تشکیک در جمهوریت نظام
محسن صنیعی (مدرس دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1798

گفت‌وگو با توکا ملکی؛ پژوهش‌گر تاریخ موسیقی درباره جایگاه قمرالملوک وزیری در موسیقی ایران

«قمر» یک نماد در تاریخ موسیقی است

همدلی| علی نامجو: بزرگان انگشت‌شماری در هر عرصه، تاریخ را به پیش و پس از خود تقسیم کرده‌اند؛ قمرالملوک وزیری بدون تردید در زمره بزرگان انگشت‌شمار و تاریخ‌ساز عرصه موسیقی قرار می‌گیرد. صفت‌های عالی بسیاری می‌توان برای «قمر» برشمرد. او اولین خواننده زن موسیقی ایران‌زمین بود که روی صحنه رفت؛ زنی که مرتضی نی‌داوود، آهنگساز نامدار و خالق جاودانه «مرغ سحر»، او را الهه آواز و صدایش را ملکوتی می‌خواند. «قمر» در کنار دیگرانی چون «روح‌انگیز» و «ملوک ضرابی»، زمینه‌ساز تحولی بزرگ شد. توکا ملکی، نویسنده و پژوهش‌گر هنر، در کتابی با عنوان «زنان موسیقی ایران از اسطوره تا امروز» نگاهی به ساختارشکنی«قمر» و نقش پررنگ او در تغییر نگاه جامعه به زنان آوازخوان داشته است. او فرزند پری ملکی، یکی از آوازخوانان و مدرسان صاحب‌نام موسیقی ایرانی است و با وجود کمبود و حتی گاهی نبود منابع موردنیاز، کتابی به رشته تحریر درآورده که خود به مرجعی قابل استناد تبدیل شده است. به بهانه شصت و دومین سال‌مرگ قمرالملوک وزیری، با توکا ملکی به گفت‌وگو نشستیم تا از نقش «قمر» در تاریخ موسیقی ایران بگوید. جان‌مایه این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

 قمرالملوک وزیری چهاردهم مردادماه سال 1338 از دنیا می‌رود. به همین دلیل مطالب، عکس‌ها و حتی نوارهای بسیار اندکی از او به‌جای مانده است. برای تحقیق و پژوهش روی زندگی «قمر» چه کردید؟

چندی پیش فیلمی از قمر پیدا شد. پیش‌تر می‌گفتند تنها نسخه‌ای که از فیلم وجود داشته، در آتش‌سوزی از بین رفته، ولی چندی پیش آقای عباس بهارلو، منتقد و تاریخ‌نگار سینما، این فیلم را ذره‌ذره منتشر کرد و معلوم شد نسخه‌ای به دست او رسیده یا به‌هرحال موجود بوده است. چندین تکه از این فیلم پیدا شد که اتفاق بسیار جالبی بود، چون همان‌طور که گفتم؛ پیش‌تر می‌گفتند این فیلم از بین رفته است.

 شما کتابی درباره زنان در موسیقی ایران به رشته تحریر درآوردید. در خصوص این کتاب صحبت کنید؛ کتابی که روی آن پژوهش و کار کرده و مطالعات بسیاری نیز داشته‌اید. از رهاورد خود درباره تأثیرگذاری «قمر» سخن بگویید.

