مجلسی که خود را در رأس امور نمی‌داند
مظاهر گودرزی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1683

از معلم نوشتن دشوار است

سیدعبدالهادی آرامی (روزنامه‌نگار )

برای معلم نوشتن و از معلم گفتن دشوار است. آن‌چنان که نمی‌توان در قالب‌های رسمی تقدیر کرد و پاس داشت. مخاطبت کارمندی نیست که با کت و شلوار اتوکشیده در ساعت مشخصی می‌آید و در ساعت مشخصی می‌رود و جز بین این دو زمان، نمی‌توانی پیرامون آنچه تخصص دارد سوالی بپرسی. مخاطبت یک کار روتین همیشگی را انجام نمی‌دهد که در هنگامه‌ تقدیر بنویسی به دلایل زیر شما را شایسته دانستیم. حتی در این سال‌ها که شوربختانه کرونا، توان‌مان را گرفته، کارش نه تنها کمتر شده که بیشتر از آنچه شده که پیشتر.  از معلم نوشتن در سال‌های عادی -که دغدغه‌مان ماهی‌های سفره هفت سین بود- هم دشوار و ناشدنی بود. چه، آنچه می‌دیدی همه آن چیزی نبود که معلم انجام می‌داد. اگر معلمی در هنگامه تدریس دستش به ناحق بلند می‌شد و کتکی می‌زد، تمام رسانه‌ها آن را به فوریت منتشر می‌کردند؛ اما ده‌ها و صدها معلم در راه آموزش به فرزندان این مرز و بوم، جان خود را از دست داده‌‌اند و رسانه‌ها آن‌ها را ندیدند. از معلم نوشتن در میانه‌‌‌ای که حتی وزیر -این نزدیک‌ترین مسئول به معلمان- جانب معلمان نیست و هر چند روز سخنی می‌گوید که ساعت‌ها و روزها باید مشاورینش تبیین کنند که منظورش این نبوده و آن بوده، دشوار است. دشوار است بنویسی از معلمی که یک سال تمام، ابتدا کارش را انجام می‌دهد و پس از یک سال وزیر افتخار می‌کند که حقوق همان ساعاتش را نصفه و نیمه پرداخته است. وزیری که نشان می‌دهد دغدغه نمایندگان مجلس در هنگامه رای اعتماد که به سال‌ها دوری‌اش از آموزش و پرورش پرداخته بودند، همچنان پربیراه هم نبوده است. سخنانی چنان می‌گوید که انگار وزیر وزارتخانه دیگری است که آمده تا نان سفره معلمان را از این چیزی که هست کم‌رنگ‌‌تر و کم‌رونق‌‌تر کند. در نبود تشکل‌های صنفی، دشوار است اگر بدانی که معاون وزیر، به کذب (به گواه رسانه صدای معلم) خود را دارنده فوق لیسانس و دکتری می‌داند و چه بسا بابت آن حقوق‌ها گرفته است و هنگام پرداخت حقوق معلمان چرتکه می‌اندازد که معلمان در اسفند 98 تدریس شاد نداشته‌‌اند و یادش رفته است در همان روزها معلم آبادانی با کرونا و از روی تخت بیمارستان به دانش‌آموزانش درس ایستادگی و وجدان کاری داده است.
انگاری که این درس‌ها را باید برای همین معاون وزیر دوباره تَکرار کنیم. اگر معلمان تشکل صنفی بدون دردسری می‌داشتند باید برای همین یک فقره حرف غیرعالمانه، وی را موأخذه می‌کردند تا بداند که در جایگاه بلند معلمی ایستادن لیاقت می‌خواهد و خدمتگزار معلمان بودن، تدبیر. دشوار است در این زمانه که این چنین افرادی ناآگاه در میان این وزارتخانه باشند و از معلمان بنویسی. 
از معلم نوشتن چنان سخت است که از یادگیری نوشتن. یادگیری چیست؟ مگر نه این است که تغییراتی نسبتاً پایدار در رفتار دانش‌آموزان را یادگیری می‌گویند. مگر نه این است که حتی خود معلمان برای ‌‌این‌که بتوانند در این شرایط، جانِ کلام را به دانش‌آموزان یاد دهند، خود یاد می‌گیرند و این شرایط آنان را به معلمانی یادگیرنده بدل کرده است. در این هنگامه شور و هیجان معلمی، به یک‌باره سیاستگذارانی در این وزارتخانه به طرح‌های خنده‌داری چون «ارزیابی صلاحیت معلمی» روی می‌آورند. باید به آنان گفت: چه کسی صلاحیت خود شما را ارزیابی می‌کند؟ چه کسی به شما صلاحیت داده تا به ارزیابی صلاحیت معلمی بپردازی که نمی‌دانی از حقوقش برای دانش‌آموزش گوشی یا تبلت خریده است تا بتواند وی را با بندی به قایق آموزش متصل نگه دارد. ارزیابی کردن از همگان کاری نیک و نیکوست، اما باید ابتدا ابزارهای آن را فراهم کرد. کوچک‌ترین این ابزارها «رتبه‌بندی» است. قانونی که آن را در بوق و کرنا کرده‌اید و حتی به طنز ظریفان، خبرش را به کره ماه فرستادید، هنوز عاجز از اجرایید. آن را اجرا کنید و سپس ارزیابی کنید. هرکسی را در رتبه‌اش.  
در این میانه از معلمان نوشتن سخت است. زمانه، زمانه‌ تلخکامی معلمان است. زمانه‌ نیش و کنایه شنیدن از آنان که می‌گویند معلمان در خانه آموزش می‌دهند؛ اما هرگر ننشسته‌‌اند پای صحبت معلمانی که در ساعات میانی نیمه شب بیدار می‌شوند تا بتوانند فیلم آموزش فردای خود را ضبط کنند؛ تا در آن فرزند کوچکشان گریه نکند؛ وانت محل با بلندگویش ابزار استهزا نشود؛ برق خانه نرود؛ اینترنت شخصی‌اش به یک‌باره تمام نشود و... . 
از معلم نوشتن دشوار است. کلمات شایسته‌‌تری را باید به عاریه گرفت.