سانسور آدم‌کشی به شیوه اسراییلی و اروپایی
طاهر اکوانیان (روزنامه نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1688

ظریف و سلیمانی سرداران تدبیر و اقتدار

محمدرضا چمن نژادیان (فعال مدنی)

این روزها فضای کشور بر سر فایل صوتی مصاحبه ظریف پر از سروصدای جناحی، سیاسی و حتی امنیتی شده است. با چشم‌پوشی از زیان‌ها و محاسن داخلی و خارجی آن و فارغ از تایید و انکار آن، در مجموع و در این شرایط حساس از نظر اخلاقی، ملی و امنیتی بسیار ناخوشایند بوده و برای انسجام درونی، منافع ملی و مذاکره‌کنندگان در عرصه بین‌المللی ناخوشایندتر است. 
گر چه دامن‌زدن افراطی و اهمیت پیدا کردن آن فایل گفت‌وگو شاید بیشتر ناشی از کم‌آگاهی جوامع هدف  و غیرحرفه‌ای بودن کنشگران باشد، اما چنین اتفاقاتی برای نظام، مذاکره‌کنندگان و طرف‌های بین‌المللی امری عادی و پیش پا افتاده است. 
در هر حال این مناقشه سنگین و جنجالی با ابعاد رسانه‌ای، سیاسی، امنیتی و بین‌المللی جای تامل و تحلیل فراتری دارد و برای آحاد کنشگران سطحی‌نگر، هیجانات ملی شده و جناح‌های سیاسی یک دانشگاه درس و مطلب به همراه داشته است. 
می‌توان ادعا کرد که در این ماجرا تا حدودی به دو بال تدبیر و اقتدار‌ مملکت در عرصه رزم و دیپلماسی اجحاف شد؛ زیرا از یک طرف مدعیان اخلاق و ارزش‌ها، به بهانه دفاع از سردار سلیمانی اهانت‌ها و تهمت‌های عجیبی را نثار محمدجواد ظریف کردند و از سوی دیگر تلاش‌ها و مجاهدت‌های آن دو مصادره به مطلوب شده و به وحدت ملی، امنیت ملی و منافع ملی صدمه وارد شد. 
در عین حال باید دانست، نقش این دو چهره سیاسی و نظامی نسل اولی و امنای انقلاب اسلامی ایرانیان در عرصه‌های داخلی، منطقه‌‌‌ای و بین‌المللی در میدان‌های نظامی و دیپلماتیک به عنوان مکمل در صفحات زرین تاریخ این مملکت برجسته‌‌تر جلوه خواهد کرد. 
زیرا اوایل انقلاب اسلامی نسل اولی‌ها بیشتر یا محصل یا دانشجوی مشغول به تحصیل در داخل یا خارج بودند. آنان کسانی بودند،که امام در بدو شروع نهضت اسلامی سربازان در گهواره خود نامیدند.
الحق والانصاف هم پای فرامین و اندیشه‌های امام (ره) جانانه ایستادند. و در عرصه‌های قیام، انجام تکالیف انقلابی، دفاع تا شهادت و مدیریت تا سرحد جان و دادن آبرو کم نگذاشتند.
یکی از هزاران جوان آن روزها سردار شهید قاسم سلیمانی می‌شود، که منجی منطقه از دست شقی‌‌ترین عناصر متحجر مذهبی و استکباری جهانی بوده است. 
محمدجواد ظریف هم یکی ازآنها بوده است؛ مردی علمی و عمل‌گرا در عرصه دیپلماتیک. او با مشی تدین، عقلانیت و تعقل اگرچه با ظرافت دیدگاه‌‌های تخصصی و گاه انتقادی خود را در مراکز راهبردی تصمیم‌گیران نظام بیان می‌کرد، ولی به تکالیف اجرایی خود به عنوان مجری تصمیمات نظام نیز عمل می‌کرد.
 او در کسب توفیقات راهبردی نظام با توان و زبان تخصصی از مسیرهای سنگلاخی و صعب‌العبور بین‌المللی به سرداری دیپلماتیک رسید.
در این رهگذر و از آنجایی که دولت‌ها، نهادها و شخصیت‌های موثر در فرآیندهای تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و مدیریتی رازهای مگویی دارند و آن رازها را به اقتضای منافع ملی و محدودیت‌های قانونی یا شرعی نمی‌توانند علنی کنند و معمولا جهت راستی‌آزمایی تاریخی و تنویر افکار آیندگان این اسرار را به عنوان خاطرات یا پرونده‌های طبقه‌بندی شده ضبط و ثبت می‌کنند؛ همان‌طور که فرماندهان ارشد نظامی و میدانی علل و عوامل شکست و پیروزی‌های جنگی خود را در حین جنگ هیچ گاه به افکار عمومی و سربازان نمی‌گویند و حتی تا مدت‌ها اجازه دسترسی به اطلاعات را به فرماندهان و دست‌اندرکاران دیگر نیز نمی‌دهند. مگر به مرور زمان و رفع خطر هرگونه تهدید و سوءاستفاده است که برای بهره‌گیری از تجارب و شناخت نقاط قوت و ضعف به تناسب نیاز و بهینه‌سازی در اختیار متولیان امور و پژوهشگران امین قرار می‌دهند.
اما به هر دلیل و توسط هرکسی بخشی از سخنان محرمانه ظریف که برای ثبت در تاریخ برزبان آورده بود، به افکار عمومی راه پیدا کرد و توسط بخشی از محافل سیاسی دوگانه‌‌‌ای شکل گرفت که یک طرف آن سردار سلیمانی و کنش گران نظامی ایستاده‌‌‌‌اند و در سمتی دیگر ظریف و محموعه سیاست خارجی کشور.
 در این میان این محافل سیاسی و جناحی به‌جای آسیب‌شناسی و تلاش برای جلوگیری از هیجانی شدن فضای داخلی و صرفا در جهت منافع موضعی و مقطعی خود آتش بیار معرکه اختلاف در کشور شده‌‌‌‌اند و از این منظر هم رقیبان منطقه‌‌‌ای و مخالفان بین‌المللی را جسور می‌نمایند و هم مایه فعال شدن گسل‌های سیاسی در کشور می‌شوند. آنچه که در میان این بازی سیاسی نادیده گرفته می‌شود، ملاحظات سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک کشور و البته حدود اخلاقی و شرعی است که سبب می‌شود تا منافع ملی و آرامش کشور دستمایه برخی بازی‌های جناحی شده و عملا زیان‌های بسیاری را متوجه ارکان اجرایی، سیاسی و امنیتی کشور می‌کند و عجیب این که برخی از این اقدامات از سوی کسانی شکل می‌گیرد که داعیه دفاع از ارزش‌ها و نمادهای آن را دارند.