غائله ماکارونی دست‌پخت کیست؟
صلاح‌الدین هرسنی
(تحلیلگر مسائل سیاسی)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1937
جهت اشتراک در روزنامه همدلی ایمیل خود را ثبت فرمائید


ردیابی نقش قاچاقچیان و زلنسکی در گرانی‌های اخیر(!)

صلاح‌الدین هرسنی (تحلیلگر مسائل سیاسی)

در شرایط حاضر، گرانی‌های فزاینده و بی‌اساس و کتاب اقلام معیشتی سوهان روح ایرانیان شده و به روایتی کارد را به استخوان رسانده است. کار از خرید خودرو، مسکن، پوشاک و در لاکچری‌ترین شرایط آن یعنی سفرهای داخلی و برخی اقلام اساسی معیشتی مانند برنج، میوه و تره‌بار و ضروری‌ترین کالاها و مواد غذایی هرروزه ایرانیان یعنی گوشت قرمز و ماهی گذشته و در حال حاضر حرف از نان، ماکارونی، مرغ هرمونی، تخم‌مرغ، لبنیات و روغن است که خوراک اصلی و غالب طبقه پایین جامعه به‌حساب می‌آید. به‌عبارت‌دیگر در شرایط حاضر بحث بر سر چگونه زنده ماندن و مسئله بقا در میان مشغله و آشوب پر غصه به دست آوردن روزی و غذاست. آقایان و البته اقتصاددانان دولت محرومان، در توجیه این گرانی‌های اخیر و اعلام یک‌باره آن‌هم وقتی مردم سرگرم تعطیلات اخیر بودند، حرف‌های زیادی زده و بحث‌های فراوانی انجام داده‌اند اما هیچ‌یک از آن‌ها مقبول جامعه و افکار عمومی نشد. اعتماد عمومی و امید مردم برخلاف انتظار دولت، روزبه‌روز کاسته می‌شود و کارشناسان و تحلیلگران سیاسی در هر دو جناح سیاسی همسو یا رقیب دولت، دراین‌باره هشدار می‌دهند. البته این قصه سر دراز دارد و به نظر می‌رسد که هنوز حیرت ناشی از شوک و تکانه قیمت‌های افسارگسیخته این اقلام به اتمام نمی‌رسد که ناگهان خبر دیگری می‌رسد و در صدر خبرها قرار می‌گیرد که موجب فراموشی اخبار پیشین و گذشته می‌شود. در روزهای اخیر گذشته و به نقل از وزیر محترم کشور جناب سردار وحیدی اعلام‌شده است که فهرست قیمت‌ کالاهایی چون لبنیات، مرغ، تخم‌مرغ و روغن افزایش یافته است. این کالاها، همان کالاهایی هستند که قرار است یارانه آن‌ها اصلاح شود. این در حالی است که انتشار این فهرست قیمت‌ها نگرانی‌هایی را بین مردم ایجاد کرده است. 
مردم می‌گویند هنوز یارانه‌ ما قابل‌برداشت نشده، اما قیمت‌‌های جدید اعمال‌شده به‌طوری‌که تصور می‌کنند ازاین‌پس باید مرغ و تخم‌مرغ و روغن و لبنیات را به این قیمت‌ها بخرند. آن‌ها همچنین می‌گویند چرا قیمت‌های جدید قبل از اعلام رسمی اجرا توسط مسئولان دولتی منتشرشده است؟ مگر قرار نبود یارانه ماه اول پیش از اجرای طرح (اصلاح یارانه) قابل‌برداشت شود؟ علاوه بر این سؤالات، برخی این قیمت‌ها را گران‌تر از برنامه دولت می‌دانند و معتقدند که این افزایش قیمت‌ها به حدی است که یارانه‌ها قادر به پوشش آن‌ها نخواهد بود و کفاف آن را نمی‌دهد. افزون بر همه این‌ها، در روزها و هفته‌های اخیر گرانی برخی کالاهای مصرفی و کمیاب شدن آن‌ها در سطح فروشگاه‌ها، در صدر اخبار رسانه‌ها قرار داشته است. تقریباً هیچ کالایی از افزایش قیمت‌های اخیر در امان نمانده و موج گرانی به همه اقلام مصرفی رسیده است. دولت در توجیه گرانی‌هایی که از پی هم می‌آیند، علت را به فعالیت محتکران، سودجویان، دلالان و رونق بازار سیاه و از همه مهم‌تر قاچاق و بحران اوکراین نسبت می‌دهد. شاید فعالیت محتکران، سودجویان و رونق بازار سیاه در گرانی‌های افسارگسیخته نقش داشته و قابل توجیه باشد، اما نسبت دادن این گرانی‌ها به قاچاق و بحران اوکراین در واقع نوعی فرافکنی و پناه آوردن در زیر چتر نظریات پوسیده و نخ نمای دایی جان ناپلئونی است. وقتی در زایش یک حادثه و رخداد، پای نظریات توهم در میان باشد، شما نمی‌توانید به عوامل اصلی