اگر همت و باکری زودتر واکسن بزنند
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1668

آیین انسانیت در جامعه انسانی

شهراد شاهرخی طهرانی (نویسنده)

بشر زمانی که پا به‌عرصه وجود می‌گذارد همواره به‌دنبال گمشده‌ای می‌گردد که نامش محبت است، لذا می‌کوشد تا در پی آن باشد و در سایه امن محبت به آسایش جان و خاطر رسد. انسان‌ها در حقیقت نیازمند مهربانی یکدیگرند و این مهربانی زمانی به آفرینش‌های زیبا تبدیل می‌شود که ما آیینی به‌نام انسانیت را در وجود خود حکمفرما کنیم و در اندیشه مهر ورزیدن در خدمت هم کوشا باشیم؛ لذا اگر فطرتمان را با حقیقت وجود الهی و انسان‌شناسی پیوند زنیم از پستی‌ها گذر کرده و به بلندی‌های معرفت و زیباشناسی می‌رسیم، چرا که محبت واژه ژرفی‌ست که اگر خوب در آن بنگریم ما را سوار مرکب انسانیت می‌کند و به دروازه‌های عشق و دوستی می‌رساند، محبت آیینه تمام نمای معرفت است، محبت مقصد عشق و وفاداری را به انسان نشان می‌دهد. محبت راه انسان بودن و انسانیت را به آدمی می‌آموزد. 
در حقیقت جامعه ما و تمام جوامع بشری نیازمند همدلی و مهربانی هستند  تا در سایه این همدلی در سازندگی جامعه‌ای زیبا سهیم باشیم . 
گاهی بی‌تفاوتی برخی انسان‌ها نسبت به هم حال خوب را از آدم می‌گیرد و بی‌توجهی به اطرافیان و محیطی که در آن زندگی می‌کنند و عدم احساس همدلی و عاطفه در آنان بسیار ناراحت کننده و باعث تأسف است، چراکه همه ما که از یک مجموعه  تشکیل شده‌ایم و در یک جامعه زندگی می‌کنیم به یکدیگر متصل هستیم و ارتباط همزیستی و اجتماعی باهم داریم پس بایستی در این جامعه خود را در کنار یکدیگر وفق دهیم و در اندیشه مهر ورزیدن و همیاری هم کوشا باشیم .
تا زمانی در مدار مهر و اندیشه سالم قرار نگیریم نمی‌توانیم معیاری برای انسانیت‌مان تعیین کنیم، چرا که بزرگ‌ترین معیار برای انسانیت عقل خداخواه و انصاف جوست، عقلی که متصل به قلب باشد و پیام‌های باطنی و قلبی را با عدالت و عشق دریافت کند و سپس تحلیل کند و به تمام نقاط بدن و سلول‌های انسان و حتی به خارج از وجود و کالبد انسان یعنی اطرافیان و جامعه منتقل کند و این میسر می‌شود به زمانی که همه ما از عدالت و عقل انصاف جو برخوردار باشیم و با قلبی مهربان عشق ورزیدن را در جامعه و جوامع بشری حکمفرما کنیم؛ انسان‌ها بایستی برای تعامل و ارتباط با یکدیگر همزیستی کنند و در این همزیستی در جست‌وجوی صلح و مهربانی باشند. باید پرده‌ها را کنار زد و از تعصبات قومی نژادی و مذهبی و هرگونه اندیشه و مکتبی که باعث اختلاف در جوامع می‌شود فاصله گیرند و تنها در آیین انسانیت فرو رفته و در آن تعمق و تأمل کنند. هیچ دین و آیینی ارزشمندتر از آیین انسانیت و انسان بودن نیست، بیاییم تا دیر نشده به خود آییم و از خودمحوری‌ها و تعصبات بی‌جا دست +برداریم که هیچ‌گاه غرور و خودمحوری در جامعه جواب نداده، بلکه زندگی و روح آدمی را تباه می‌کند، بیاییم به ارزش‌های اخلاقی در جامعه انسانی بیندیشیم تا معرفت در فطرت‌مان گل کند و زیباترین تجسم عشق و عاطفه و مهربانی را در وجود خود و دیگران و جامعه به نمایش حقیقی در آوریم.
 معرفت زمانی گل می‌کند که ما ریشه درخت وجود خود را با عشق و ترنم نسیم دوست آبیاری کنیم و با حقیقت ذات یزدان عشق پیوند زنیم. درخت جان زمانی پر بار می‌شود و محصول می‌دهد که ما به خاک بی‌ریایی و نیازمندی معنوی افتاده و تواضع پیشه کنیم و هیچگاه به دیگران از بالا نگاه نکنیم، به تمام ارزش‌ها و آیین‌ها احترام گذاریم و حقوق تمام انسان‌ها و حتی حیوانات را به رسمیت شماریم .  بیاییم به‌جای آنکه ارزش‌ها و اعتقادات یکدیگر را در جامعه سرکوب کنیم، نفسمان را مورد عتاب و سرزنش قرار دهیم، چرا که این نفس است که به جای عقل دستور می‌دهد و راه قلب را بسته است، نفس به‌دنبال برتری‌جویی‌ست و‌ با نفس خودخواه نمی‌توان مسیر سلامت را پیش برد و در اندیشه محبت بود؛ باید در ابتدا خودمان را اصلاح کنیم و کتاب انسان‌شناسی را در وجود خود مطالعه کنیم تا به‌واقعیت انسانیت و محبت به‌خلق دست یابیم. جامعه‌ای که دچار مرگ احساسات و عواطف است، هیچ‌گاه نمی‌تواند پیشرفت کند.  جامعه‌ای که افراد آن بی‌تفاوت از کنار مشکلات و گرفتاری‌های هم رد می‌شوند هیچ‍گاه امکان پیشرفت ندارد؛ متاسفانه با مدرن شدن جوامع طبیعتا کمی از احساسات افراد کاهش یافته و باعث شده که آدم‌ها مقدار زیادی از هم فاصله گیرند که این مسئله پیامد خوبی را در جامعه نخواهد داشت، باید جامعه‌ای مدرن با اخلاقی پیشرفته داشته باشیم تا رفتار انسانی همراه با نوین شدن جامعه رشد کند.  امید که شاهد زیباترین‌ها در کردار، گفتار و پندار نیک باشیم.