تصمیم سختی که لزوماً امنیتی نیست
ولی‌الله شجاع پوریان (مدیرمسئول)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1572

مواجهه جهان با کرونا بعد از یک‌سال

دکتر سیف‌الرضا شهابی (کارشناس سیاسی)
در این روزها یک سال از اولین شناسایی ویروس کووید که از طرف سازمان بهداشت جهانی به «کووید ۱۹» نامیده شد، در ووهان کشور چین می‌گذرد. این ویروس در این یک سال بیش از پنجاه و پنج میلیون نفر را در سراسر جهان مبتلا کرد و متجاوز از یک میلیون و سیصد هزار نفر را به کام مرگ کشاند و همچنان هر روز تعدادی دیگر را مبتلا می‌کند و قربانی می‌گیرد .کووید۱۹ در یک سال اخیر تاثیرات شگرفی در سبک زندگی انسان بر جای گذاشت و سبب تحولات شگرفی شد.سال گذشته در چنین ایامی به ذهن هیچکس، حتی قوی‌ترین پیشگویان جهان، خطور نمی‌کرد که ویروسی ناشناخته‌، جامعه بشری را با خطرات بزرگ مواجه خواهد کرد و نظم بین‌المللی را به چالش خواهد کشاند و بر اقتصاد همه کشورها تاثیر خواهد گذاشت و بر امور سیاسی کشورها و روابط بین‌الملل تاثیرات منفی و مخرب بر جای بگذارد.امروز شاهد آن هستیم ویروس کووید۱۹ این مهمان ناخوانده که حتی یک تک‌یاخته هم نیست، چگونه بر سرنوشت دولت‌‌ها و ملت‌‌ها تاثیر گذاشته است.ترامپ که از بدو ورود به کاخ سفید تمام تلاشش را کرده بود تا با شکوفایی اقتصاد آمریکا و کارآفرینی و کاهش آمار بیکاران‌، در انتخابات ۲۰۲۰ با ضرس قاطع و بدون رقیب جدی برای دومین بار کاخ سفید را فتح کند، در نیمه‌راه‌، اسیر این ویروس شد و زلزله در اقتصاد رو به رشد آمریکا پدید آمد و میلیون‌‌ها نفر بیکار شدند و هزاران نفر جان خود را از دست دادند و هر روز یکصد هزار نفر مبتلا می‌شوند، به صورتی که تاکنون یازده میلیون آمریکایی مبتلا و ۲۵۰هزار نفر کشته شدند و موضوع کرونا به چالشی اساسی بین او و رقیبش تبدیل شد. آنچه را که رئیس جمهور آمریکا کاشته بود تا در نوامبر ۲۰۲۰ درو کند، خشک شد!! و اکنون به جای ورود به کاخ سفید باید برای خروج آماده باشد .اروپا هم‌، در دام این ویروس گرفتار شد و مشابه آنچه که در ایالات متحده پدیدار شد در اروپا رخ داد .اقتصاد کشورهای اروپایی کوچک‌تر شد و هزاران نفر قربانی این ویروس شدند و هر ۱۷ ثانیه یک نفر فوت می‌کند و بسیاری از مشاغل تعطیل و میلیون‌‌ها نفر بیکار و مهم‌تر این که‌، اروپایی‌‌ها هم مانند آمریکایی‌‌ها نمی‌دانند چگونه با ویروس برخورد کنند تا هم اقتصاد خود را حفظ کنند و هم سلامت عمومی را و مهم‌تر این‌که از آسیب‌‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ناشی از ویروس در امان بمانند . در حالی که کشورهای توسعه‌یافته با همه امکانات و اقتصاد قدرتمند نمی‌توانند در مقابل ویروسی چنین کوچک و نادیدنی مصونیت داشته باشند، مشخص است در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران که در تلاطم اقتصادی قرار دارند، چه وضعی پیش خواهد آمد.
برخی این ویروس را ساخته دست بشر جهت تسویه حساب بین قدرت‌‌های بزرگ در رقابت اقتصادی بر می‌شمارند و به آن رنگ‌وبوی سیاسی می‌دهند و گروهی دیگر عکس‌العمل طبیعت در مقابل تجاوز به حریمش قلمداد می‌کنند که آن هم در جای خود ناشی از رقابت‌‌های اقتصادی بین قدرت‌‌ها برای نشان دادن رشد اقتصادی است. البته از سوی دیگر گروهی هستند که این ویروس را عذاب الهی به خاطر محوریت اقتصاد به جای انسانیت و رافت و محبت تلقی می‌کنند .مهمتر از همه این که‌، دولت‌‌ها و جامعه بشری نمی‌دانند تا چه زمانی اسیر این ویروس خواهند بود و اگر واکسن و داروی مربوطه ساخته شود چه مدت طول می‌کشد تا چند میلیارد انسان کره خاکی که در معرض ابتلا به آن قرار دارند، واکسینه بشوند .از همه این‌‌ها گذشته‌، احتمال می‌دهند ویروس در پروسه فعالیتش تغییراتی جهشی پیدا کند و حمله جدید از ناحیه ویروس جهش یافته پدیدار شود.
در کنار همه این‌‌ها‌، چه ضمانتی وجود دارد که در آینده‌ای نزدیک و بعد از رهایی از ویروس کووید۱۹، بشر گرفتار ویروس‌‌های مشابه و خطرناک‌تر دیگری نشود؟پرسش‌های فوق به اضافه ده‌ها پرسش و ابهام دیگر در پیش‌روی دولت‌‌ها و مردم جهان قرار دارد.پرسشهای دیگری که در این میان مطرح می‌شود این است که آیا واقعاً بشر امروز در کنار توسعه علم و فناوری به‌تدریج در حال زوال خویش است؟ یا جامعه بشری در مسیر پیشرفتش باید از چنین گردنه‌‌ها عبور کند؟ چنانچه در گذشته از گردنه‌‌هایی عبور کرده تا به اینحا رسیده است. آنچه که می‌توان به ضرس قاطع گفت اثر منفی ویروس کرونا بسیار بیشتر از تمام حوادث و جنگ‌‌های منطقه‌ای است که در طول تاریخ بشر به وقوع پیوسته و اگر قرار بر قیاس باشد می‌توان تا حدودی با دو جنگ اول و دوم جهانی مقایسه کرد و اگر ادامه پیدا کند در دنیای به‌هم تنیده امروزی که حالت گلوبال پیدا کرده، آسیب‌‌های آن از جنگ‌‌های جهانی بیشتر خواهد شد .در دنیای ویروس‌زده برای دولت‌‌ها تضادی بین اقتصاد و سلامت به‌وجود آمده، به صورتی که برخی کشورها و دولت‌‌ها اقتصاد را بر سلامت ترجیح می‌دهند و برخی دیگر، سلامت را بر اقتصاد. به نظر می‌رسد بهتر آن است در این مقطع سلامت در اولویت قرار گیرد و اقتصاد کوتاه بیاید. اقتصاد را می‌توان بازسازی کرد، ولی سلامت و حیات از دست رفته قابل بازگشت نیست. ضمن آنکه با توجه به نمونه‌های مشابه پاندمی در دهه‌های گذشته در اروپا و حتی ایران، می‌توان باور کرد که بشر می‌تواند بر این بلای خانمانسوز پیروز شود و پایه‌های اقتصادی زندگی خود را بنیان نهد.