تشکیک در جمهوریت نظام
محسن صنیعی (مدرس دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1795

غلامرضا انصاری در گفت‌وگو با همدلی:

آینده‌ اصول‌گرایی را بسیار نا‌پایدار می‌بینم

همدلی|  اختلاف و چند دستگی درون جناحی باز هم میان اصول‌گرایان سر باز کرده است. اصول‌گرایان این بار هم بر سر سهم‌خواهی‌ها و عزل و نصب‌ها با یکدیگر به مشکل بر خورده‌اند. شاید نقطه شروع این اختلافات درون جناحی بر سر مناصب را بتوان انتصاب بذرپاش به عنوان رئیس دیوان محاسبات کشور و به دنبال آن نامه‌ای که الیاس نادران در واکنش به این انتصاب نوشت، دانست. این اعتراضات ادامه پیدا کرد تا نوبت به شهردار شدن علیرضا زاکانی رسید که عده‌ای امضای حکم او را پشت کردن به حرف رهبری در خصوص پرهیز از تلاش برای رسیدن به منصب وزارت یا پست‌های اجرایی از سوی نمایندگان مجلس، می‌دانستند و همچنین این عمل را دور زدن قانون عنوان می‌کردند. سطح دیگر اختلافات درون‌حزبی اصول‌گرایان بر سر انتصاب حسین مدرس‌خیابانی،سرپرست سابق وزارت صمت به سمت استانداری سیستان و بلوچستان بود که رسانه‌های اصول‌گرا آن را یک مدیر نجومی‌بگیر دانستند. این اختلافات ادامه پیدا کرد تا نوبت به مشاور و رئیس حوزه ریاست مجلس رسید که محمدباقرقالیباف در حکمی سید محمدجواد شوشتری را به این سمت منصوب کرد. این انتصاب باز هم فریاد بسیاری از جمله نمایندگان مجلس همچون مالک شریعتی و علی خضریان و از سوی دیگر گروه رهپویان و اصول‌گرایان عدالت‌خواه را به صدا در آورد. دلایل مخالفت با این انتصاب انتشار نامه‌ای از سازمان بازرسی، توسط یکی از فعالین اصول‌گرا بودکه از نقش شوشتری در واگذاری املاک شهرداری پرده بر می‌داشت. همچنین برخی دیگر شوشتری را فردی می‌دانند که به لحاظ سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان است. با این مقدمه «همدلی» به سراغ غلامرضا انصاری فعال سیاسی اصلاح‌طلب رفته و با او درباره این اختلافات درون جناحی اصول‌گرایان به گفت و گو نشسته است.

 با توجه به اعتراضاتی که اصول‌گرایان نسبت به عزل و نصب‌ها داشتند، همچون انتصاب بذرپاش،زاکانی و شوشتری که حتی آیت‌الله علم الهدی هم چندی پیش نسبت به این افشاگری‌ها واکنش نشان داد و آن را یک خودزنی دانست، از نظر شما آیاممکن است اختلاف میان اصول‌گرایان بالا بگیرد؟

التزام به گفت‌وگو و پایبندی به تعامل سازنده، اصلی است که نیرو‌ها و کنش‌گران سیاسی را می‌تواند با دیدگاه‌های مختلف به مسائل با بحث، استدلال و منطق به اشتراک نظررساند. هر زمان که ما از گفت و گوی سازنده دست بکشیم، در درازمدت منجر به دشمنی و اتکا به خذف حریف سوق می‌دهد.جریان اصول‌گرایی و دلواپسان که در طول دو دهه گذشته با اعمال نظارت استصوابی و استفاده از زور به جای منطق، عرصه سیاسی را در اختیار گرفتند تا زمانی که اصلاح‌طلبان متکی به صندوق رأی در مقابل‌شان قرار گرفته بودند، حتی اصول‌گرایان معتدل هم از پرخاش و حرکات هنجار‌شکنانه‌‌ای که نیرو‌های رادیکال نسبت به اصلاح‌طلبان اعمال می‌کردند، خشنود بودند و به گونه‌ای آن را بهترین ابزار برای حذف اصلاح‌طلبان می‌دانستند و از این اعمال خشونت استقبال هم می‌کردند. ولی امروز با توجه به نظارت استصوابی و حذف تمام عیار رقیب و قهر مردم باصندوق‌های رأی، بروز اختلاف در بین اصول‌گرایان افزایش یافته و با توجه به عدم التزام به گفت و گو، استفاده از زور به جای برخورداری ازقدرت تعامل، گویا تنش و مبارزه قهری را نسبت به یکدیگر در دستور کار قرارداده‌اند. به گواه تاریخ زور از ضعف وذلت و قدرت از مهارت و توانایی سرچشمه می‌گیرد. به بیان دیگر قدرت حق است و زور ناحق. با این تفاسیر قدرت سیاسی باید درخدمت مردم باشد نه ابزاری برای حذف رقیب.
همان طور که ما در طول سالیان گذشته شاهد بودیم که افراد ذی‌‌‌نفوذی از اردوگاه اصول‌گرایی ریزش کردند. همچون آقای ناطق نوری، آقای لاریجانی و.... قطعا ادامه این تنازع منجر به حذف اصول‌گرایان میانه‌رو و برخوردار از منطق نسبی می‌شود. بنده آینده اصول‌گرایی را با توجه به عدم التزام به گفت و گو بسیار تاریک و نا‌پایدار می‌بینم.

