برخی مسئولان وتلاش برای ایجاد نارضایتی
فضل الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

2027
جهت اشتراک در روزنامه همدلی ایمیل خود را ثبت فرمائید


وقت‌کشی ایران؛ افزایش فاصله با کشورهای منطقه

محسن رفیق (روزنامه‌نگار)

 وزن و پرستیژ سیاسی یک کشور در عرصه بین‌الملل و خصوصا در حوزه نفوذِ منطقه‌ای خود، از اهمیت استراتژیک بسیار بالایی برخوردار است. در این زمینه، کشورهایی که اهداف سیاست خارجی خود را بلندمدت و هوشمندانه تعریف می‌کنند، همواره تلاش دارند تا با حفظ موقعیت خود؛ قدرِت تاثیرگذاری، تغییردهندگی، تعیین اولویت‌های منطقه‌ای، ایجاد اجماع و رهبری و همچنین چانه‌زنی از موضع بالا را بر سایر بازیگران سیاسی، دیکته کرده و این‌گونه شرایط منطقه‌ای را تا حد امکان، در راستای منافع ملی خود، تنظیم کنند. دستیابی به این امکان، هر چند ملزوماتی چون توان نظامی را نیز در خود نهفته دارد، اما به واقع تنها به واسطه تکیه بر موشک‌های دوربرد، قایق‌های تندرو و پهپادهای رادارگریز، محقق نخواهد شد. از سوی دیگر وقوع این امر، با برخی حرکات نمایشی دوربین‌پسند که به مانند خبرهای زرد صفحات مجازی، پس از چند روز فراموش می‌شوند نیز، محقق نخواهد شد؛ این‌که دیپلمات شما برای گرفتن یک عکس یادگاری در کدام قسمتِ جایگاه بایستد یا در مواجهه با یک مقام مسئول خارجی، پای بر کدامین پای اندازد، تنها برای دوسه روز مانور رسانه‌ای مناسب است.از سوی دیگر، در کنار اقتدار نظامی، عواملی چون سطح قدرت اقتصادی، گستره روابط درسطوحِ بین‌المللی خارج از منطقه و کیفیتِ کشور‌های دوست و همراه در عرصه منطقه‌ای، اهمیت بالایی در ساختار مناسبات منطقه‌ای داشته و می‌توانند یک کشور را به بازیگری جریان‌ساز و نه تاثیرپذیر یا حداقل تماشاگر، تبدیل کنند.به نظر می‌رسد که این روزها، تماشاچی بودن در قدرت گرفتن روزافزونِ کشورهای منطقه و افزایش پیدا کردنِ‌ فاصله رقابتی آنان با ایران به امری عادی تبدیل شده است؛ در این میان جدا از روسیه که به واسطه رویکردِ هژمونیکِ خود و دارا بودنِ معیارهای ذکر شده، نقشی تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای داشته است، نمی‌توان از رفتارهای جدید ترکیه در ایجاد تغییرات راهبردی مورد نظر خود در منطقه، چشم فرو بست؛ نقش ترکیه در مناسبات مرتبط با یونان در آن‌سوی آب‌های مدیترانه گرفته تا مصر در آن‌سوی صحرای سینا، همچنین در سوریه، عراق، افغانستان، لیبی و نیز مرزهای شمالی ایران یعنی آذربایجان، با چنان گستردگی روبه‌رو شده است که اردوغان به صراحت اعلام کرده است، هیچ تغییری در منطقه بدون نظر ترکیه انجام‌پذیر نخواهد بود.