مسئله‌ای که صورتش هیچ‌گاه پاک نمی‌شود
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1670

فرهنگستان نخستین

قاسم رمضانیان (نویسنده)

سالِ۱۳۱۴خورشیدی، پیگیری و مداومت صاحب نظران فرهنگی و دلسوختگانِ زبان و ادب پارسی به بار نشست و هیأت وزیران وقت ضمن تصویب مصوبه‌‌ای با تشکیل نخستین فرهنگستان زبان فارسی موافقت کرد. دولت اصلی‌ترین وظیفه فرهنگستان اول را گزینش واژه‌های فارسی برای اصطلاحات علمی و فرهنگی تعیین کرد. 
در این فرهنگستان که ادیبان فرهیخته و استادان برجسته‌‌ای نظیر؛ علامه دهخدا، ملک‌الشعرای بهار، دکتر محمود حسابی، محمدعلی فروغی، احمد بهمنیار، قاسم غنی، علامه محمد قزوینی، بدیع‌الزمان فروزانفر، سعید نفیسی، اقبال آشتیانی، جلال همایی، سرهنگ مقتدر و...عضویت داشتند، واژگانِ خوش‌آهنگ و بدیع و زیبای پارسی رابازآفرینی، انتخاب و معادل‌گزینی کرده، آن‌ها را جایگزین لغات مهجور، کلمات قدیمی، واژه‌های بد آهنگ و اصطلاحات ثقیل و نامربوط کردند.
 برای نمونه به جای عنوانِ خباز، واژه (نانوا)، دوا (دارو)، قابله (ماما)، کنفرانس (سخنرانی)، مطبعه (چاپخانه)، اثاث البیت (لوازم خانه)، مالیه (دارایی)، اطفاییه (آتش‌نشانی) کلینیک (درمانگاه)، مریض‌خانه (بیمارستان)، معرفتالروح (روان‌شناسی)، عدلیه (دادگستری) و بسیاری واژگان دیگر ساخته و پرداخته و مصوب کردند که بیشترین این واژه‌ها با پذیرش و اقبال عمومی مواجه شد و رواج یافتند. 
بی‌تردید فرهنگستان اول از نظر آفرینش لغات و اصطلاحات، واژه گزینی، معادل‌یابی و برابرگزینی واژگان کاربردی موفق‌ترین فرهنگستان‌های زبان وادب پارسی از آغاز تا به امروز به‌شمار می‌رود. هنگامی که کارخانه اتومبیل‌سازی ایران ناسیونال درسال ۱۳۴۲راه‌‌اندازی شد و کوتاه زمانی پس از تولید اتوبوس و وانت بار، اتومبیل سواری را به بازار عرضه کرد و نام پارسی ‌‌«پیکان‌‌» را برای آن برگزید، این نام بدون کمترین مقاومت و ریشخند و پیشوندی به اعماق جامعه راه یافت (شایان ذکر است که هرگاه اسم وعنوانی به کام ما مردم خوش نیاید؛ بلافاصله باتحریف ودفرمه وکج وکوله کردن آن اسم، نارضایتی خودرا بروز می‌دهیم و دق دلی خود را برسر سوژه مورد نظر خالی می‌کنیم!)  نزدیک به سه دهه متوالی سواری پیکان این شانس را داشت تا نه تنها در معیشت خانوارهای بسیاری نقش‌آفرینی کند، بلکه بیشترین عناوین و اسامی را برای قطعات و سامانه‌های اتاق خود از ذخایر سرشار ادبیات پارسی برگیرد.
 نام‌های اصیل و گویایی چون؛ سپر، رکاب، گلگیر، دستگیره، باربند، فرمان، شیشه‌شور، برف پاک کن، آفتاب‌گیر، راهنما و..‌‌..که توجه به ساختار این واژگان از یک طرف ما را نسبت به اقتدار، ژرفا و غنای زبان فارسی به سمت باور و یقین کامل سوق می‌دهد و از سوی دیگر قابلیت و توان این زبان را در واژه‌یابی و معادل‌گزینی برای لغات و اصطلاحات تخصصی به اثبات می‌رساند.