سانسور آدم‌کشی به شیوه اسراییلی و اروپایی
طاهر اکوانیان (روزنامه نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1688

اگر آنارشیسم زایش نکند

آرمان افراسیابی (شاعر و نویسنده)

نخست باید به معنا و مفهوم‌‌«آنارشیسم‌‌» بپردازیم آنارشیسم یا آنارشیست‌هایی که در معنا و عمل نیز دستخوش تعریف‌های متفاوت و عملکرد گوناگون‌اند و در برخورد با اجتماع و سیستم‌های مختلف‌اند. آنارشیست‌هایی که در برخی سیستم‌ها از آنان به عنوان آشوب‌طلب یا هرج و مرج طلب و در معنی عامیانه‌‌تر ‌‌«خودسر‌‌» یاد می‌شود، نگاهی سطحی که با دیدگاه و خاستگاه آنارشیسم و آنارشیست‌ها در تضاد است. آنارشیست‌ها را می‌توان خواهان نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت یا جامعه‌ای فارغ از هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی  تعریف کرد. در بطن آنارشیست‌ها همکاری داوطلبانه و به دنبال آن گروه‌های خودگردان در جریان است. آنارشیست‌ها نظامی اقتصادی در یک جامعه آزاد و بدون اجبار (بدون دولت) در قالب افراد داوطلب را راه پیشرفت اقتصادی هموارتر و مفیدتر می‌بینند. گونه‌های نخست آنارشیسم از یونان سرچشمه می‌گیرد و در ادامه سیر خود را در فرانسه، انگلیس، ایتالیا، روسیه، آمریکا و دیگر کشورها آغاز کرد؛ سیری که در بطن آن آنارشیست‌ها تسلط انسان بر انسان دیگر را امری پذیرفته نمی دانند و در ادامه خود را از صف دولت‌ها بیرون کشیدند و بی‌نیازی از دولت را در راس عملکرد و هسته خود قرار دادند. افرادی چون ‌‌«چامسکی‌‌»، ‌‌«تولستوی‌‌» ، ‌‌«باکونین‌‌» ، ‌‌«اشتیرنر‌‌» و نوقدمایی چون ‌‌«هوپ‌‌» و‌‌«رتبارد‌‌» با چنین نگاه و رویکردی از پیشگامان و نامداران آنارشیسم و آزادی طلبی به شمارمی‌روند هر چند  برخی از این نام‌ها نوعی رفتار محافظانه‌کارانه در برخورد با آنارشیسم داشته‌‌‌اند اما حضور آنارشیسم مسالمت‌جو و آنارشیسم انقلابی را کاملا می‌توان در آثار این نام‌ها، حس و تجربه کرد. البته آنارشیسم شاخه‌های دیگری را تولید و تجربه کرده است که دور از فرصت و مجال این نوشته است. مسئله‌ای که برجسته است برداشت‌های اشتباهی از مارکسیسم در همراهی با آنارشیسم است؛ جایی که آن‌ها به نوعی مسیر دیگری را برای خود در پیش گرفتند و  از همراهی  با ‌‌«مارکس‌‌» برای ایجاد طرح‌های  دولتی و ایجاد کمونیسم دولتی چشم بستند. امروزه شاهد گروه‌های آنارشیسم در جای جای حهان هستیم و بهتر است بگویم شاهد نوعی ایستایی در عمل و انتقال هستیم و بیشتر تمرکز آنارشیست‌ها به صورت گفتاری و نوشتاری و در پاره‌ای به صورت عملی اما محدود و دایره‌وار است. نکته مهمی که  آنارشیست‌ها از آن غافل‌‌‌اند و دست به نوعی انحصار در گفتار و رویکرد یک‌جانبه زده‌‌‌اند که این نوع برخورد و تک‌تازی، خود به نوعی انحصار و قدرت‌طلبی تبدیل شده که با تعریف و خاستگاه آتارشیسم کاملا در تضاد است. آنارشیسمی که نزاید و انتقال پیدا نکند، در ادامه ساکن و ایستا می‌ماند و این سکون و دست به دست نشدن خود نوعی انحصار است که عده‌ای محدود آن را در اختیار دارند که نوعی قدرت‌دوستی به شمار می‌رود.