صبر انقلابی چقدر باید تمدید شود؟
کامران طباطبایی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1832

خدمات ‌‌‌روان‌شناختی؛ مغفول میان نیازهای مردم افغانستان

شقایق حسینی سروری (تحلیلگر سیاسی)

چه کسی فکر می‌کرد مردمانی از جنس فولاد، به چرخ هواپیمای آمریکاییC_17A  آویزان شوند؛ آن هم  برای گریز! چه می‌شود که مردمی هواپیمای بدون برگشت و ضمانت را به خاک آشنا، ترجیح دادند؟ همه این‌ها دلایل درماندگی شهروندانی درگیر سال‌ها جنگ و حضور بیگانگانی مانند ایالات متحده آمریکا و متحدانش است. نه تنها در بحبوحه جنگ، کسی مسئولیت کار خود را برعهده نگرفت که آسیب‌های پس از جنگ اعم از خشونت‌های خانوادگی، اعتیاد، خودکشی، بیسوادی، بحران هویت و اشتغال، بحران‌های اجتماعی و ناامنی اجتماعی و غیره، همه و همه باعث شده است مردم این کشور دچار بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و ‌‌‌روان‌شناسی شوند تا آنجا که به پناهندگی و مهاجرت روی بیاورند. حدود 16درصد این جمعیت برای رهایی و دستیابی به جرعه‌‌‌ای از امید، به زندگی و فکر به تسکین آسیب‌های خود با ورود به خاک کشور غریبه هستند و به همین دلیل، پناهندگی را انتخاب می‌کنند. این امر عملا باعث می‌شود حتی به چرخ‌های هواپیمایی که سیاست‌های دولتش، بیست سال زندگی بدون مخاطره را از آنان گرفته، متوسل شوند. سازمان ‌‌‌روان‌شناسی بین‌المللی (IPSO) اعلام کرده است حدود 70درصد جمعیت 32میلیونی افغانستان نیازمند خدمات درمانی ‌‌‌روان‌شناسی هستند و البته حدودا 70 تا 84درصد این جمعیت، به صورت شخصی حادثه «تروماتیک» را تجربه کردند. این حادثه به اتفاقات خطرناک یا ترسناک اطلاق می‌شود که عمیقا روحیه و احساسات افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و علامت‌هایی نظیر استرس، عصبانیت، اختلالات روانی و غیره دارد و تک‌تک چنین رفتار‌های کنترل نشده‌‌‌ای می‌تواند سلامت اجتماعی را به خطر ‌‌اندازد. کاملا منطقی است که شهروندان این کشور پس از سال‌ها ناامنی و جنگ، به فرار بیندیشند و با انواع مشکلات افسردگی، سندروم پس از حادثه، اختلالات اضطراب و در کل ناامنی روانی روبه رو شوند. از سوی دیگر اکثر جمعیت این کشور را جوانان تشکیل می‌دهند؛ جوانانی که با تحصیلات عالی خودشان، کهنه‌کاران را شگفت‌زده کرده‌‌اند و همین امر باعث شده که مدعیان ‌‌‌روان‌شناسی را که فقط مدعی هستند و به مدرک و تخصصشان اطمینانی نیست، شناسایی کنند. متخصصین ‌‌‌روان‌شناسی و درمانگران جای خود را پیدا نکرده و از طرفی، نصیحت‌گران و دلسوزان سعی کردند تا خود را متخصص نشان دهند و لذا بدگمانی‌هایی نسبت به این تخصص و علم ‌‌‌روان‌شناسی و روان درمانی به وجود آمده است. بر این اساس ملاحظه می‌شود که مسئله ‌‌‌روان‌شناسی اجتماعی و امنیت اجتماعی و خدمات درمانی ‌‌‌روان‌شناسی، یکی از مهم‌ترین گزینه‌های روی میز خواهد بود که نیازمند توجه گسترده مردم و درخواست از دولت جدید افغانستان است؛ دولتی که مدعی صلح و آرامش است. مدت زمان مدیدی است جای خالی علم ‌‌‌روان‌شناسی در جای جای این کشور غنی حس می‌شود. امیدواریم سایه فلاکت‌بار جنگ و خشونت و سوءاستفاده سیاست‌های بیگانه از این کشور، رو به کاستی رود تا نزدیک شدن به رأس هرم سلسله مراتب نیازهای «آبراهام مزلو» یعنی سلامت روانی و نیاز‌های اجتماعی و خودشکوفایی را، مشاهده کنیم.