کنایه مرگ‌بار کاردار سفارت سوئیس به ما
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1682

نگرانی در میان گروه‌های سیاسی رژیم صهیونیستی افزایش یافت

نتیجه قمار نتانیاهو بر سر ایران

همدلی|  محسن رفیق: احتمال حفظ قدرت دوباره توسط بنیامین نتانیاهو،‌ به یکی از چالش‌های مهم در بین گروه‌های سیاسی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. این ‌مسئله اما فقط جنبه داخلی نداشته و تاثیرگذاری آن بر تحولات خاورمیانه نیز مورد توجه تحلیل‌گران سیاسی قرار گرفته است. رویکرد افراطی نتانیاهو در ‌مسئله فلسطین، لبنان، سوریه و از همه مهم‌تر در تقابل با ایران از نمونه‌های مهمی است که هزینه‌های بسیاری در ابعاد داخلی برای اسرائیل به دنبال داشته است. سیمون تیسدال،‌ تحلیل‌گر مسائل سیاست خارجی و سردبیر بخش خارجی روزنامه گاردین، در مقاله‌ای به دلایل اهمیت حذف نتانیاهو از موضع حکمرانی در اسرائیل پرداخته است. به عقیده او خطر و تهدید اصلی برای اسرائیل، حضور بنیامین نتانیاهو در عرصه سیاست‌ورزی آن است. در ادامه، ترجمه این مقاله را که در گاردین به چاپ رسیده است، می‌خوانید:
در منطقه خاورمیانه که به میدان قدرت‌نمایی برخی از مستبدان و جنگ‌طلب‌ها تبدیل شده است، چه کسی را می‌توان به عنوان خطرناک‌ترین رهبر حال حاضر معرفی کرد؟ این شخص نه بشار اسد رهبر منزوی مستقر در دمشق است و نه محمد بن سلمان رسوا شده و شاهزاده جلاد سعودی. این شخص حتی رجب طیب اردوغان، که به عنوان قلدر این محله شناخته می‌شود هم نیست. این شخص کسی نیست جز بنیامین نتانیاهو که به تنهایی می‌تواند عنوان خطرناک‌ترین مرد منطقه را به خود اختصاص دهد.
‌نخست‌وزیر اسرائیل پایه‌گذار اصلی تهدید به جنگ با ایران، دستور حملات یک‌باره‌، ترور دانشمندان برجسته‌، خرابکاری در مراکز هسته‌ای و حتی سرپیچی از ایالات متحده‌، متحد اصلی کشورش در زمان حکمرانی خود بوده است. انفجار رازآمیز اخیر در تأسیسات هسته‌ای نطنز ایران، که تجهیزات مهمی را نابود کرد، مهم‌ترین حمله از زمان حمله سایبری استاکس‌نت در سال 2010 بود. راه حل این معما ساده است. 
نکته مهم در مورد این نوع تصمیم‌های خطرناک نتانیاهو این است که او اسرائیل را فقط از طریق القای ترس، هدایت می‌کند. او چهار بار در دو سال گذشته به دنبال دستیابی به یک مجوز انتخاباتی بوده و نتوانسته است به تحقق آن دست یابد، زیرا او دائما با یک تصور توطئه و تفکر پارانویایی دست به گریبان است و سیاست‌های پوپولیستی ملی‌گرایانه و نژادپرستانه مرزی و همچنین راست‌گرایانه افراطی خود را از این طریق پیش می‌برد. این در حالی است که او در حال حاضر دونالد ترامپ، قدرتمند شبیه خود را نیز از دست داده است. رای‌دهندگان اسرائیلی در حالی ناظر تصمیم‌گیری او در مورد نتیجه مذاکرات تشکیل دولت ائتلاف بعدی اسرائیل هستند که به نظر می‌رسد سلطنت طولانی نتانیاهو در حال به پایان رسیدن است. چرا که دادگاه‌ها به شدت در حال طی مراحل برای محاکمه او به اتهام فساد مالی هستند، هرچند که او وجود هرگونه تخلفی را انکار می‌کند. از همین منظر، مفسران