ترور یا تئوری جنگل کاتین
احسان اقبال‌سعید (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1574

درگذشت گوهرمراد در غربت

داستان‌نویسی ما بعد از هدایت افق‌های نویی را بر روی خود دید و بعد از آن نویسندگانی مثل غلامحسین ساعدی در این میان سبک و شیوه‌های تازه‌‌‌ای را وارد ادبیات داستانی کردند. ساعدی که در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد، ابتدا کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در سه روزنامه فریاد، صعود و جوانان آذربایجان ‌مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد. پربارترین سال‌های عمر ساعدی از سال‌های ۴۳-۴۲ به بعد شروع می‌شود. او برای نوشتن تک‌نگاری‌ها به حوالی تبریز و جنوب بوشهر و جزایر سفر می‌کند. تمام مجموعه داستان‌ها و نمایشنامه‌های درخشان او حاصل این دهه شکوفاست. ساعدی در حین کار پزشکی و ادبی، روزنامه‌نگاری هم کرده است که از آن جمله می‌توان به دوازده شماره «الفبا»، شش شماره در ایران و شش شماره در فرانسه اشاره کرد و نیز «ایرانشهر» که پیش از انقلاب در لندن منتشر می‌شد و ساعدی در انتشار آن با شاملو همکاری داشت. ساعدی با «چوب به‌دست‌های ورزيل»، «بهترين بابای دنيا»، «تک‌نگاری اهل هوا»، «پنج نمايشنامه از انقلاب مشروطيت»، «پرواربندان»، «ديکته و زاويه» و «آی با کلاه!‌‌‌آی بی‌کلاه»، و چندين نمايشنامه ديگری که نوشت، وارد دنيای تئاتر ايران شد و نمايشنامه‌های او هنوز هم از بهترين نمايشنامه‌هايی هستند که از لحاظ ساختار و گفت و گو به فارسی نوشته شده‌اند. این نویسنده متعهد در سال ۱۳۴۶ به‌همراه جلال آل‌احمد برای مبارزه با سانسور به ملاقات هویدا می‌روند و طرحی ارائه می‌کنند که به نتیجه‌ای نمی‌رسد، ولی خود این حرکت چندی بعد منجر به تشکیل کانون نویسندگان ایران می‌شود. داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس پر کار و فعال کشورمان بعد از انقلاب به پاریس مهاجرت کرد و در دوم آذر ۱۳۶۴ از دنیا رفت و همانجا در قبرستان مشهور «پرلاشز» که هدایت هم در آن مدفون است، به خاک سپرده شد.