فوتبال، بازی نیست!
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

2074
جهت اشتراک در روزنامه همدلی ایمیل خود را ثبت فرمائید


گفت‌وگوی با مازیار یونسی رهبر ارکستر آیسو درباره موانع حضور NGOها در موسیقی ارکسترال

چشم‌انتظار تمهیدات ویژه‌ایم

سارا حیدرنژاد| مازیار یونسی، رهبر ارکستر سمفونیک آیسو است که با تمام وجود، سختی‌ها و مشکلات موجود بر سر راه ارکسترهای خصوصی را چشیده و به جان خریده است. ارکستر سمفونیک آیسو یا همان ارکستر سمفونیک اتریش و ایران، ارکستری خصوصی است که سعی کرده گامی در جهت اعتلای فرهنگ موسیقایی این سرزمین بردارد اما رهبر این ارکستر معتقد است ادامه روند موجود، کار را برای او و همراهانش سخت می‌کند. ارکسترهای خصوصی در ایران نه‌تنها از سوی بخش دولتی تغذیه نمی‌شوند بلکه موردحمایت NGOها هم نیستند. با مازیار یونسی به گفت‌وگو نشستیم تا در مورد چالش‌هایی صحبت کنیم که ارکستر آیسو با آن روبرو است. گفت‌وگوی ما با این موزیسین و رهبر ارکستر را در ادامه می‌خوانید:

