عضویت در سازمان شانگهای دستاورد کیست؟
مهدی روزبهانی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1781

طالبان، داعش و بنیادگرایی

حسن ماکیانی (روزنامه‌نگار)

اومبرتو اکو می‌گوید:«هم‌گونی‌طلبی و بنیادگرایی را معمولا انگاره‌هایی می‌شمارند با پیوند تنگانگ؛ این دو را آشکارترین صورت‌های بی‌مدارایی می‌دانند». بنیادگرایی، هم‌گونی‌طلبی و فاشیسم شبه‌علمی، موضع‌گیری‌هایی هستند که پیشاپیش راه را بر هرگونه تفکر و نگرش و ورود آن به عرصه تفکر دیگر می‌بندند. بنیادگراها، تنها نحوه تفسیر خویش را می‌پذیرند و سایر شیوه‌ها را قبول ندارند، یا با آنها برخورد می‌کنند.
درحوزه اندیشه، هرتفکری که ریشه در بنیادگرایی داشته باشد، الزاما بی‌مدارا است، و  در حوزه تأویل این کاملا حتمی است. ایدئولوژی مقدس، درجامه عمل و به عنوان محور حرکت اجتماع، برای تأیید حقیقت بودن خود به خشونت متوسل می‌شود، «ژرژسورل» اسطوره‌پرداز فاشیست، خشونت را به خودی خود دوست می‌داشت و بیان می‌کرد: «خشونت، اصلی اخلاقی است» (سورل تأملاتی درباب خشونت).
موسولینی نیز به سیاق سورل، ارزش کردار خشونت را چنین بیان می‌دارد:«خشونت عملی کاملا اخلاقی است» و «تقریبا تمام زندگی من در دفاع از خشونت سپری شده است» و هیتلر این مظهر فاشیسم نیز،در راستای حق بودن ایدئولوژی خود، حق را تنها مخصوص قدرتمندان می‌دانست. 
استفاده از ابزارخشونت و تفتیش عقاید و افکار، مقوله‌‌‌هایی هستند که ایدئولوژی درجامه عمل ازآن استفاده کرده و خواهد کرد. بهترین نمونه استفاده ازخشونت را می‌توان در وقایع تاریخی قرون وسطایی و اعمال ارباب کلیسا جست‌وجو کرد.
نظام رعب و وحشت، که درسایه ایدئولوژی‌ها به وجود می‌آید با ابزارخشونت، به دنبال نجات دادن روح انسان‌‌‌هایی هستند که به هردلیل پایبندی به آن ایدئولوژی را ندارند.
خشونت در جامعه دینی، زشت‌ترین نوع خشونتی است که بشریت می‌تواند بدان گرفتار شود؛ مانند خشونت طالبان با مردم و زنان افغانستان وداعش با مردم سوریه وعراق و.... جزم‌اندیشی‌های‌‌‌ مذهبی همواره از به وجودآمدن فضای عقلانی جلوگیری کرده و درعرصه‌های مختلف فکری، با بی‌توجهی به اصل رواداری و به خشونت دست می‌زنند؛ خشونتی که خشونت ازجانب دیگررا به دنبال خواهدداشت،
در دنیای کنونی متفکران معتقدند که هیچ‌کس حق این ادعا را ندارد که همه حقیقت نزد اوست و در حوزه ایمان هم این گزاره که «حق بامن است و شما بر خطایید» چندان جوابگوی پرسش‌های بنیادین نخواهد بود.