مقننه در قامت اجراییه
محسن خرامین (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1828

روایت مشمولان فراری از خدمت سربازی؛

آنها که پوتین را دوست ندارند

همدلی| چرا سربازان فرار می‌کنند؟ اخیرا نمایندگان مجلس در طرحی خواهان تعیین تکلیف مشمولان  غایب شده‌اند. در این طرح مجلس هم مانند چند سال گذشته برای مشمولانی که بیش از هشت سال غیبت دارند دریافت کارت معافیت در ازای پرداخت پول در نظر گرفته شده است. متن این طرح از غیبت بیش از سه میلیون نفر از خدمت سربازی خبر می‌دهد.  
لایحه خدمت اجباری نظام‌وظیفه در سال ۱۳۰۳ توسط رضاشاه به مجلس شورای ملی چهارم تقدیم و تصویب شد و تاکنون پابرجاست. البته هر چند وقت یک‌بار گویا زمانی که کشور دچار کسری بودجه می‌شود طرحی باهدف خرید سربازی در مجلس به تصویب می‌رسد. آنچه مشخص است، آن است که سربازی اجباری در بخش‌هایی از حاکمیت هم دیگر طرفدار ندارد. با روی کار آمدن مجلس یازدهم مدلی به نام «سربازی حرفه‌ای» با هدف اصلاح قانون سربازی اجباری در ایران مطرح شد. در دوران تبلیغات انتخابات 1400، هم امیرحسین قاضی‌زاده‌‌هاشمی نماینده وقت مجلس و نامزد انتخابات وجود سه میلیون مشمول غایب را نشان‌دهنده ناکارآمدی مدل فعلی سربازی خوانده بود. هردوی این موضع‌گیری‌ها با مخالفت ستاد کل نیروهای مسلح روبه‌رو شده‌اند. 
در ادامه همدلی از تصور افرادی از خدمت سربازی روایت می‌کند که تلاش کرده‌اند با گرفتن معافیت زیر بار سربازی نروند. 

 اجباری که به گردن همه سنگینی می‌کند

فرهاد 30 ساله، فوق‌لیسانس جغرافیای سیاسی دارد و در 20 سالگی به سربازی رفت. او به خاطر کسری‌هایی که داشته، چهار ماه لباس سربازی بر تن کرد که دو ماه از آن، دوره آموزشی بود. فرهاد درباره تصور خود از سربازی قبل از اعزام، به «همدلی» می‌گوید:«قبلا فکر می‌کردم آدم می‌تواند در سربازی یک سری آموزش‌های مقدماتی نظامی ببیند که در مواقع ضروری به کشورش خدمت کند. اما بعدا تصورم عوض شد. این دوره خیلی ساده‌ای بود و فکر می‌کنم دوره سربازی از زمانی که سربازی در ایران راه افتاد، خیلی تغییری نکرده است. درحالی‌که متد‌های نظامی در جهان کاملا متفاوت است و در کشورهای دیگر استراتژی‌های نظامی را درس می‌دهند یا سربازها را با شیوه‌های مدرن رزم آموزش می‌دهند.» 
او در ادامه می‌گوید:«انگار سربازی مدت‌زمانی تعریف شده که فرد باید آن را پر کند. وقتی سربازی رفتم، به‌مرور زمان دیدم افرادی بسیار زیادی هستند که می‌توانند خدمات زیادی انجام دهند، اما از آن‌ها به بدترین شکل ممکن استفاده می‌شود. مثلا چند نفر فارغ‌التحصیل دکتری و فوق‌لیسانس داشتیم که بسیار ماهر و توانمندی بودند اما بعضا کارهای پیش‌پاافتاده انجام می‌دادند. شاید باور نکنید اما آن‌ها از خاک باغچه سنگ جدا می‌کردند، راننده بودند یا در بهترین حالت پشت سیستم می‌نشستند و یک کار ساده انجام می‌دادند. علت این‌که خیلی‌ها حاضر نیستند سربازی بروند این است که زمان به بطالت گذرانده می‌شود. خیلی کم پیش می‌آید که کسی بتواند ازآنچه که دارد بتواند مایه بگذارد و برای کشورش سودآور باشد. من برای معافیت اقدام کرده بودم، چون فکر می‌کردم در دو سال سربازی چیزی به من اضافه نمی‌شود و فکر می‌کردم می‌توانم کارهای بهتری بکنم که با سربازی رفتن آدم هم از نظر مالی و هم از نظر فرصت‌ها دو سال از زندگی‌اش عقب می‌افتد. علاوه بر زمان بحث اجبار آن هم هست و این اجبار به گردن همه سنگینی می‌کند.» 