 شما رهبر یکی از ارکسترهای خصوصی ایران هستید. ارکسترهای خصوصی در کشورمان با مشکلات مختلفی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. شما به‌عنوان رهبر ارکستر خصوصی «آیسو» کدام چالش را برجسته‌تر دیده‌اید؟
به‌طور حتم اولین چالشی که بر سر راه یک کار گروهی که با هزینه‌های خصوصی تأمین می‌شود، وجود دارد مباحث مالی است. ارکسترهای خصوصی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. وقتی به منابع دولتی دسترسی نداشته باشید برای پرداخت حقوق نوازندگان و همچنین اجاره سالن‌های کنسرت با مشکل روبرو می‌شوید چراکه ارکسترهای خصوصی در ایران مانند اروپا و سایر نقاط جهان از حمایت‌های گسترده مردمی و اسپانسرهای خصوصی برخوردار نیستند. موزیسین‌های موسیقی کلاسیک مانند فعالان ژانر پاپ نیستند. موسیقی پاپ به یک صنعت تبدیل شده و به‌هیچ‌عنوان با دغدغه مالی دست‌به‌گریبان نیست اما ارکستر آیسو با نزدیک به هفتاد نوازنده شرایط کاملاً متفاوتی دارد.
 به بحث حمایت از ارکسترهای خصوصی اشاره کردید. چرا این ارکسترها در ایران نمی‌توانند توجه حامیان مالی غیردولتی را به خود جلب کنند؟
ارکسترهای خصوصی در دیگر نقاط دنیا موردحمایت گسترده مردمی قرار دارند و شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ جهات باهدف حمایت از فرهنگ و هنر، اسپانسرینگ این ارکسترها را بر عهده می‌گیرند اما نکته مهمی که در این میان وجود دارد، این است که باوجود تأمین کامل ارکسترهای سمفونیک توسط بخش خصوصی در خارج از ایران، بازهم دولت چتر حمایت خود را از سر ارکستر برنمی‌دارد. به‌طور مثال ارکستر آیسو موردحمایت انجمن فرهنگی اتریش است ولی ما در ایران با معضل تهیه سالن روبرو هستیم. تنها دو سالن در تهران وجود دارند که می‌توانند جوابگوی نیازهای تمرینی ارکستری مانند آیسو باشند اما این سالن‌ها معمولاً تا ماه‌ها بعد پر هستند یا هزینه‌های بسیار بالایی را درخواست می‌کنند. درمجموع معتقدم برای جلب نظر بخش غیردولتی یا همان NGOها به پیش‌زمینه فرهنگی نیاز داریم.
 موسیقی کلاسیک مانند پاپ طرفداران پرشماری ندارد که به‌تبع آن خیال شما از پر شدن سالن و خرید تمام بلیت‌ها توسط تماشاگران راحت باشد. از سوی دیگر برخی معتقدند قیمت بلیت‌های ارکسترهایی مانند سمفونیک، فیلارمونیک و آیسو گران است. دراین‌باره چه نظری دارید؟
ارکسترهای موسیقی کلاسیک معمولاً از تعداد نوازندگان زیادی تشکیل شده است که طبیعتاً هر یک از آن‌ها باید برای اجرای خود حق‌الزحمه دریافت کنند. بلیت‌های اجراهای ما هم قیمت نامتعارفی ندارد و مانند کنسرت‌های پاپ و سنتی بین 100 تا 500 هزار تومان است. متأسفانه ما در هر دو سو با مشکل مواجه هستیم. ازیک‌طرف نمی‌توانیم نیازهای مالی نوازنده‌ها را به‌طور کامل رفع کنیم تا دغدغه‌ای نداشته باشند و تمرکز خود را تنها روی موسیقی قرار دهند. از سوی دیگر عمده مخاطبان ما را دانشجویان تشکیل می‌دهند. این قشر هم از تمکن مالی چشمگیری برخوردار نیستند که بتوانند تماشای یک کنسرت از ارکستر را در سبد فرهنگی ماهانه خود قرار دهند. اگر طبقه فرهنگی ما می‌توانست بدون دغدغه بلیت‌های اجراهای ارکسترهای موسیقی کلاسیک را تهیه کند، اطمینان داشته باشید شرایط برای این نوع از موسیقی بسیار بهتر بود.
 مسئولان دولتی و متولیان فرهنگی چگونه می‌توانند به ارکسترهای خصوصی کمک کنند؟
متأسفانه سیاست‌های کلان در موسیقی ایران با توجه به موسیقی پاپ تبیین می‌شود. به‌طور مثال وقتی می‌خواهیم تالار رودکی را برای تمرین یا اجرا در اختیار بگیریم، درخواست هزینه 10 میلیون تومانی برای برگزاری یک‌شب کنسرت را دارند. پرداخت چنین هزینه‌ای تنها از عهده فعالان عرصه موسیقی پاپ برمی‌آید و ارکستر آیسو یا سمفونیک نمی‌تواند چنین مبالغی را بپردازد. به نظر من برای ارکسترهای موسیقی کلاسیک باید تمهیدات ویژه‌ای در نظر گرفت چون ادامه روند موجود یا موسیقیدان‌های این ژانر را دلسرد می‌کند یا زیر بار هزینه‌های سنگین، کمر خم می‌کنند. البته نباید از صحبت‌های من سوءبرداشت صورت بگیرد که من با موسیقی پاپ مخالف هستم. خیر، به‌هیچ‌عنوان این‌طور نیست اما اعتقاد دارم شرایط موسیقی پاپ و کلاسیک کاملاً متفاوت است. یک نوازنده در گروه موسیقی پاپ می‌تواند با چند جلسه تمرین همراه با خواننده به اجرا بپردازد ولی نوازندگان موسیقی کلاسیک باید تعداد جلسات زیادی را به تمرین مشغول شوند تا بتواند به هماهنگی لازم با دیگر اعضای ارکستر برسد. این مسئله نیازمند صرف انرژی، زمان و هزینه است. بنابراین نوازنده موسیقی کلاسیک باید بازخوردی از هزینه‌ها را در قالب دریافتی مناسب ببیند تا از پا ننشیند، نه این‌که ببیند با وجود تحمل چندین برابر سختی‌ها، حقوقی نزدیک به یک‌پنجم نوازنده موسیقی پاپ را هم دریافت نمی‌کند. مطمئن باشید نوازنده هرقدر هم که عاشق موسیقی و کارش باشد، اگر شاهد چنین اتفاق باشد انگیزه و اشتیاق خود را برای ادامه کار از دست می‌دهد. مسائل مالی برای هر فردی در هر شغل و جایگاه اجتماعی اهمیت دارد و همان‌طور که گفتم مسئولان امر باید تمهیدات ویژه‌ای را بیندیشند تا به ارکسترهای خصوصی کمک شود.