اسرائیلی و آمریکایی معتقدند که این شرایط خاص می‌تواند عامل اصلی درک تلاش‌های نتانیاهو برای به هم ریختن مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و ایالات متحده در مورد احیای مجدد توافق هسته‌ای 2015 باشد. فرد کاپلان‌، تحلیل‌گر سیاسی در این زمینه می‌گوید: «ایجاد ترس و بحران جدید، تنها امید نتانیاهو برای حفظ قدرت است.» آلون پینکاس، ستون‌نویس روزنامه‌ هاآرتص، نیز می‌نویسد:«روش متداول و رایج نتانیاهو در رهبری اسرائیل این بوده است که نتانیاهو عمدا و به طور خطرناکی، درگیری مداوم و کم شدت با ایران را با دو هدف به هم پیوسته بالا می‌برد؛ اول آن که افزایش بحران در امنیت ملی می‌تواند فضای سیاسی نامطلوبی را که با آن روبه‌رو است تغییر دهد. دلیل دوم آنکه نتانیاهو با نمایشی از ادعای خود در مورد ایران مسلح به سلاح به هسته‌ای، امیدوار است که بتواند مذاکرات آمریکا و ایران را مختل و پیچیده کند. نتانیاهو در پی آن بود تا با تضعیف جایگاه ایران در برابر نزدیک‌ترین متحد خود یعنی آمریکا، منافع خود را در وضعیتی حداکثری ببیند. این که اول یک تقابل با ایالات متحده را آماده‌سازی کند و سپس خود را به عنوان تنها بازیگر قادر به خنثی کردن آن، نمایش دهد. این در حالی است که جو بایدن‌، رئیس جمهور جدید آمریكا همراه با انگلیس و اتحادیه اروپا بر این باور است كه توافق هسته‌ای سال 2015 همچنان بهترین راه را برای اطمینان از این‌كه ایران اصرار دارد نمی‌خواهد دارای سلاح هسته‌ای باشد را ارائه می‌دهد. انکار توافق هسته‌ای از سوی ترامپ و اعمال تحریم‌های گسترده ایالات متحده، به طور قابل پیش‌بینی منجر به افزایش عدم پایبندی تلافی‌جویانه ایران در زمینه توافق فوق شد. از سوی دیگر اما این به ظاهر گلی که در اصل پوچ بود، تهران را به سمت دستیابی به توانایی ساخت بمب اتمی نزدیک‌تر کرد. این در حالی است که به موازات آن، بی‌ثباتی منطقه‌ای با افزایش دامنه احتمال حملات دوجانبه افزایش پیدا کرد.
این در حالی است که تصمیم خرابکاری در نطنز بار دیگر موجب تکرار همان الگوی خودشکننده شد. ایران در پاسخ به تحریک عمومی نتانیاهو اعلام کرد که سانتریفیوژهای پیشرفته‌تری را در نطنز نصب می‌کند و غنی‌سازی اورانیوم را افزایش می‌دهد. این رویارویی می‌توانست از نظر نظامی و سیاسی بسیار بدتر از این باشد، اما رهبر ایران، تندروها را کنار زد و به مذاکره‌کنندگان دستور داد تا از مذاکرات وین خارج نشوند. این رهبر ضدآمریکایی، دامی را که نتانیاهو پهن کرده بود به خوبی تشخیص داد. در واقع امنیت اسرائیل در حال حاضر به خودمهاری ایران بستگی دارد. نتانیاهو برای اولین بار با تایید عملیات خرابکاری و حملاتی که قبلا با انکار یا سرپوش از سوی اسرائیل روبه‌رو می‌شدند، به اصطلاح جنگ سایه اسرائیل را با ایران به حالتی علنی تبدیل کرد و باعث شد تا این تخاصم حالتی ناپایدارتر و غیرقابل کنترل‌تری پیدا کند. این تغییر البته می‌تواند بر روند رویارویی این کشور در لبنان‌، سوریه و غزه نیز تأثیر منفی بگذارد و از سطح میدان‌داری اسرائیل در خلیج فارس بکاهد. از سوی دیگر