ترور یا تئوری جنگل کاتین
احسان اقبال‌سعید (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1574

نقش رسانه‌ها در تاب‌آوری ناشی از کرونا

آمنه بختیاری (پژوهشگر)
واژه تاب‌آوری، روشی است که فرد دنبال می‌کند تا در زمان حال و طی گذر زمان، با استرس به خوبی سازگار شود. تاب‌آوری شامل پذیرش آنچه که در گذشته اتفاق افتاده و همچنین امیدواری نسبت به آینده، ضمن تجربه بحران می‌باشد. در واقع، تاب‌آوری به معنای تحمل کردن، بردبار بودن یا به ‌تنهایی بار مشکلات را به دوش کشیدن نیست، بلکه معنای آن در توانایی برای دسترسی به دیگران در جهت حمایت و در نهایت قابلیت بازگشت به شرایط عادی بعد از رخداد بحران است و نکته کلیدی تاب‌آوری همین مسئله است.
بحران فراگیری همچون کرونا، حالتی از توقف و انجماد در زندگی روزمره‌مان ایجاد کرده، وضعیتی که تاکنون آن را تجربه نکرده و برایمان ناآشنا بوده است. ابهامات موجود در زمینه شرایط پیش رو، به وضوح می‌تواند احساس ناامنی، نگرانی و اضطراب را ایجاد و دشواری‌های خاصی در زمینه تاب‌آوری به همراه آورد. به عبارتی، شیوع ویروس، ناشناختگی و فقدان داروی موثر برای آن، اضطراب و ترسی را بر جامعه ایرانی وارد کرده و فراگیرتر شدن این ویروس، هر چه بیشتر جامعه را به یک موقعیت ناامن از نظر سلامت و عدم تاب‌آوری فرو برده است. بر اساس رویکردهای رایج علمی در روانشناسی، پیامدهای هر پدیده، وابسته به دانش و اطلاعات ما از موقعیت و همچنین نحوه پردازش اطلاعات و اخبار است. از آنجا که زیست اجتماعی انسان امروز با شیوع بیماری کرونا به نفع زیست رسانه‌ای و مجازی تغییر یافته، می‌توان به نقش تعیین کننده رسانه‌ها در آموزش‌دهی- اطلاع‌رسانی و آگاهی در جهت حمایت و بازگشت دوباره و کاهش استرس، اضطراب و در نهایت تاب‌آوری اشاره کرد. به عبارتی، فرآیند تأثیرگزاری و تاثیرگیری بین تولید و چرخش اطلاعات در رخدادهای اجتماعی بین مردم و رسانه‌های مختلف، شکل رخداد را مشخص و عواطف و احساسات منفی یا مثبت را در افراد رقم می‌زند.
در این بحران که به قول هابرماس، تصمیم‌گیری‌ها در «ندانستن» انجام می‌شود، امر اخلاقی نباید مغفول مانده و جنبه‌های همدلانه توأم با رفع دغدغه‌های جمعی و نیز تلاش برای رهایی انسان از درگیری‌های دردآور و دور از تاب‌آوری باید هدف اصلی رسانه‌ها باشد. یعنی اخلاق ارتباطی باید دارای ویژگی‌های مراقبتی بوده و با کارکرد اخلاقی، امکان زیستن مسالمت‌آمیز، امن و آرام روانی را برای همگان فراهم آورد. هایدگر معتقد است، تکنولوژی «نحوه‌ای از انکشاف حقیقت» است؛ انکشافی تعرض‌آمیز که به موجب آن، نگاه انسان به عالم و آدم عوض شده و همه چیز برای او در قالب یک «منبع ذخیره» اشکار می‌شود، منبع ذخیره‌ای که آماده تصرف و ذخیره شدن است. پس این منبع ذخیره‌ای می‌تواند ایمان، آگاهی و برنامه‌ریزی مدبرانه، تمرین خویشتن‌داری، صبر، امید و اراده را به افراد آموزش دهد. همچنین باید بکوشد تا به افراد در کاهش اضطراب‌ها و واکنش‌های عاطفی در دوران قرنطینه یاری دهد.