 از بحث حمایت‌های دولتی که بگذریم، برخورد مردم با ارکستر آیسو که یک ارکستر سمفونیک خصوصی محسوب می‌شود، چگونه است؟
شاید باورش کمی سخت باشد اما بیشترین میزان استرس، زمانی به ما وارد می‌شود که در ایران به روی صحنه می‌رویم. همان‌طور که می‌دانید ارکستر آیسو، اجراهای کوارتت کاسته را غالباً در خارج از کشور برگزار می‌کند اما ترس از قضاوت نادرست توسط مخاطب ایرانی، به‌شدت ما را نگران می‌کند. به‌قول‌معروف «نگاه به کار مفیدم کس نمی‌کند اما هزار دیده در انتظار یک اشتباه من است» هر چه قدر هم که ما اجرای بی‌نقصی داشته باشیم، اگر یک‌بار انگشت من روی پیانو بلغزد، مطمئن باشید مخاطب ایرانی هرگز این اتفاق را فراموش نمی‌کند و همیشه ارکستر آیسو را با لغزش انگشت من روی پیانو به یاد می‌آورد!
 واکنش مخاطب غیرایرانی به لغزش احتمالی انگشت شما روی ساز چیست؟ آن‌ها به‌سادگی از این مسئله عبور می‌کنند؟
مخاطب غیرایرانی تمام تمرکز خود را بر روی لذت بردن از اجرا و کنسرتی قرار می‌دهد که برای تماشای آن هزینه کرده است. متأسفانه در ایران اشتباهات بسیار برجسته می‌شوند اما مخاطب خارجی به این مسائل توجهی ندارد. البته خوشبختانه یا متأسفانه حواشی در موسیقی کلاسیک بسیار کمتر است چون آن‌طور که بایدوشاید در کانون توجهات قرار ندارد اما در سایر ژانرهای فرهنگی و هنری مانند سینما می‌بینیم که برخی صرفاً برای ایرادگیری و نقد مغرضانه به سالن‌ها می‌روند، نه برای حمایت یا لذت بردن از تماشای اثر. ارکستر آیسو تنها ارکستر سمفونیک خصوصی در ایران است که برخلاف دیگر ارکسترها سازهای بادی و کوبه‌ای درون خود دارد. در همین راستا تعداد نوازنده‌های حاضر در ارکستر ما به نسبت دیگر ارکسترها بیشتر است. بنابراین انتظار حمایت بیشتری داریم.
 موسیقی کلاسیک نه‌تنها در ایران بلکه حتی در دیگر نقاط جهان هم‌ طیف خاصی که معمولاً میان‌سال و سالمند هستند را مخاطب قرار می‌دهد. تصور نمی‌کنید اقبال کمرنگ جوانان باعث می‌شود بخش خصوصی رغبتی برای حمایت از ارکسترهایی چون شما نداشته باشد؟
در تمام دنیا مخاطبان و دوستداران موسیقی کلاسیک و کسانی که به کنسرت‌های ارکسترهای سمفونیک می‌روند، موهای جوگندمی و سفید دارند اما بحث حمایت جدا از علاقه و حضور در سالن‌های کنسرت است. جوانان اروپایی می‌دانند که برای رشد و تعالی فرهنگی کشورشان، چه خودشان دوستدار موسیقی کلاسیک باشند یا خیر، باید از این نوع موسیقی حمایت کنند. شاید بسیاری از جوانان ما حتی 10 قطعه از محمدرضا شجریان را گوش نکرده و نام سه آلبوم او را هم ندانند اما متوجه هستند که این فرد چه تأثیری بر فرهنگ موسیقایی این مرزوبوم گذاشته و به همین دلیل از او و موسیقی سنتی حتی اگر مخاطبش نباشند، حمایت می‌کنند.
 نام ارکستر سمفونیک آیسو از کلمات «ارکستر سمفونیک اتریش و ایران است» تشکیل شده است. به‌طور دقیق چه ارتباطی میان این ارکستر با اتریش وجود دارد؟
نزدیک به 15 سال است که ما موردحمایت انجمن فرهنگی اتریش قرار داریم. البته این حمایت‌ها کاملاً تعریف شده است، بدین معنا که این انجمن، سالن تمرین به ما می‌دهد یا اساتیدی را برای تدریس به ارکستر ما می‌فرستند. اتریش به مسئله فرهنگ و هنر به‌شدت اهمیت می‌دهد و با چنین حمایت‌هایی سعی در ایجاد مراودات فرهنگی میان خود و دیگر کشورهای جهان دارد. ما هم با اجرای قطعاتی از آهنگسازان اتریشی سعی می‌کنیم طرف دیگر ترازو را سنگین کنیم تا تبادل فرهنگی رخ دهد. ما در این راه با سختی‌های بسیار زیادی روبرو بوده‌ایم. البته این مشکلات به‌طورکلی دامن موسیقی کلاسیک ایران را گرفته بود. حتماً می‌دانید که ارکستر سمفونیک تهران پیش از روی کار آمدن دولت یازدهم تا مرز تعطیلی پیش رفت. فکر می‌کنم همین‌که اجازه فعالیت در عرصه موسیقی را داریم باید شکرگزار باشیم و دیگر جایی برای مطالبات و درخواست امکانات باقی نمی‌ماند