 سربازی همچنان به روش سنتی دنبال می‌شود

فرهاد می‌گوید اگر یک نظرسنجی شود اکثریت مخالف سربازی اجباری هستند، چون روایت‌های مختلفی از هدر رفتن وقت شنیده‌اند. او نگهبانی را یکی از روتین‌ترین کارهای سربازی دانست و مثال می‌زند و می‌گوید:«در کشورهای مختلف رسته‌ای برای این کار تشکیل می‌شود که نگهبانی را کاملا به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند. اگر در یک پادگان 10 برجک وجود داشته و  تعدادشان کمتر نشده، از سیم خاردار،  تجهیزات نوری و دوربین مداربسته هم استفاده می‌شود و در عین حال 10 نفر مثل قبل در این برجک‌ها پست می‌دهند. در واقع هزینه‌ها نه تنها کاهش پیدا نکرده‌اند بلکه افزایش هم داشته‌اند. این یعنی سربازی همچنان به روش سنتی و قدیمی‌ دنبال می‌شود. در عین حال ما می‌بینیم که خیلی اوقات از سرباز برای خرید یا حمل و نقل شخصی یک فرد استفاده می‌شود.» 
او یکی از علت‌های اصلی این‌که خیلی‌ها از خدمت سربازی، سر باز می‌زنند را همین شیوه سنتی می‌داند و می‌گوید:«کلاس‌هایی که بیشتر به استراتژی‌های نظامی مثل شیوه‌های رزم و حملات سایبری که امروزه تک و پاتک‌های نظامی محسوب می‌شوند بپردازد در سربازی زیاد نیست. درحالی‌که بسیاری از اینها می‌تواند در ذهن سربازها جرقه ایجاد کند. خیلی از سربازها، فارغ التحصیلان رشته‌هایی مثل‌ ای‌تی هستند که می‌شود از پتانسیل آن‌ها استفاده کرد، اما متاسفانه بالای برجک پست می‌دهند.» 
فرهاد می‌گوید:«اگر سربازی به‌جای شرایط فعلی، تخصصی و حرفه‌ای برگزار می‌شد، و به‌جای دو سال زمان پر کردن مثل خیلی از کشورهای دیگر یک دوره تخصصی شش ماهه بود، کاملا مشتاقانه و به سربازی می‌رفتم، چون اولا هیجان‌انگیز بود و آدم دوست دارد این هیجان را تجربه کند و ثانیا این‌که من علاقه‌های ناسیونالیستی دارم و فکر می‌کنم کشورم ممکن است یک روز مثل هر کشوری مورد تهاجم قرار بگیرد.»

 در سربازی تحقیر می‌شوی

برخلاف فرهاد که حدود چهارماه سربازی را تجربه کرده، تصورات جواد از سربازی فقط از شنیده‌های او شکل گرفته است؛ روایت‌هایی که از قدیم در قالب روایت سربازان از هر کس به دیگری منتقل شده و این تصورات را می‌سازد. البته جواد می‌گوید این‌که این روایت‌ها از کجا می‌آیند مهم نیست؛ حتی اگر دروغ محض هم باشند، همین‌که تو را مجبور کاری می‌کنند روی اعصاب است. 
جواد 28 ساله با مدرک لیسانس مدیریت است که چندین سال پیش معافیت کفالت گرفته است. او به «همدلی» می‌گوید: «با چیزی که از اطرافیانم شنیده بودم، پادگان جایی است که در آن آدم را بسیار تحقیر می‌کنند. اگر قبلا مهارت و علایقی داشتی، وقتی وارد خدمت می‌شوی از تو نمی‌پرسند و به این نگاه نمی‌کنند که چه کاره‌ هستی؟ هم از علایق خودت به‌دوری و هم نمی‌توانی آن علاقه یا مهارت را به دیگران منتقل کنی. وقتی این نوع خدمت را با سربازی‌هایی که آدم از کشورهای دیگر می‌بیند مقایسه می‌کردم، آزارم می‌داد.»
جواد ادامه می‌دهد: «من یک سری شرایط خانوادگی داشتم و از آن برای معافیت استفاده کردم. اما روی هم رفته یکی از کابوس‌هایم از دوران دبیرستان سربازی رفتن بود. مخصوصا با چیزهایی که دیگران به عنوان خاطره سربازی برای آدم تعریف می‌کنند. اصلا همین که اجباری است روی روان آدم است. بگذریم از این‌که خیلی‌ها وی‌آی‌پی خدمت می‌کنند و یا می‌گویند سربازی دوران خوش‌گذرانی زندگی‌شان بوده است.» 