به دلیل کاری که مادرم انجام می‌داد و مسیری که می‌پیمود، کنجکاو بودم که بدانم چه بر زنان اهل موسیقی در این سال‌ها گذشته و اصلاً در سال‌های دورتر، سابقه آن به کجا می‌رسد، به همین دلیل شروع به پژوهش درباره تاریخ حضور زنان در عرصه موسیقی کردم، نه‌فقط در عرصه خوانندگی، بلکه در هر زمینه‌ای که کار کردند؛ از نوازندگی گرفته تا بعدها مقوله‌ای به نام آهنگسازی، ترانه‌سرایی و هر عرصه دیگر. برای خودم شگفت‌انگیز بود قدیمی‌ترین تصاویری که داریم به حدود 6 هزار سال پیش در ایران برمی‌گردد. بعدتر در نقش‌برجسته‌های بسیار ویژه‌ای که در طاق‌بستان داریم، تصویر زنان خنیاگر وجود دارد. قبل‌تر و همان 6 هزار سال پیش، روی مُهری که در چغازنبیل به دست آمده، تصویر زن نوازنده داشته‌ایم.این جست‌وجو در حقیقت به‌عنوان پایان‌نامه دانشگاهی مقطع کارشناسی ارشد آغاز و در ادامه به‌صورت گسترده‌تر پیگیری و تبدیل به کتابی شد که سال 1380 انتشار یافت. این کتاب، شاید یکی از اولین تحقیقاتی بود که به‌طور منسجم به تاریخ موسیقی زنان؛ از پیش از اسلام تا عصر حاضر می‌پرداخت. دو زمینه و مقدمه و مؤخره نیز به همراه داشت؛ یکی حضور زنان در اسطوره و دیگری حضورشان در موسیقی محلی و مقام.به‌هرحال این تحقیق در زمان خودش با توجه به دانش محدود و اندک من و ضمناً کمبود منابع، بسیار دشوار بود، به‌خصوص ‌این‌که مثل امروز، دسترسی به اطلاعات مربوط به موسیقی و هر اطلاعات تاریخی دیگر، تا این اندازه گسترده نبود و درواقع بیشتر نقطه اتکای من به منابع مکتوب بود.به‌هرحال تلاشی صورت گرفت و فکر می‌کنم در زمان خودش، تلاش موفقی بود. باعث افتخار و سربلندی من است که بگویم فردی مثل دکتر محمود خوش‌نام می‌گفت: «این کتاب از این به بعد رفرنس من می‌شود». گرچه این تلاش در آن زمان به دلایل و مشکلاتی که برای کتاب پیش آمد، عقیم ماند و کمتر دیده شد، اما بعدها راهی باز کرد تا پژوهش‌گران و محققان دیگری نیز به موضوع زنان بپردازند. البته تا حالا هیچ کتاب دیگری با این موضوع و جامعیت منتشر نشده، ولی تحقیقات خیلی گسترده‌تری راجع به بحث زنان صورت گرفته است.

 با توجه به تحقیقات گسترده‌ای که برای تألیف کتاب «زنان موسیقی ایران از اسطوره تا امروز» انجام دادید، پیش از «قمر» نیز زنانی تأثیرگذار در عرصه موسیقی به‌ویژه آواز یافتید؟

اولین تصویر یا نخستین چیزی که از حضور زنان به ذهن ما می‌رسد، بحث خوانندگی است. شاید به دلیل ‌این‌که زنان خواننده، چهره‌های بسیار آشناتری به‌خصوص در دوره پهلوی دوم بودند، ولی واقعیت این است که حضور زنان در نقش تعلیم‌دهنده، نوازنده و آهنگساز نیز حضور مهم و پررنگی است که باید بررسی شود، چون آن‌ها حتی در دوره‌هایی با محدودیت‌هایی مواجه بودند.
اگر بخواهم به قمر؛ به‌عنوان نمادین‌ترین چهره موسیقی زنان و خوانندگی زنان بپردازم، فکر می‌کنم قمر مثل یک نماد در تاریخ موسیقی زنان است. قطعاً زنان دیگری هم‌دوره او و اندکی پیش‌تر، تلاش‌هایی را شروع کردند که تلاش‌های مهمی هم بوده است. هم‌زمان با قمر نیز زنان دیگری مثل روح‌انگیز و ملوک ضرابی و حتی افرادی که نامشان شاید کمتر شنیده شده مثل ایران‌الدوله، این مسیر را هموار کرده و راهی تاریخی را باز کردند.آن‌ها باعث شدند زن موسیقیدان و زن خواننده از پیله‌ای که در دسته‌های مطربی دوره قاجار داشته، بیرون بیاید و به هنرمند تبدیل شود. به نظر من مهم‌ترین وجه اهمیت قمر و زنان هم‌دوره او در این نکته است؛ ‌این‌که در دوره قاجار و شاید پیش‌تر دوره صفویه، زنان موزیسین به بخشی رانده شدند که درواقع عمله طرب حساب شده و نادیده گرفته می‌شدند، اما قمر و دیگران توانستند اعتباری را به دست بیاورند تا نامشان به‌عنوان هنرمند مطرح شود. قطعاً نباید تلاش مردانی که اعتماد کرده و زمینه را فراهم کردند، نادیده بگیریم. آن‌ها در آن زمان جسارت داشتند که این زنان را به صحنه و عرصه بیاورند. قطعاً نقش آدم‌هایی مثل کلنل وزیری و سنجری بسیار پررنگ و غیرقابل‌انکار است، حتی سنجری با روح‌انگیز ازدواج می‌کند تا بتواند با او همکاری کرده و به روح‌انگیز آموزش دهد. نقش این مردان بسیار مهم است، چون در آن زمان توانستند به این زنان، فضا بدهند و آن‌ها را پیش بیاورند.مردانی مثل وزیری و سنجری به این اهمیت واقف بودند که صدای قمر، روح‌انگیز و ملوک ضرابی می‌تواند نقشی را بازی کند که ورای ضربی‌خوانی یا کارهای محفلی باشد و بتواند مثل مردان خواننده، نقشی اجتماعی بازی کند. آدم‌هایی مثل وزیری، ملک‌الشعرای بهار و عارف در آن زمان تلاش کردند مسائل اجتماعی را از طریق موسیقی و ترانه، طرح کنند. درواقع فکر می‌کنم آن‌ها متوجه بودند که زنان نیز می‌توانند این راه را باز کرده و در این مسیر کمک کنند.

