مراقب تصویر ایران باشید
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1669

در گفت‌وگوی همدلی با مدیر دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی راهبردی معاونت برنامه‌ریزی توسعه شهری شهرداری تهران مطرح شد

تلاش برای برگرداندن اعتماد مردم به شهر و شهرداری از طریق برنامه توسعه محلات

همدلی|  ستاره لطفی- توسعه پایدار شهری در تمام جوامع یکی از شاخص‌های مهم توسعه یافتگی محسوب می‌شود. مفهوم توسعه در دهه‌‌های اخیر دچار تغییراتی اساسی شده است. این امر در بحث توسعه‌ شهری در جهان توسعه یافته به‌صورتی ملموس‌تر قابل مشاهده است. باتوجه به مشکلاتی که ناشی از نگاه تک ‌بعدی و کالبدی به امر توسعه در دهه‌های گذشته در سطح کلانشهرها به‌خصوص شهر تهران ایجاد شده، ضرورت تغییر رویکرد مدیریت شهری چند سالی است که احساس می‌شود. تغییر پارادایم و حرکت به‌سمت توسعه چندجانبه و پایدار، همراه با مشارکت شهروندان از ضروریات دستیابی به شهری زیست‌پذیر است. امروزه باتوجه به وجود مشکلات و مسائل چند بعدی مانند حجم بالای ترافیک، آلودگی هوا و محیط زیست، مسئله پسماند، آسیب‌های ‌انسانی و اجتماعی، از بین رفتن هویت شهر‌ها، محلات و ... و حل آنها، بدون مشارکت پویا و فعال مردم امکان‌پذیر نیست.
رویکرد عمرانی توسعه شهری در گذشته نه‌تنها منجر به تبدیل شهرها به کارگاه بزرگ عمرانی و ایجاد بزرگراه‌ها، تونل‌ها و مگا‌پروژه‌هایی از این دست شده و در نوع خود منجر به‌ایجاد مشکلات عدیده‌ای در شهرها شده است، بلکه متاسفانه منجر به تخریب ذائقه مردم و نوع نگاه آن‌ها به‌مدیریت شهری و نحوه اداره شهرها نیز شده و تفکر آنان را از شهرداریِ خوب دچار اشتباه کرده است. امروزه در تفکر غالب میان شهروندان، شهرداری خوب شهرداری‌ای است که شهر را به یک کارگاه عمرانی تبدیل کند و این چرخه اشتباه منجر به تولید ناکارآمدی بیشتر و تخریب بیشتر شهر و عمیق‌تر شدن آسیب‌ها شده است. تجاربی که امروز در شهرهای با زیست پذیری بالا دیگر تکرار نمی‌شود. لذا در پارادایم‌های جدید توسعه شهری حرکت از سمت مدیریت شهری به‌سمت حکمروایی شهری و توسعه از پایین به بالا و در یک فرایند مشارکتی به‌وضوح از اصول اولیه برنامه‌های توسعه شهری هستند. بدین طریق امروز توسعه با مشارکت و شفافیت پیوند خورده و ابعاد اجتماعی، کالبدی، فرهنگی و اقتصادی را باتوجه به‌بافت هر منطقه و محله در برمی‌‌گیرد. بدیهی است که توسعه پایدار شهری محقق نخواهد شد، مگر این توسعه از کوچکترین جزء و بخش شهری که همان «محلات» است، شروع شود. 
اهمیت محلات در زیست شهری باعث شکل‌گیری دغدغه مهمی در شهرداری تهران شده است، تا موضوع توسعه محلات در شهر تهران را با رویکردی جدید و نگاهی نو پیش ببرند، به‌امید این‌که در این زمینه طرحی نو درافکنند و پویایی و سرزندگی را به محله‌های تهران و به‌ویژه محله‌های کمتر برخوردار برگردانند، تا هم جلوه‌ای از توسعه مردم‌محور را به‌نمایش بگذارند و هم زمینه را برای تحقق پایداری شهری فراهم کنند.
 برای آگاهی و اطلاع یافتن از رویکرد و اقدامات جدید شهرداری تهران در حوزه توسعه محله‌های پایتخت با خانم راضیه رضابیگی، مدیر دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی راهبردی معاونت برنامه‌ریزی توسعه شهری شهرداری تهران، به گفت‌وگو نشستیم. رضابیگی فارغ‌التحصیل دکترای شهرسازی دانشگاه تهران، از مدیران جوان و متخصصی است که دارای بیش از یک دهه تجربه در زمینه تسهیل‌گری توسعه در محلات شهر تهران بوده و توانسته در تغییر رویکرد و سیاستگذاری صحیح در شهرداری تهران در این حوزه نقشی به‌سزا ایفا کند.

 خانم رضابیگی لطفا در ابتدا به صورت خلاصه تعریفی از توسعه محلات ارائه دهید و اهمیت آن را بیان کنید؟

محله مهم‌ترین هسته اجتماعی و هویتی شهر است و اصالت دادن به محلات در فرایند توسعه یکی از رویکردهای نظری و تجربی اصلی در حوزه شهرسازی است. بخش زیادی از زندگی هر فردی در محله می‌گذرد و کیفیت زندگی شهروندان رابطه مستقیمی با  امکانات موجود در محیط اطراف محل زندگی‌شان دارد. میزان رضایت‌مندی افراد از محله را می‌توان با سطح توسعه‌یافتگی محله و میزان دسترسی شهروندان به امکانات و خدمات اجتماعی-فرهنگی، بهداشتی-درمانی، ورزشی، تفریحی، دسترسی به بوستان‌ها و پارک‌ها و حمل‌ونقل عمومی و ... سنجید. بنابراین اگر بخواهیم میزان رضایت شهروندان از شهر را افزایش بدهیم، باید بر توسعه محلات شهر تمرکز کنیم.