 برای سرباز احترام قائل باشید

تصور جواد از سربازی و فضای پادگان وجود تبعیض بین سربازهاست. او نیز به «همدلی» می‌گوید: «اگر پارتی داشته باشی می‌توانی برای خودت یک کار اداری جور کنی، اما اگر کسی پارتی نداشته باشد و به هیچ جا هم وصل نباشد در آن دو سال عذاب می‌کشد.» جواد هم معتقد است که اکثریت افراد با سربازی اجباری مخالفند. اما اگر این چنین است پس تکلیف دفاع از کشور چه می‌شود؟ او چنین پاسخ می‌دهد: «به سرباز پول کافی بدهید، برایش احترام و عزت قائل باشید، هرکسی بتواند داخل رسته نظامی مورد علاقه‌اش وارد شود و به صورت حرفه‌ای یعنی به چشم شغل آینده به آن نگاه کند. چرا اصلا سربازی اجباری؟ سربازی با این شکل کنونی نه تنها چیزهایی مثل هویت، عزت ملی و ... را به خاک سیاه می‌نشاند و آن‌ها را از درون تهی می‌کند، بلکه فرد را هم روز به روز ناامیدتر و افسرده‌تر می‌کند طوری که دو سال خدمت را جزو سال‌های از دست رفته زندگی‌اش می‌داند.»

سربازی مالیات اضافی روی عمر من است

نوید تازه در سن 36 سالگی دفترچه نظام‌وظیفه را پر کرده و منتظر است تا تکلیف دو سال سربازی‌اش در روزهای آینده مشخص شود. نوید می‌گوید:«منفعت شخصی‌ام ایجاب می‌کند که تا جایی که می‌توانم تلاش کنم که از زیر بار خدمت فرار کنم؛ ضمن این‌که بود و نبود من تاثیری روی توان نظامی کشور ندارد. سربازی یک نوع مالیات اضافی روی عمر من است که احتمالا هزینه‌های پرسنلی نیروهای مسلح را کاهش می‌دهد. چرا این هزینه از روی عمر من تامین شود نه از جای دیگر؟ عمر آدم رایگان نیست.»
او فکر می‌کند سربازی یک دوره بیگاری است که نه برای او مفید است و نه برای کشور و نیروهای مسلح. او می‌گوید: «هیچ کس حاضر نیست دو سال به صورت مجانی برای جایی کار کند؛ آن اون هم کاری که نه چیزی به تجربه‌ات اضافه می‌کند و نه تخصصی را یاد می‌گیری. ضمن این‌که این دو سال خدمت به توان نظامی و امنیتی کشور هم اضافه نمی‌کند. به طور کلی بخش زیادی از نیروهای مسلح با افرادی پر شده که با دید کوتاه‌مدت دوساله به انجام وظایف خود می‌پردازند؛ بخشی از بدنه نظامی کشور در دست افرادی است که فقط منتظرند زمان بگذرد و از زیر بار مسئولیت‌هایشان خلاص شوند. اما در این دو سال نه آنقدر تجربه‌اندوزی می‌کنند که به یک نیروی متخصص تبدیل شوند و در آینده به توان دفاعی کشور چیزی اضافه کنند و نه امور فعلی را به نحو مطلوبی پیش می‌برند. فکر می‌کنم این مسئله برای توان نظامی یک کشور بیشتر یک نقص است تا یک نقطه قوت.»

 پول خوب بدهید، خدمت می‌کنم

محمدحسین 25ساله است و از جمله افرادی است که به‌واسطه سابقه رزمندگی پدر در جنگ تحمیلی توانسته از خدمت معاف شود. البته این را هم اضافه می‌کند که علاوه بر این شرایط، اصلا دوست نداشته خدمت را تجربه کند و به قول خودش «چرا دو سال از عمرم، آن هم دو سال طلایی در اوج جوانی و شادی‌ام را با خدمت خراب کنم؟ دو سال عمرم را بابت بیگاری و علافی بدهیم؟!» با این حال اضافه می‌کند که اگر شرایط معافی گرفتن را نداشت، مثل خیلی دیگر از آدم‌ها با زور و بی‌علاقگی تمام به سربازی می‌رفت. 
تصور محمدحسین از خدمت سربازی همین چند جمله است: «خدمت جایی است که دو سال زندانی‌ات می‌کنند، صبح‌ها خروس‌خوان باید بیدار شوی، ورزش کنی، تا ظهر کارهای زجرآوری مثل شستن دستشویی انجام دهی، ظهر هم که شد غذایی جلویت می‌اندازند. شب هم که می‌خواهی استراحت کنی یک خشم شب می‌زنند و زابه‌راهت می‌کنند.» 
وقتی از او درباره شرایط دلخواه از خدمت می‌پرسیم، می‌گوید:«فقط پول خوب. اگر به سرباز خدمات ویژه می‌دادند و می‌گفتند این سربازهای بیچاره محافظ و مدافع این کشور هستند، به‌جای یک یا دو میلیون، به آن‌ها 12میلیون تومان حقوق می‌دهیم، شخصا حاضر بودم در مرزهای سیستان و بلوچستان خدمت کنم.»