سانسور آدم‌کشی به شیوه اسراییلی و اروپایی
طاهر اکوانیان (روزنامه نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1688

نگاهی به كتاب «آلن روب‌گريه» نوشته‌ی «ژانين پ. پلوتل»

فرصتی برای زندگي

احمدرضا حجارزاده (نویسنده)

فرانسه از تاثيرگذارترين فرهنگ‌ها و ادبيات در مجموعه‌كشورهای اروپايی است. جريان‌های فكری، ادبی و فلسفی زیادی از فرانسه سرچشمه گرفته‌اند و بخصوص بيش‌تر جريان‌های پيش‌روِ ادبی در قرن بيستم ريشه فرانسوی دارند. از اين منظر آشنايی با نويسندگان و نخبه‌های ادبی اين کشور مهم جلوه می‌كند. نويسنده‌هايی نظير مارسل پروست، اوژن يونسكو، رولان بارت، لويی فردينان‌سلين، آندره برتون، ژان پل‌ساتر و آلن روب‌گريه كه هر كدام از جهان‌بينی عميق و دستاوردها و تجارب ارزنده‌ای در حوزه ادبيات برخوردارند و نه تنها در فرانسه،كه در سطح جهان با نوشته‌های خود جريان‌های ادبي ماندگار ی بر جا گذاشتند اما به راستی اين نويسندگان چگونه می‌توانستند تا اين حد بي‌نظير، دقيق و درست بنويسند؟! كدام رازِ ناگفته، دليل ماندگاری نوشته‌های آن‌هاست؟ نشر ماهی چند سال پیش، مجموعه‌ی كوچكی با عنوان «نويسندگان قرن بيستم» را روانه‌ی بازار کرده بود که به اين پرسش‌ها، پاسخ داده است. اين انتشارات پيش از نیز نمونه‌ای از همين مجموعه را درباره‌ی نويسندگان روس چاپ كرده بود. جلد هفتم اين سری به نام «آلن روب‌گريه»، با توضيح و تشريح يك عكس يادگاری تاريخی آغاز می‌شود؛ تصويری كه در آن جمعي متشكل از بهترين نويسندگان فرانسه يعنی آلن روب‌گريه،كلود سيمون،كلود مورياك، ژروم لَندُن، روبر پَنژه، ساموئل بكت (با اصالت ايرلندی)، ناتالی ساروت (روس‌تبار) و كلود اوليه در مقابل «اديسون دو مينويی» (شركتی كه به همت لَندُن تأسيس شد تا آثار نهضت مقاومت فرانسه را چاپ و توزيع بكند) ايستاده‌اند. نقطه اشتراك اين نويسندگان، اين بود كه هيچ‌كدام به «ايسم»ها و گرايش‌های آن زمان پاريس تعلق نداشتند و اهل كافه‌نشينی و تجمع در پاتوق‌های فرهنگی در محافل عمومی هم نبودند. آن‌ها با نوعی انتزاع ادراك حسي شناخته می‌شدند كه در آن زمان نوآوری خاص گروه‌شان بود و چيزی نگذشت كه جمع اين نويسندگان را به نام «رمان‌نويسان نگاه» ناميدند و اندکی بعد اصطلاح رمان‌نويسانِ نو جای آن را گرفت. كتاب‌های نام‌برده به دليل حجم اندك‌شان و عدم ضرورت، فصل‌بندی نشده و به صورت پيوسته، شرح حال مختصری از تولد و زندگی نويسنده مورد نظر را در خود جای داده‌اند. سپس به بیان خصوصيات و چگونگی آفرينش آثار نويسندگان آن‌ها پرداخته شده. در جريان اين واكاوی‌های ادبی، نكات ريزی به چشم می‌آيد كه می‌توانند به اندازه‌ی چند سال تحصيل در دانشگاه مفيد و آموزنده باشند. اين مجموعه از سه ویژگی خوب برخوردار است: نخست آن‌كه كتاب‌ها مصورند و مي‌توانيد در پايان هر جلد، تصاويری از زندگي خصوصي و فعاليت‌های نويسنده را مشاهده بكنيد. دوم آن‌كه در خلال متن، هر کجا توضيحی در باب شيوه‌ی نگارش نويسنده آمده، براي روشن‌شدن مطلب، مثالی از متن كتاب‌های او نیز آورده‌اند كه باعث سهولت در تفهيم موضوع مي‌شود. و سوم، ترجمه‌های روان، درست و خواندنی متن هستند كه از دشواری درك مطلب كاسته و نوشته‌های موجود را به آن‌چه در اصل اثر فراهم بوده، نزديك‌تر كرده‌اند. خوش‌بختانه از آلن روب‌گريه كتاب‌های ارزش‌مندی در ايران به چاپ رسيده و به قدر كافی ميان جمعيت كتابخوان شناخته شده است. او پيش از نويسنده‌شدن، مهندس كشاورزی بود، ولي در سی سالگی همه‌چيز را كنار مي‌گذارد و به نويسندگی و فيلم‌سازی رو می‌آورد.گرچه بيش‌تر به اعتبار نوشته‌های خود شناخته مي‌شود تا ساخته‌های سينمايي‌اش. هم‌چنين دو زندگي‌نامه‌ خودنوشت دارد با عناوین «آينه بازتابنده» و «آنژليك» كه  متمايز و به سبك پسامدرن نوشته شده‌اند. در اين زندگینامه‌ها، واقعيت و داستان در هم می‌آميزند و بر اين نكته صحه می‌گذارند كه روب‌گريه در زندگی مثله‌شده‌ی نسلی كه از رويدادهای جنگ جهانی دوم آسيب ديده، سهيم است و اين تاثيرپذيری در نوشته‌های او پيداست. می‌توان درباره روب‌گريه گفت نويسنده‌ای است كه مانند بسياری ديگر از داستان‌نويسان، در آثارش به زندگي فرصتي دوباره می‌دهد. در صفحه‌ی هفدهم كتاب «آلن روب‌گريه‌‌» می‌خوانيد: «چشم‌چران نام رمان بعدي روب‌گريه است كه سال 1955 به چاپ رسيد و موفق به دريافت جايزه پري دِ كريتيك شد. بر سر اين رمان بحثي درگرفت كه در يك طرف كسانی بودند كه از شگرد روب‌گريه در عريان‌كردن فرم رمان، هواداری می‌كردند و در مقابل،كسانی بودند كه اين شگرد را كاملاً زننده می‌دانستند. رولان بارت در ميان گروه نخست جای داشت و مقاله‌ای با نام «ادبيات عينی» در مورد رمان چشم‌چران نوشت كه به اندازه خود رمان مورد توجه قرار گرفت».