تشکیک در جمهوریت نظام
محسن صنیعی (مدرس دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1795

تأثير برجام بر سياست خارجي و راهبردهاي خاورميانه

ليلا بيات (دانش‌آموخته روابط بين‌الملل)

مهم‌ترين جنجال تاريخي ايران بعد از ملي شدن صنعت نفت، بحران هسته‌‌‌‌‌اي ايران است. رقابت قدرت‌هاي بزرگ جهاني، منطقه‌‌‌‌‌اي بر سياست هسته‌‌‌‌‌اي ايران به همان اندازه تأثير گذاشت كه فعاليت هسته‌‌‌‌‌اي ايران بر سياست منطقه‌‌‌‌‌اي و جهاني داشت. سرعت سيرتحولات هسته‌‌‌‌‌اي شدن ايران دردهه گذشته، موجب حساس شدن موضوع بر ديگر مناقشات سياست خارجي در منطقه شد طوري‌كه تعارض‌‌‌‌‌‌هاي كشورهاي منطقه تا آنجا گسترش يافت كه تحريم‌‌‌‌‌‌ها و محاصره اقتصادي ج.ا.ايران نزد واحدهاي سياسي منطقه جنبه عقلاني يافت؛ علي‌رغم نگاه سيال و تغيير نگاه ديپلماسي دولت‌ها در ايران نسبت به موضوع هسته‌اي، كنشگران سياسي در منطقه داراي ثبات رفتاري بيشتري نسبت به مخالفت با پرونده هسته‌‌‌‌‌اي ايران بودند.حفظ توازن قوا مطابق منطق در كشورهاي سياسي خاورميانه حداقل حفظ وضعيت موجود در مقابل ايراني قدرتمند، تصميم غالب واحدها بود؛ با توجه به ماهيت متفاوت قدرت نظامي و ژئوپليتيكي واحدها در برابر ايران، كشورهاي سياسي منطقه‌‌‌‌‌اي خواهان چندكشور-چندقطبي در خاورميانه هستند؛ بنابراين اتخاذ تصميم براي بسياري از كشورهاي خاورميانه حياتي است كه دچار مشكل شده‌اند و در تنگناي امنيتي قرار گرفته‌‌‌‌‌‌‌اند؛ به‌گونه‌‌‌‌‌اي كه حفظ وضع موجود منطقه و جلوگيري از قدرت اسرائيل و برنامه هسته‌‌‌‌‌اي ايران حيات آنهارا با مخاطره مواجه کرده است و آنها را بر سر يك معماي راهبردي قرار داده است.از نظر نگارنده اجرايي شدن برجام هرچندتوانسته تأثيرات رواني كوتاه مدت بجاگذارد، اما اين توافق به‌واسطه ماهيتش، مؤلفه تعيين‌كننده و كليدي در شكل‌دهي به تحولات نخواهد بود، برجام مي‌تواند پيامدهاي منفي بر روند و تحولات سياسي خاورميانه داشته باشد و رقابت و تنش منطقه‌‌‌‌‌اي را تا اندازه‌‌‌‌‌اي افزايش دهد. در واقع برجام تغيير محسوسي در فضاي سياسي، امنيتي خاورميانه ايجاد نكرده و «تهديد هژموني منطقه‌اي» را جايگزين «تهديد هسته‌اي» کرده است.

تفاوت دونگاه به برجام: 

همواره ما از موضع ملي خود به امور جهان مي‌نگريم، به همين دليل تصويري كه از هر بازيگر و سياست خارجي‌اش در نگاه ديگر بازيگران ساخته مي‌شود از اهميت زيادي برخوردار است، چراكه تصوير و نوع نگاه ديگر بازيگران تعيين كننده سياست‌‌‌‌‌‌هاي كنشي و واكنشي آنها نسبت به آن بازيگر است. به همين دليل ايران مانند ديگربازيگران در عرصه روابط بين‌الملل با مجموعه‌‌‌‌‌اي از كنش‌ها و واكنش‌ها روبه‌روست كه زایيده نوع نگاه آنها به سياست خارجي ايران بوده و شرايط پيش روي كشور را در نظام بين‌الملل رقم مي‌زند. هرچند توافق هسته‌‌‌‌‌اي بين ايران و گروه1+5 موسوم به برجام درصحت جهاني صورت گرفته اما داراي ابعاد و پيامدهاي منطقه‌‌‌‌‌اي است، به‌دليل موقعيت و جايگاه استراتژيك ايران و دغدغه امنيتي كشورهاي منطقه درحل بحران‌هاي كنوني منطقه موضوعاتي است كه ازابتدا با مبحث هسته‌‌‌‌‌اي ايران مطرح شده و با شكل‌گيري برجام و اجراي آن بيش از هرزمان ديگري چهره واقعي به‌خودگرفته، مي‌توان گفت كه توافق هسته‌‌‌‌‌اي زمينه‌ساز تغيير در معادلات منطقه‌‌‌‌‌اي و رقابت‌ها و همزمان فرصت‌هاي منطقه‌‌‌‌‌اي خواهد بود.با تفاسير مطالب فوق؛ درمي‌يابيم دربرهه كنوني برنامه جامع اقدام مشترك، موسوم به برجام، شرايط جديد و خاصي را براي ايران ايجاده كرده به‌گونه‌‌‌‌‌اي كه آن را به يك بازيگر منطقه‌‌‌‌‌اي تبديل کرده و بيشتر رقباي منطقه‌‌‌‌‌اي از فرصت‌هاي سياسي، اقتصادي، امنيتي احساس ناامني مي‌كنند.

لذا، وجود چنين فضاي بحراني و متشنج مستلزم اتخاذ استراتژي جديد متناسب با معادلات جديد در ابعاد داخلي و منطقه‌‌‌‌‌اي است. به همين دليل نمي‌توان انتظار عبور موفقيت‌آميز از مسير بحراني محيط‌هاي منطقه‌‌‌‌‌اي و جهاني را داشت. اولويت‌هاي سياست خارجي تابعي از اهداف و منافع ملي‌ست، ترتيب و طبقه‌بندي اهداف و مقتضيات محيطي، اولويت‌هاي سياست خارجي را روشن مي‌سازد و تفاوت در اهداف زماني‌كه به تصميم‌گيري مشخص در سياست خارجي نزديك مي‌شويم، منجر به بي‌تصميمي يا رفتار ناهمساز توسط واحدهاي مختلف دخيل در سياست خارجي مي‌شود كه اين ناهمسازي درسياست خارجي خود موجب پيامد جدي در كاهش بازدهي و اعتبار يك كشور در سطح جهاني‌ست، و اين مسئله زماني جدي‌تر مي‌شود كه اهداف مختلف به‌صورت همزمان در حال اجرا باشد به همين دليل درعرصه سياست خارجي كشور ها ترجيح مي‌دهند با بازيگر واحدي تعامل داشته باشند نه بازيگران متعددكه فاقد هماهنگي لازم هستند.