مجلسی که خود را در رأس امور نمی‌داند
مظاهر گودرزی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1683

اوراقی فاقد صرفه اقتصادی

فاطمه آقایی‌فرد (روزنامه‌نگار)

تورم پدیده‌ای مهم در همه اقتصادهای دنیا است که به زبان ساده به واحدی از ارز اشاره دارد که ارزش آن مدام در حال کاهش است و به همین دلیل برای خرید مقدار مشابهی از کالا و خدمات نسبت به گذشته، به واحدهای ارز بیشتری نیاز دارد. اگرچه بسیاری از سرمایه‌‌گذاران یا حتی افراد دیگر حوزه‌های اقتصادی، این را به صورت غریزی می‌دانند، اما مفهوم اصلی این اصطلاح را تغییر داده و تورم را با افزایش قیمت آیتم‌های مختلفی تعریف می‌کنند که انسان‌ها برای یک زندگی آسوده به آنها نیاز دارند؛ از نان کره، شیر، پنیر، قهوه، نفت، مسکن و پوشاک گرفته تا خدمات پزشکی، مرغ، وسایل برقی و شامپو؛ همان اجناسی که با جریان همین تورم، پول شما وسایل کمتری را برای شما می‌خرد. به عبارت دیگر، تورم زمانی اتفاق می‌افتد که یک اقتصاد به دلیل بیشتر شدن هزینه‌ها رشد می‌کند؛ در چنین اقتصادی، قیمت‌ها بالا می‌رود و ارزش پول ملی هم سقوط می‌کند؛ به عبارت دیگر قدرت پول کمتر شده و جنس کمتری در ازای همان مقدار پول که در گذشته هزینه می‌شد، توسط افراد قابل خریداری می‌شود. در نهایت، قدرت پول ملی هر کشوری در مقابل سایر ارزها رنگ می‌بازد و به عنوان مثال دلار کمتری در ازای ریال قابل خریداری می‌شود. روش‌های زیادی برای کنترل تورم در اقتصادهای پیشرفته از جمله ایالات متحده وجود دارد؛ متد‌هایی که برخی از آن‌ها به خوبی نتیجه می‌دهد، اما برخی دیگر اثرات نامطلوب غیرقابل انکاری بر دیگر بخش‌های اقتصادی دارد. نگاهی به وضعیت کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که کنترل تورم از طریق دستکاری دستمزد یا حتی کنترل قیمت اجناس، نتیجه‌ای جز ایجاد رکود و از بین رفتن فرصت‌های شغلی نداشته است. این در حالی است که در کشور ایران نه تنها سیاست‌های مناسبی برای کنترل تورم اتخاذ نشده یا حتی به مرحله اجرا نرسیده که دست‌اندازی به منابع بانک مرکزی برای تامین هزینه‌های جاری از سوی دولت‌های مختلف، همواره مشاهده شده و در این میان تنها راهکاری که برای افزایش قدرت خرید اقشار ضعیف در نظر گرفته شده، بالا بردن دستمزدها یا حقوق‌ها، بدون در نظر گرفتن نرخ واقعی تورم بوده است؛ اتفاقی که زمینه را برای بالا بردن تورم فراهم کرده و در نتیجه افزایش ناچیز دستمزد و تورم در دور باطلی قرار گرفته‌اند؛ به عبارتی، تورم دستمزد را به صورت ناچیز افزایش داده و بالا بردن همین دستمزد به صورت جزئی، دوباره فرصت بیشتری برای تاختن تورم همواره شده. واقعیت این است که در اقتصادهای توسعه‌یافته یا حتی در حال توسعه، این تصور وجود دارد که کنترل تورم از طریق دستکاری دستمزد و قیمت اجناس باعث ایجاد رکود اقتصادی و از دست رفتن بسیاری از فرصت‌های شغلی می‌شود. بر همین اساس برای جلوگیری از تاثیرات منفی دو راهکار قبلی، یکی از روش‌های با اهمیت برای کنترل تورم در کشورهای توسعه‌یافته، استفاده از سیاست‌های پولی  است. سیاست‌های پولی در واقع، مجموعه اقدامات و تصمیمات بانک مرکزی است که در آن‌ها با استفاده از کنترل حجم پول، رفتار تقاضای جامعه را برای اثرگذاری بر تولید، تورم و بیکاری هدایت می‌کند. از سوی دیگر، در تمامی اقتصادهای بزرگ دنیا نظیر ایالات متحده، کنترل حجم پول یا عرضه پول به دست بانک مرکزی است. 

حتی بانک مرکزی به دولت ابلاغ می‌کند که چه سیاست اقتصادی برای سال پیش‌رو باید در پیش بگیرد.؛ یک نهاد مستقل و با قدرت در سیستم اقتصادی؛ وقتی رئیس بانک مرکزی این کشور درباره مسئله‌ای صحبت می‌کند شاید تاثیر آن بر رفتار مردم و فعالان اقتصادی از تاثیر صحبت‌های رئیس جمهور نیز بیشتر باشد. در همین زمینه باید گفت که یکی از روش‌های محبوب برای کنترل تورم در این کشورها، استفاده از سیاست انقباض پولی است. هدف از سیاست انقباض پولی، کاهش عرضه پول با استفاده از انتشار اوراق قرضه است؛ اوراقی که برای اثرگذاری بیشتر در این کشورها با قیمت پایین‌تر و سود بالاتر به دست خریداران می‌رسد. با اتخاذ این سیاست در کشورهای توسعه‌یافته، حجم پول در جامعه کم شود؛ وقتی میزان پول در دست مردم کاهش یابد الگوی مصرفی یا تمایل آن‌ها برای خرید و مصرف کالاها کاهش می‌یابد. پس از آن با کاهش تقاضا در جامعه قیمت‌ها نیز رفته‌رفته پایین می‌آید. به عبارتی، توزیع اوراق قرضه دولتی با کاهش رشد نقدینگی به کنترل نرخ تورم کمک می‌کند. اما نکته قابل توجه در انتشار اوراق قرضه در این کشورها همان مسئله پایین بودن قیمت این اوراق و سود بالاتر آن‌هاست که درصد بالایی از مردم را تشویق به سرمایه‌گذاری می‌کند. این در حالی است که در کشور ما در حال حاضر دولت اوراقی منتشر می‌کند که نرخ سود آن در بهترین حالت کمی بالاتر از نرخ بهره بانکی است. با توجه به این‌که در ایران نرخ تورم همیشه بالاتر از نرخ بهره بانکی یا نرخ سود اوراق قرضه بوده است با ادامه این شرایط خرید این اوراق فاقد صرفه اقتصادی است.