده‌ام.‌» 
آراگون: ‌«من از تمام بزرگان عالم تاثیر گرفته‌‌ام.‌» رؤیایی: ‌«دوباره‌ خوانش سعدی را از سر خواهم گرفت. مطمئن باشيد.‌» ما از آراگون الهام می‌گیریم و آراگون از نظامی، سعدی، مولوی و جامی؛ آن وقت ما شاملو را سارق اشعار اروپایی می‌دانيم. شاملو به تاثیر از آراگون، ‌«آیدا در آينه‌» را سرود. 
السا در برابر آينه گیسوان شرابی یا بلوند خود را شانه‌ می‌زند و در دل شاعر آتش می‌افکند؛ مثل آتشی که نازی‌ها در پاريس ایجاد می‌کنند. شاعر در یک چشم به‌هم زدن، از یک ‌«من‌» شخصی می‌گریزد و شعر را توسعه‌ می‌دهد و انسانی و اجتماعی می‌کند. آراگون در مجموعه السا در آينه خود را مجنون می‌نامد و همسر هفتادساله‌اش، السا، را به پاس چهل سال زندگی عاشقانه لیلا می‌خواند و کتاب عاشقانه‌ای به نام‌ مجنون السا می‌نگارد: ‌«برگرد حرم مقدس‌ مکه بدکاران از خدا می‌خواستند که گناهانشان را ندیده بگيرد...من از خدا خواستم که لیلا را از بلاها در امان نگه دارد/نزدیک شدن به حریم لیلی برای دیدگان من همچون واحه‌ای سرسبز و کسی که به خوار کردن لیلا در چشم من می‌کوشد در من حیرتی ستايش‌آميز نسبت به او برمی‌انگیزد/چه بسا کسان در گوش من زمزمه کرده‌اند که از عشق لیلا پشیمان شوم/من نیز سرباز زدم، زیرا ندامت از عشق، در زندگی جامه‌‌ایست که من هرگز نخواهم پوشید...‌»
 در لیلی و مجنون نظامی نیز پدر مجنون، او را به مکه می‌برد و از او می‌خواهد از خدا بخواهد که تو را از بلای عشق برهاند، مجنون حلقه‌ در کعبه را می‌گیرد و می‌گويد: ‌«گرچه‌ ز شراب عشق مستم/عاشق‌تر ازآن کنم که هستم‌...‌» آراگون در دایره نفوذ و جاذبه شعر کلاسیک فارسی قرار گرفته‌ و منظومه‌ ۴۵۰ صفحه‌ای ‌«ديوانه السا‌» حاصل برخورد او با شعر فارسی است‌. 
کتاب ‌«ديوانه السا‌» با این مصراع جامی آغاز می‌شود: ‌«عشق‌بازی می‌کنم با نام او‌» در مثنوی جامی آمده که یک صحرانورد در بادیه مجنون را می‌بیند که بر لوح ریگ نام لیلی را می‌نگارد. 
به مجنون می‌گويد: ‌«هرچه بنویسی باد صرصر و شدید پاک می‌کند.‌» گفت: ‌«شرح حسن لیلی می‌دهم/خاطر خود را تسلی می‌دهم.../ناچشیده جرعه‌ای از جام او/عشق‌بازی می‌کنم با نام او.‌» آراگون، این شاعر بزرگ که او و آندره برتون را بنیانگذاران مکتب‌ سوررئالیسم می‌دانند، از میراث ادبی ایران دفاع می‌کند. آراگون شیفته ادبيات ایران بود. منظومه‌ او حماسه‌ای نوین است‌.
 از شاعران کهن می‌گیرد، از صافی ذهن خود می‌گذراند و به شکلی تازه ارائه‌ می‌دهد.
 او بیتی می‌خواند: ‌«من همچو خاک و خارم و نه آفتاب و ابر/گل‌ها و لاله‌ها و هم ار تربیت کنی.‌» و می‌گويد: ‌«بدین گونه‌ بود که غرناطه از خاک رؤیاهای من در روشنایی وجود زنی برانگیخته شد که نخستین بار این نام را بر زبان راند. 
مجنون یا ديوانه یا جن زده‌ شعر فارسی و عربی به تقریب سيمای قطعی خود را در شعر جامی به دست آورده است...ديوانه السا منظومه‌‌ای است منثور و منظوم و به همان مفهومي آمده که گوگول ‌«ارواح مرده‌» را منظومه‌ ناميده است‌. 
آراگون درپی آن است به ما ثابت کند که عشق بنیادسوز و خانه خراب کن نيست، بلكه موجب‌ کمال آدمی می‌شود.
 یک دادوستد عاشقانه چهل ساله است‌ که برد و باختی ندارد، چنان‌ که جامی گويد:‌«هرچه بیند به عالم القصه/کز جمال وی اش بود حصه/کند از جان و دل بدان میلی/همچو مجنون به جانب لیلی.../شاد زی از عنايت مولا/در حمای حمايت لیلا.‌»عرفان ایران با سوررئالیسم انس و الفتی دارد.
 در واقع پيش از آنکه مکتب‌‌های غربی پا بگیرند و رشد کنند، مایه‌هایی از آنها در ایران، ريشه دوانیده بود. در ادبيات کهن هم مکتب‌های ادبی رمانتی‌سیسم می‌بینید، هم واقع گرا و هم سمبولیسم و سوررئالیسم، بدون آنکه مانیفست آنها مجموع شده باشند.