برخی مسئولان وتلاش برای ایجاد نارضایتی
فضل الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

2030
جهت اشتراک در روزنامه همدلی ایمیل خود را ثبت فرمائید


ضرورت اکران گنجینه فیلم‌خانه ملی

ساقی سلیمانی (منتقد و پژوهشگر)

در سال‌های اخیر به همت فیلمخانه ملی بخش قابل توجهی از تاریخ مصور سینمای ایران احیا شده و در فرصت‌های کوتاه و مهمی همچون جشنواره جهانی فجر اکران شده‌اند. 
در روزهای اخیر از شانزدهم مهرماه فیلمخانه ملی با همت و همکاری با موزه سینمای ایران هر شب در حال اکران یکی از این فیلم‌هاست که ضرورت اکران مجدد دارند. 
یک نمونه موفق این اکران، «عروس آتش» است، فیلمی از استاد خسرو سینایی فقید که پس از ترمیم با آن‌چه مخاطب مواجه می‌شود، استانداردهای بالای بازیگری و تکنیک است. از نظر فیلمبرداری، متن، بازی و پکیج کارگردانی می‌توان این فیلم را برای حتی اکران عمومی آماده و ارائه کرد. 
چرا این ضرورت وجود دارد هم امری واضح است؛ از نظر تکنیکی و بازی یک کلاس درس برای سینماگران و علاقه‌مندان سینما، از نظر مرور تاریخ سینما یک سرفصل از یک شناخت‌نامه برای کسانی که این روزها سینمای جهان را بیش از گنجینه‌های سینمای ایران می‌شناسند و از نظر محتوای متنی یک ضرورت انکارناپذیر برای سال‌های اخیر که خشونت‌های ناموسی در حال اوج‌گرفتن است و هیچ‌کس توان انکار این حجم از اخبار قتل‌های ناموسی را ندارد. 
منتها این محتوا چرا بر فیلم‌هایی با درونمایه‌ مشابه ارجحیت دارد؟ به این دلیل که از یک‌سو و با نگاه فمنیستی به ماجرا نپرداخته و دو سوی یک (فرهنگ غیرتی) به قول استاد بیضایی را بررسی و تحلیل کرده و برایش داستانی به غایت جذاب نوشته است. 
این فیلم و حالا نسخه‌ ترمیم شده‌اش هم در اکران عمومی و هم در گروه هنر و تجربه اکرانی موفق خواهد داشت و بر حسب تجربه این را تضمین می‌کنم.
 نمونه دیگر از این فیلم‌ها که می‌تواند اکران محدود را پوشش بدهد«گل‌های داوودی» رسول صدرعاملی بود که طی این چند روز نمایش داده شده و ضرورت بازبینی این اثر برای خیلی از مخاطبان می‌تواند نگاهی از زوایای مختلف همچون تاریخچه دوبلاژ در ایران باشد، به این شکل که برخی از فیلم‌های تاریخ سینمای ایران از این منظر بررسی بشوند و تقابل بازی‌ها و صداها و این نوع بررسی از منظر زیبایی‌شناسی سرفصلی مستقل خواهد داشت.
 استفاده موسیقی فیلم پس از انقلاب را که در مقاله‌ای مستقل چاپ شده، به همین نوع نگاه از منظر زیبایی‌شناسی به تاریخ سینما در آن پرداخته‌ام و فکر می‌کنم که اثری همچون گل‌های داووی در گذر از زمان حال و تبدیل‌شدن به تاریخ سینما ورای یک فیلم داستانی کارکردهای ویژه‌ی دیگری خواهد داشت.
 نمونه‌ سوم، ناخداخورشید است. در شب اکران «ناخداخورشید» آن‌چه به مخاطبان و موزه سینمای ایران در ایام همه‌گیری کرونا و همچنان ترس سایه انداخته بر سالن سینما ثابت شد این بود که همچنان نام و آثار ناصر تقوایی کشش مخاطب بالا را دارد و می‌تواند حتی ورای سینمای هنری فروش تضمین‌شده‌ای داشته باشد و علاقه‌مندان او در کمال تعجب بسیار هم جوان بودند.
 این بررسی آماری توسط یک شاهد عینی است که بنده باشم. ضرورتی که چند سال پیش درک شد و با هفته فیلم ناصر تقوایی در خانه هنرمندان به همت گروه هنر و تجربه اتفاق افتاد و حالا به همت موزه سینما و فیلمخانه ملی باز دوستداران تقوایی با حضور خود هم تجدید عهد با هنرمند محبوب‌شان را نشان می‌دهند و هم تشنگی و شیفتگی دارند برای این که تقوایی را حفظ و حفاظت بکنند. بی‌شک تمام این حدود بیست سال فیلم‌نساختن استاد تقوایی و خانه‌نشینی ایشان زخمی التیام‌ناپذیر بر پیکره‌ی سینمای ایران است. سینمایی که برای بقای خود هزینه‌های بسیار داده اما نباید گذاشت تاریخ آن زیر سوال برود، ناشناخته بماند یا دستبردی از جنس سانسور و ممیزی به آن آسیب بزند.