در بروز و زایش حوادث و رخدادها پی ببرید. تنها لطف و فایده نظریات توهم و دایی جان ناپلئونی این است که می‌تواند برای هواداران شما حالت اقناع ایجاد کند و در نتیجه برای شما مسئولیت زدایی، رفع تکلیف، مصونیت و به‌نوعی عافیت‌طلبی ایجاد کند. در بحث از قاچاق به‌عنوان یک دلیل واهی نه اصلی آن‌هم در افزایش افسارگسیخته این اقلام، ادله و محاجات متصدیان و مسئولان آن است که چون این اقلام در کشور فراوان است و در تمامی فروشگاه‌ها از روستاها گرفته تا کلان‌شهرهایی چون: تهران، اصفهان، مشهد، تبریز و شیراز یکسان و به فراوانی توزیع می‌شود، موجب فرصت‌طلبی قاچاقچیان می‌شود؛ بنابراین یک مسیر عقلانی برای پایان دادن به غائله قاچاق آن است که این اقلام گران شوند تا قاچاقچیان نتوانند این اقلام را به سایر بلاد همسایه و البته همسایگان دوست و برادر قاچاق کنند! پرسش آن است که این قاچاقچیان چه کسانی هستند که نمی‌توان آن‌ها را دستگیر کرد؟ چگونه است که عبدالمالک ریگی سرکرده گروه‌های تروریست بلوچستان در مرزهای شرقی در آسمان ایران دستگیر می‌شود، اما قاچاقچیان روی زمین راست‌راست رژه می‌روند و خبری از دستگیری آن‌ها نیست. آیا پیدا کردن قاچاقچیان همچون کشف قاره آمریکا و یا شکستن گرز رستم از مقوله تکلیف مالایطاقی است که به دام نمی‌افتند و همواره قاچاق می‌کنند؟ گروه‌های کمی از اقتصاددانان دولت نیز تأکید کرده‌اند که شرح پریشان احوالی قیمت‌ها و طومار حیرت‌ها، نه همه آن در قاچاق، اما بیشتر آن ریشه در بحران اوکراین دارد؛ یعنی اینکه این اقتصاددانان دیواری کوتاه‌تر از ولودیمیر زلنسکی نیافتند که بخواهند هزاران بار درد و بلای ولایمیر پوتین را بر سر رهبر مردمی و شجاع اوکراین بکوبند. البته همین اقتصاددانان اعتقادی به نقش‌آفرینی زلنسکی در کسوت ریاست جمهوری کشوری چون اوکراین ندارند و او را خادم غرب نه خادم ملت، دلقک و کمدین و شاید در آینده بخواهند او را نخستین قربانی راه گسترش ناتو به شرق بدانند! بااین‌همه، محاجات و دلایل آن‌ها نیز این است که حمله پوتین باعث شد که اوکراین نتواند به کشورهای واردکننده و خریدار گندم، غلات و روغن، مثل کشور ما این اقلام را صادر کند! اما نباید فراموش کرد که گره زدن احوال پریشانی قیمت‌ها به بحران اوکراین فقط و فقط یک آدرس اشتباهی است. بحران اوکراین هنوز به نودمین روز خود نرسیده است، اقتصاددانان فهیم و دولت شریف چه توجیهی برای گرانی قیمت‌ها در روزگاران قبل از شروع بحران اوکراین دارند؟ در ضمن اگر قرار بود اوکراین به کشور ما گندم، غلات و روغن صادر کند، چرا ما از زمان شروع بحران اوکراین، تجاوز روسیه و جنایات انسانی و نسل‌کشی در این کشور را محکوم نکردیم و همچون پوتین و لاوروف این جنایات را یک عملیات نظامی در جهت نئونازیسم زدایی در اوکراین دانسته‌ایم؟ و چرا از خود نمی‌پرسیم که به چه جهت روسوفیل‌های دوآتشه کشور ما برای نابودی زلنسکی و پیروزی پوتین در جهت به خاک مالاندن پوزه غرب، قرآن به سر گرفته‌اند؟! قطعاً اگر زلنسکی روزی خبر می‌یافت که مقاومتش موجب گرانی و به پرواز درآمدن قیمت مرغ، روغن و در حال حاضر نان و ماکارونی و محتملا فردا نیز گوجه‌فرنگی، پیاز و سیب‌زمینی و شاید ارزن می‌شد، قطعاً عطای مقاومت را به لقایش می‌بخشید تا لااقل هم دل روسوفیل‌های وطنی را به دست آورده باشد و هم متهم ردیف اول در گرانی‌ها و وضع موجود نشود. باید گفت که گرانی‌های وقت حاضر و تداوم قطعی ویرانگر و شرنگ‌بار آن، حاصل و نتیجه دست‌اندرکاران و بی‌تدبیری متصدیان است. محققا نیاز به آن نیست که دلایلی چون قاچاق و بحران اوکراین را برایش بتراشیم و اقامه کنیم.