این رویکرد نتانیاهو می‌تواند نیروهای تندرو را در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران، مقتدرتر ساخته و امیدهای اصلاح‌طلبان را نابود کند. نتانیاهو البته همواره دلخوش به این بوده است که در یک رویارویی آشکار با ایران،‌ اروپاییان از طرف اسرائیلی حمایت خواهند و از این طریق او می‌تواند تلاش‌های متعادل کننده و دیپلماتیک محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران را بر هم بزند. اتفاقی که البته تنها در قالب یک بیانیه از سوی طرف‌های اروپایی و بعد از اعلام افزایش غنی‌سازی از سوی ایران رخ داد و فرانسه، آلمان و انگلیس به طور مشترک برنامه غنی‌سازی ایران را محکوم کردند، بدون آن که هیچ اشاره‌ای به خرابکاری در نطنز کنند.آلون پینکاس، ستون‌نویس روزنامه ‌هاآرتص، در این زمینه می‌گوید:‌«توسل به خشونت از زمانی که ترامپ و نتانیاهو توافق هسته‌ای را لغو کردند‌، سرعت گرفته است. در این دوره، عملیات‌های هوایی، زمینی و جنگ سایبری علیه اهداف ایرانی به عملیات‌های دریایی تغییر پیدا کرده‌اند. از سوی دیگر از سوی اسرائیل ترورهایی هدفمند در خاک ایران انجام شده است. با وقوع خرابکاری اخیر در سایت غنی‌سازی نطنز نیز باید گفت که این دیگر جنگ سایه نیست، این جنگ واقعی است.»
نیرنگ‌های نتانیاهو البته شخص بایدن را به چالش کشیده است. با این حال همگرایی این دو شخص هنوز پابرجاست. آنها درباره فلسطین اختلاف نظر جدی ندارند، هر چند بایدن به نزدیکان سعودی نتانیاهو بی‌اعتماد است. بایدن همچنین کم‌لطفی‌های نتانیاهو و توهین‌های او در سال‌های ریاست جمهوری اوباما و همچنین فضاسازی‌های او با ترامپ و جمهوری‌خواهان را فراموش نکرده است و از سوی دیگر تمایل ندارد به درگیری دیگری در خاورمیانه راه پیدا کند. فرد کاپلان، تحلیل‌گر سیاسی در این زمینه می‌نویسد:‌ «بایدن از موقعیت خوبی برخوردار است تا نتانیاهو را تحت فشار قرار دهد. تعهد او نسبت به اسرائیل از مدت‌ها قبل ثابت شده است. هم اکنون زمان مناسبی برای رئیس جمهور آمریكا است تا روشن كند كه منافع آمریكا نمی‌تواند تابع استراتژی‌های سیاسی داخلی ‌نخست‌وزیر اسرائیل باشد.» نتانیاهو همیشه تاکید کرده است که کشورش متعهد به توافق‌نامه‌های دیگران، حتی بهترین دوستان اسرائیل نیست. با این وجود اسرائیل نمی‌تواند حسن نیت آمریکا را به طور نامحدود بدیهی بداند. در این زمینه آخرین ارزیابی اطلاعاتی آمریكا كاملا با نظرات نتانیاهو مغایرت دارد، چرا که به عقیده آمریکا هیچ مدرکی که نشان دهد ایران در تلاش برای ساختن بمب هسته‌ای است، وجود ندارد. اگرچه به عقیده برخی تحلیل‌گران سیاسی، ایران به واسطه تحریم‌های سنگین چند ساله و فشار ناشی از ویروس کرونا از یک‌سو و همچنین فساد سیستمی و بی‌نظمی سازمان‌یافته ساختاری در وضعیتی سخت می‌برد و هرچند این کشور به دلیل برخی سیاست‌های رهبران آن از سوی برخی کشورهای منطقه‌ای به عنوان یک تهدید به شمار می‌آید، اما در حال حاضر نتانیاهو خطر اصلی است. اسرائیلی‌ها باید او را اخراج کنند قبل از این‌که آسیب دیگری ببیند.
گاردین – 18 آوریل 2021