در این میان، سهم ایران، دلخوشی به عضویت در شانگهای، قراردادهایی بلندمدت با چین و روسیه و مذاکرات دوم و سوم و چهارم با عربستان بوده است؛ هیچ‌گونه مراودات بین‌المللی قابل توجهی وجود ندارد و اقتصاد در آسیب‌پذیرترین وضعیت خود قرار دارد. زمان به سرعت از دست می‌رود و دولت جدید، هنوز نتوانسته است تورم دلاری کشور را حتی به اندازه هزار تومان کاهش دهد. وعده‌ها همچنان پابرجاست و مسئولان نظامی هم، هر روز گزارش‌های جدید از افزایش توان نظامی کشور مخابره می‌کنند.وزن و پرستیژ سیاسی ایران در عرصه منطقه‌ای به هر گونه‌ای شده که رئیس جمهور کشور کوچکی مانند جمهوری آذربایجان، برای کشوری که زمانی قدرت برترِ منطقه خود بوده است، خط و نشان می‌کشد و با انگشت اشاره خود، رو به دوربین، ایران را تهدید می‌کند. طنز دیگر، جان گرفتنِ دوباره سوریه و قدرت‌نماییِ آن است؛ سوریه‌ای که تا چندی پیش، تاگردن در گردابِ نیروهای داعشی فرو رفته بود و از آن، جز مخروبه‌ای به جای نمانده بود، هم‌اکنون تمایل خود را برای تسهیل مذاکرات بین ایران و کشورهای عربی، اعلام می‌کند. این گزاره، اگر چه در ظاهر، ترکیبی از مهرورزیِ بشار اسدِ غلتیده در دامنِ روسیه را با خود، یدک می‌کشد، اما به واقع چیزی جز  تکان‌دادنِ پیاپی سر به نشانِ افسوس را، نصیبِ شهروندان ایرانی نمی‌کند.بشار اسدی که اگر پشتیبانی‌ها، سلاح‌ها و جان‌های بی‌شمار جوانان ایرانی نبود و اگر دلارهای باارزشِ در شرایطِ‌ تحریمِ ایرانی نبود، هم‌اکنون آینده‌ای جز همقطارانش در تونس و لیبی برایش پیش‌بینی نمی‌شد؛ هم‌اکنون بیش از گذشته خود را به کشورهای عربی نزدیک کرده است تا آنجا که وزیر خارجه‌اش با وجود کیلومترها دور بودن کشورش از خلیج فارس، هنوز از این آبراه مهم آبی، با نام معجول (خلیج!) یاد می‌کند، تا مبادا دل شاهزادگان عربی را برنجاند. توان و اقتدار نیروی نظامی یک کشور، حتما به عنوان یکی از عوامل ایجاد آرامش در داخل و همچنین عامل بازدارنده از تحرکات تهاجمی از سوی خارج به شمار می‌رود، اما نگاه به آن به عنوان تنها عاملِ جلو بَرنده در مناسبات سیاسی، امری توجیه‌پذیر به شمار نمی‌رود، چرا که توان نظامی یک عامل پشتیبانی است و این قدرت اقتصادی و توان اقناع‌سازی در پرتو یک دیپلماسی هوشمند است که راهگشاست. فارغ از تحریم و مشکلات ناشی از آن،‌ ایران به شدت نیاز به بازسازی روابط خود با کشورهای منطقه و به دست آوردن میزان تاثیرگذاری خود در تنظیم مناسبات دوباره را دارد. به نظرمی‌رسد که تمرکز کامل ایران بر جبهه مقاومت در منطقه و صرف تمامی انرژی و هزینه در این زمینه، باعث غفلت از حضور در زمینه‌های دیگر شده و رقبای ایران را بسیار پیش انداخته است. اکنون آمریکا، فشار خود را در منطقه کمتر کرده است و بهترین فرصت برای دستگاه دیپلماسی ایران فراهم شده تا با تعیین راهبردهای عملیاتی نوین، حضور رئیس جمهوری آرام‌تر در کاخ سفید را زمینه بهره‌برداری بیشتر خود کند؛ نه این‌که با مذمتِ نوشیدن چای یا قهوه در میز مذاکرات یا استفاده از تعابیری ساختگی مانند «سیاست soon»، بار دیگر فرصت‌ها را از دست بدهد.