 به نظر شما، خود «قمر» یا «روح‌انگیز» و «ملوک ضرابی» از نقش اجتماعی خود مطلع بودند و با وجود فشارها از سوی جامعه، آگاهانه دست به ساختارشکنی زدند؟

کارهایی که قمر، روح‌انگیز و ملوک ضرابی در آن زمان خواندند، همان مسیر اجتماعی و سیاسی را که تعدادی از هنرمندان دیگر پی می‌گرفتند در خودش دارد. البته نمی‌دانم این زنان واقعاً چقدر به این اتفاق واقف بودند و آیا خودشان نیز دغدغه داشتند یا نه. متأسفانه به دلیل ضعف منابع تاریخی، اطلاعات چندانی دراین‌باره نداریم، ولی به نظر من درهرحال، نقش خود را به‌خوبی ایفا کردند.

  چرا قمر را یک نماد در تاریخ موسیقی ایران قلمداد کردید؟

قمر تبدیل به یک نماد می‌شود، چون سرنوشت او خیلی دردناک است و می‌توان گفت در جوانی می‌میرد. همچنین به دلیل خصوصیات اخلاقی که داشته و از او روایت شده، درواقع تبدیل به این نماد می‌شود. قطعاً هیچ ایرادی نیز ندارد و خیلی هم خوب است، ولی فکر می‌کنم امروز پس از 50، 60 سال می‌توانیم کمی جدی‌تر به تحلیل او بپردازیم. شاید وظیفه منتقدین و تاریخ‌نگاران این باشد که کار قمر را ورای همه اسطوره‌سازی‌هایی ببینند که در وصف او صورت گرفته و افسانه‌هایی که برایش ساخته شده است. باید زوایای قوت و ضعف او را ببینند و بررسی کنند تا بتوانند دلایل تأثیرگذاری او در موسیقی ایران را به‌خوبی و درستی پیدا کنند.من به‌عنوان یک پژوهش‌گر و نه به‌عنوان یک متخصص موسیقی، فکر می‌کنم قمر و تأثیر نحوه آوازخوانی او را نباید فقط در زنان خواننده امروز جست‌وجو کرد. او حتماً بر مردان خواننده هم تأثیر گذاشت. باید بگردیم و ببینیم آوازخوانی و شیوه آوازخوانی مردان 70، 80 سال اخیر چقدر متأثر از نوع خواندن قمر بوده است. اگر این اتفاق افتاده، پس بنابراین راه قمر و آدم‌هایی مثل او و رو‌ح‌انگیز، ادامه پیدا کرده است. به‌شخصه حدس می‌زنم چنین اتفاقی رخ داده و قمر بر مردان خواننده نیز اثر عمیقی گذاشته است.