 آیا ممکن است انشقاق میان اصول‌گرایان به حدی برسد که رئیس جمهور با دیگر سران قوا به اختلاف برسد؟

ریشه اصلی جمهوری اسلامی که جمهوری و اسلامیت آن را متبلور کرده است، خواست و اراده مردم است که درجهان امروز تعریف خود را به نمایش گذاشته است و شامل حق انتخاب، نظارت و برکناری حاکمان درعالی‌ترین و پایین‌ترین سطوح، آزادی بیان و اندیشه، داشتن احزاب، حق رفاه اجتماعی، سطح قابل قبولی از رشد اقتصادی، حق اقامه دعوی و انتظار از قضاوت عادلانه واجرای آن وحفظ کرامت و منزلت انسانی و اجتماعی است. التزام به موارد فوق نه تنها انشقاق را به وجود نمی‌آورد بلکه وفاق و همدلی را روز به روز افزایش می‌دهد، نه تنها کسانی را با سرعت از قطار انقلاب پیاده نمی‌کند، بلکه هرروز مسافران جدیدی را که تا دیروز مخالف بودند بااستدلال، منطق و مدارا همراه می‌کند. طبیعی است که وقتی در داخل نظام خودمان معتقدین و ملتزمین به نظام را و اصلاح‌طلبانی که در طول چهاردهه گذشته بیشترین بار دفاع مقدس، کمک به توسعه زیرساخت‌ها را در کارنامه خود دارند و همچنین به حقوق بشر و حق انتخاب مردم پایبند هستند و برای حفظ این ارزش‌ها حتی از منافع جمعی و شخصی خودشان گذشتند و هزینه‌های سنگینی را پرداخت کردند، حال با تمام این موارد یاد شده، اصول‌گرایان نمی‌توانند تحمل کنند، کوچک‌ترین اختلافات نظر در میان خودشان منجر به انشقاق می‌شود و هیچ بعید نیست که سهم‌‎خواهی‌هایی که امروز مجلس‌نشینان از دولت دارند و وزیر کشور در یکی از صحبت‌های خود اشاره کردند که انتخاب استانداران را با تعامل نمایندگان انجام می‌دهیم، این گفته ایشان حاکی از آن است که خود به خود اصل تفکیک قوا از بین می‌رود و سهم‌خواهی‌هایی که ریشه در منافع شخصی و منطقه‌ای دارد را منجر می‌شود و احتمال بروز اختلاف در بین سران قوا هم دوراز انتظار نیست. امیدوارم با بازگشت به اصول پذیرفته شده‌ حاکمیت در جهان مدرن امروز جریان اصول‌گرا تن به گفت و گو و تعامل دهد.

