صبر انقلابی چقدر باید تمدید شود؟
کامران طباطبایی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1832

غلامحسین ساعدی؛ دیالوگ‌نویس بی‌قرار

غلامحسین ساعدی متعلق به نسلی از نویسندگان و نمایشنامه نویسان ایرانی است که در دهه چهل موفق شدند ادبیات و هنر ایران را به‌کلی دگرگون کنند و بر ادبیات و تئاتر ایران تأثیری بگذارند که آثارش تا به امروز نیز قابل‌مشاهده است. ترکیبی از تلاش‌های نو در زمینه نمایشنامه‌نویسی مدرن با موضوع ایرانی و همچنین تلاش‌هایی در زمینه رمان و داستان کوتاه و در دیگر زمینه‌های هنری با نگاهی به گره‌گاه‌های اجتماعی جامعه ایران. این نسل از تجربه شکست‌های تاریخی ایرانیان و پس از سال‌های سنگین سکوت (پس از کودتای 1332) سر برآورده بود. نسلی کنجکاو، خلاق، پیگیر و خودساخته. نسلی که هرچند سایه گرایش به چپ و نوعی هژمونی طلبی ایدئولوژیک در دوره‌هایی بر آن سنگینی می‌کرد، اما توانست تلاش‌ها و آثار در خور تعمقی در زمینه‌های گوناگون هنری در ارتباط با فرهنگ و روانشناسی جامعه ایرانی بر جای بگذارد. ساعدی متولد 24 دی‌ماه سال 1314 در تبریز است. نوجوانی او مصادف بود با نهضت ملی شدن نفت و سپس کودتای بیست‌وهشت مرداد 32. دورانی که در آن همچون انقلاب 57 بسیاری از جوانان و نوجوانان ایرانی به‌سوی فعالیت سیاسی کشیده شدند و سرکشی نوجوانی با طغیان جنبش سراسری و اعتراضی همسو شد؛ اما دوران خلاقیت هنری ساعدی پس از شکست جنبش ملی آغاز شد. در دورانی که جنبش سیاسی در نوعی رخوت به سر می‌برد، ساعدی جوان که تحصیلات خود را در رشته پزشکی آغاز کرده بود، اولین داستان‌ها و نمایشنامه‌هایش را با نام مستعار گوهر مراد نوشت. ساعدی در سال 1341 از تبریز به تهران رفت. این سفر سرآغاز آشنایی او با بخشی از روشنفکران و هنرمندان هم‌دوره‌اش بود. او در همین دوران همراه با برادرش یک مطب شبانه‌روزی افتتاح کرد و هم‌زمان به همکاری با نشریاتی چون کتاب هفته و آرش پرداخت. سال 1353 با همکاری نویسندگان صاحب‌نام آن زمان، مجله الفبا را منتشر کرد. در همین سال در حین تهیه تک‌نگاری شهرک‌های نوبنیاد، توسط ساواک دستگیر و به زندان قزل‌قلعه و بعد اوین منتقل شد و یک سال در سلول انفرادی شکنجه شد. پس از آزادی از زندان سه داستان گور و گهواره، فیلم‌نامه عافیتگاه و داستان کلاته نان را نوشت و در سال 1357 به دعوت انجمن قلم امریکا روانه این کشور شد که سخنرانی‌های متعددی در این کشور انجام داد. او در اوایل زمستان سال این سال به ایران بازگشت. ساعدی بعد از انقلاب به فرانسه رفت و طی سال‌های 61 تا 64 در پاریس اقدام به انتشار مجله الفبا کرد و چند نمایشنامه و فیلم‌نامه و داستان نیز نوشت. او اما زندگی در تبعید را تاب نیاورد و در روز دوم آذرماه 1364 در پاریس درگذشت. ساعدی در گورستان پرلاشز در نزدیکی صادق هدایت دفن شد. ساعدی دیالوگ‌نویس چیره‌دستی بود. نبوغ او در توانایی‌اش در پروراندن یک موضوع به‌ظاهر پیش‌پاافتاده بود. او از قدرت تخیل کم‌نظیری برخوردار بود که هم در برخی از آثار نمایشی‌اش و هم در آثار ادبی‌اش برجسته می‌شود.