برخی مسئولان وتلاش برای ایجاد نارضایتی
فضل الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

2027
جهت اشتراک در روزنامه همدلی ایمیل خود را ثبت فرمائید


روزی که ماری آنتوانت، ملکه فرانسه اعدام انقلابی شد

ماری آنتوانت در سال ۱۷۵۵ در شهر وین اتریش متولد شد. او دختر فرانتس یکم امپراتور امپراتوری مقدس روم و ماریا ترزا فرمانروای اتریش بود. ماری آنتوانت پانزدهمین و آخرین فرزند ماریا ترز و همسرش؛ فرانسیس اول امپراتور اتریش بود. او کودکی نسبتاً بی‌دغدغه‌ای را از سر گذراند. تحصیلات او در حد معمول یک دختر اشراف‌زاده قرن هجدهمی بود و بیشتر روی مذهب و اصول اخلاقی تمرکز داشت. حفظ صلح شکننده‌ای که بعد از جنگ هفت ساله در ۱۷۶۳ بین اتریش و فرانسه به وجود آمده بود، به اولویت اول ملکه ماریا ترز تبدیل شده بود. او به همین منظور تصمیم گرفت که با ایجاد یک پیوند زناشویی این اتحاد را تحکیم کند. این رسم در آن زمان بین خانواده‌های سلطنتی اروپا کاملاً رایج بود. در سال ۱۷۶۷، لویی دوفَن فرانسه، درگذشت. بعد از مرگ او تنها وارثش نوه یازده ساله‌ای به نام لویی آگوست بود. در طی چند ماه ماری آنتوانت و لویی آگوست که بعداً همان لویی شانزدهم شد، با یکدیگر ازدواج کردند. در می‌ سال ۱۷۷۰ او به فرانسه عزیمت کرد تا به همسرش بپیوندد. در این سفر او با ۵۷ کالسکه، ۱۱۷مرد پیاده و ۳۷۶ اسب همراهی می‌شد. ماری آنتوانت و لویی آگوست در ۱۶ می ‌سال ۱۷۷۰ ازدواج کردند. این زن جوان به شکل واضحی آماده ازدواج نبود و نتوانست به‌راحتی خود را با زندگی متأهلی وفق دهد. نامه‌های متعدد و منظم او حکایت از دلتنگی شدیدش برای خانواده داشت. ماری آنتوانت آخرین ملکه کشور فرانسه بود و نقش چشمگیری در دامن‌زدن به آشوب‌های دوران انقلاب فرانسه داشت. آنتوانت یک بانوی اشراف‌زاده، ولخرج و خوشگذران بود که از روند جامعه آگاهی چندانی نداشت. گفته شده که زمانی که صدای انقلاب فرانسه بلند شده بود وی از کسی پرسید: که مردم چه می‌خواهند؟ آن شخص پاسخ داد: گرسنه‌اند و نان می‌خواهند و ملکه گفته بود: اکنون که نان ندارند چرا شیرینی نمی‌خورند! اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ماری آنتوانت این سخنان را بر زبان رانده باشد. وی به زبان فرانسه و آلمانی تسلط داشت. در کتاب غرش طوفان اشاره شده که یکی از افسران در مورد او گفته است هرگز زنی را ندیده بودم که با این فصاحت فرانسوی تکلم کند و با این روانی آلمانی صحبت کند. ملکه فرانسه به زبان انگلیسی نیز آشنایی داشت. در کل مردم فرانسه از او بیزار بودند و این بیزاری را در روزنامه‌های بومی آن زمان به نمایش می‌گذاشتند. در کوران انقلاب ماری آنتوانت از برادرش لئوپولد دوم، امپراتور مقدس روم پادشاه اتریش درخواست یاری کرد. با اعلام جنگ اتریش به فرانسه در حال انقلاب، مردم خشمگین در ۱۰ اوت ۱۷۹۲ به پادشاهی لوئی شانزدهم بر فرانسه پایان دادند. خانواده پادشاهی به زندان افتادند و کوشش شاه و ملکه برای گریز نافرجام ماند و سرانجام در ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳ میلادی، چند ماه پس از شوهرش در میدان کنکورد در پاریس، زیر تیغ گیوتین رفت. در شب قبل از اعدام، او آخرین کلمات خود را برای الیزابت، زن برادرش نوشت. او این‌طور نوشته بود: «من مانند مردمی که ضمیر پاک دارند، آرام هستم». در لحظاتی قبل از اعدام، وقتی کشیش به او نزدیک شد و گفت شجاعت داشته باش، ماری آنتوانت پاسخ داد، شجاعت؟ لحظه‌ای که درد و رنج‌های من به پایان می‌رسد لحظه‌ای نیست که شجاعت، مرا ناامید کند.