 به باور شما آیا ممکن است همچون زمان ریاست محمود احمدی‌نژاد، اصول‌گرایان چند پاره شوند؟

تجربه تلخ انشقاق در دوران دولت احمدی‌نژاد هنوز درخاطره‌ها هست. دولتی که با اعمال نظارت استصوابی روی کار آمد و اصول‌گرایان معتقد بودند که می‌توانستند با یکدستی حاکمیت در قوای سه‌گانه، ایران را به ژاپن اسلامی تبدیل کنند. اما خیلی زود دایره اختلافات در بین خودشان به مرزی رسید،که حرمت و پایبندی به اصول پذیرفته شده اخلاقی درتریبون‌های رسمی از بین رفت و برای اولین بار در طول چهاردهه گذشته دستورات کتبی رهبری توسط رئیس دولت نادیده گرفته شد و قهر یازده روزه احمدی‌نژاد برای اردوکشی درمقابل نظام درخاطره‌ها ثبت شد. شرایطی به وجود آمد که دولت دوم احمدی‌نژاد مثل استخوانی در گلوی جریان اصول‌گرایی بود و تحملش برای این جریان بسیار سخت بود. قطعاً پاسخگویی روی دیگر سکه اختیارات باید باشد. دراین مرحله اصول‌گرایان درقبال اختیارات گسترده که در سیاست خارجی و اعمال سیاست‌های داخلی برخوردارند، به کدام نهاد پاسخگو خواهند بود؟ آیا مجلس همان رفتاری که با دولت‌های غیر اصول‌گرا داشته باز هم با این دولت دارد؟ اینها نکاتی است که نتیجه عدم پاسخگویی نسبت به اختیارات است.

 با این تفاسیر آیا ممکن است اختلاف میان وزرا ومجلس شدت پیدا کند؟

مردم از نظام انتظار استقرار عدالت، رفع تبعیض، حفظ محیط زیست، تعامل با جهان، رونق تولید، و.... دارند. همچنین دست‌یابی به شعار‌های انتخاباتی جناب آقای رئیسی، که به صراحت وعده تحقق آنها را داده است، مطالبه می‌کنند. از آن سو رسیدن به توسعه اقتصادی در غیاب تعامل اساسی در عرصه سیاسی و باز گذاشتن دست کنش‌گران سیاسی برای حضور در عرصه و نقد منصفانه سیاست‌های اعمالی قطعا دسترسی به توسعه اقتصادی هم سرابی بیش نخواهد بود. از رویکرد توسعه اقتدار‌گرایانه‌ای که حضرات به دنبال آن هستند باید وحشت داشت. رویای متوهمانه‌ پیاده‌سازی مدل چین اسلامی بر ارکان یک نظام هیچ سرنوشتی جز سقوط در دام یک کره شمالی اسلامی دیگر را در پیش روی ما نخواهد گذاشت. بنابراین با توجه به چالش‌های موجود در عرصه بین‌المللی همچون برجام و فشاری که غربی‌ها هر روز بر کشور ما اعمال می‌کنند و عدم توان استفاده از قدرت مثبت دیپلماسی در کارگزاران سیاست خارجی و عدم تصویب لوایح FATF و پالرمو، تبادلات اقتصادی را به حداقل خواهد رساند. نگاه به شرق با توجه به ‌این‌که چین نشان داده در اعمال سیاست‌هایش بیشتر منافع خود را در نظر می‌گیرد، می‌توان این‌گونه عنوان کرد که روسیه و چین بیش از آنکه منافع ما را در رقابت و مبارزه با کشور‌های غربی در پیش گرفته‌ایم، بر منافع خود اولویت‌ نخواهد داد. با توجه به سیاست‌های اعمالی روسیه در سوریه و خالی کردن پشت کشورمان یا در مسئله برجام که نشست و برخواست‌ها و معاملات پنهانی که با آمریکا انجام دادند و باعث شد ترامپ متوهم برجام را پاره کند، شاهد بودیم که کوچک‌ترین جنبه حمایتی در رابطه با سیاست‌های اعمالی خود نسبت به کشور ما نداشتند. قطعا تعامل ما با همه کشور‌ها از جمله چین و روسیه، باید بر اساس اصل عزت، حکمت و مصلحت مبتنی باشد و تلاش کنیم در قالب تعامل سازنده سیاسی رقابت خودمان را با کل دنیا سامان دهیم، همچنین دست از دشمنی و نگاه‌های خصمانه نسبت به دیگر کشور‌ها برداشته و منافع ملی و مردم خودمان را برای حل مشکلات معیشتی و اقتصادی معطوف داریم. این راهی است که شاید به سرانجامی برسد، وگرنه نزاع دائمی برسر اختلافات درون‌گروهی اصول‌گرایان گرهی از انبوه مشکلات باز نمی‌کند.