 شهرداری تهران چگونه به‌موضوع  توسعه محلات پرداخت و اصولاً این موضوع چگونه برای شهرداری تهران مهم شد؟ 

موضوع نوسازی شهری با تمرکز بر کالبدی و تجمیع بناها در محلات از دهه‌های قبل در شهرداری تهران و به‌ویژه سازمان نوسازی شهر تهران مطرح شده بود. در رویکرد نوسازی کالبد محور، تمرکز بر نوسازی کالبد محله، ساختمان‌ها و بافت فرسوده، عریض‌تر شدن معابر و گذرگاه‎ها، تجمیع املاک ریزدانه و احداث ساختمان‌های مقاوم‌تر و درشت‌دانه‌تر بود. تمرکز بر روی نوسازی کالبد محور محلات در طی چند دهه سبب شد تا ارتقای کیفیت زندگی مردم در محله زیر سایه و تحت‌الشعاع نگاه کالبدی و فیریکی به‌محلات قرارگیرد. در واقع آن‌زمان نگاه این‌گونه نبود که در کنار نوسازی کالبدی به‌چگونگی ارتقای کیفیت زندگی مردم نیز در محله توجه شود. در کل بعد فیزیکی و کالبدی شهر مورد توجه بود و این‌که چگونه خدمات محلی تامین شود؟ چگونه زیر ساخت‌ها فراهم شوند؟ و چگونه توسعه کیفی محلات و افزایش سرانه‌های خدمات عمومی در کنار افزایش تراکم ساختمانی و جمعیتی فراهم شود کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. سال‌ها گذشت تا رویکرد کالبد محور تغییر کند و توسعه همه‌جانبه محلات در کالبد محله‌ها خلاصه نشود. 

 چه اتفاقی افتاد که رویکرد کالبدمحور در توسعه محلات تغییر کرد و کیفیت زندگی مردم محله نیز مورد توجه قرار گرفت؟ 

از اواسط دهه 1380 با هدف ترویج نوسازی کالبدی املاک در سطح برخی از محلات تهران دفاتری تاسیس شدند. وظیفه این دفاتر جلب مشارکت‌ و ترغیب مردم به تجمیع خانه‌های ریز‌دانه بود. در نتیجه این رویکرد بعد از گذشت چندسال کم‌کم املاک ریزدانه تجمیع و تبدیل به آپارتمان شدند. افزایش کمی حجم ساخت‌وساز و نوسازی املاک در محلات دارای بافت فرسوده باعث شد در طی زمان تراکم جمعیتی در محلات با افزایش چشمگیری مواجه شود. بدیهی است جمعیتی که در یک محله ساکن می‌شوند، نیازهایی دارند، مانند نیاز به پارکینگ، نیاز به بوستان و فضای سبز و پاتوق‌های محلی، نیاز به مراکز آموزشی، ورزشی و درمانی و... اما چنین زیرساخت‌هایی متناسب با رشد جمعیت در محلات وجود نداشت، چراکه این زیرساخت‌ها و تامین امکانات و خدمات در سایه رشد کالبدی محلات قرار گرفته بود و چندان به‌آن اهمیت داده نشده بود.
به‌خاطر وجود این خلأها و نیازها، از سال 1396 این ضرورت در شهرداری تهران احساس شد که باید حرکت جدیدی به‌سمت توسعه همه‌جانبه محلات شهر تهران آغاز شود. یعنی از رشد فیزیکی و کالبدی به‌سمت بهسازی فضای عمومی محله و تامین امکانات و خدمات محلی پیش برویم. از سوی دیگر عدم توازن در توزیع خدمات بین محلات شهر تهران هم وجود داشت. جوری که عمده امکانات رفاهی و خدماتی در مناطق بالا و متوسط شهر متمرکز شده بود و برخی از محلات به‌ویژه محلات پایین‌تر از دسترسی به حداقل امکانات نیز محروم بودند. به‌طورکلی نظام توزیع عادلانه‌ای در دسترسی به‌خدمات محله و پراکنش خدمات محله‌ای در شهر تهران دیده نمی‌شد.  

 برای توسعه محلات شهر تهران با چه مشکلاتی مواجه بودید؟

مهم‌ترین مسئله پیش روی ما در ابتدا نبود سند و برنامه مشخص برای توسعه محلات شهر تهران بود. تا قبل از این اقدامات پراکنده‌ای صورت گرفته بود، اما هیچ سند و برنامه‌ جامع و مشخصی برای توسعه محلات باتوجه به ویژگی‌های خاص آنها وجود نداشت. البته این یک ایراد ساختاری در نظام برنامه‌ریزی شهری ایران است. زیرا طرح‌‌های جامع شهری الگوی کلی توسعه شهر را مشخص می‌کنند و طرح‌های تفصیلی معیارها و ضوابط ساخت و ساز را تعیین می‌کنند و در بهترین حالت طرح‌های موضعی و موضوعی ذیل آن‌ها برای پهنه‌های خاص و یا محورهای خاصی تعریف می‌شوند.
 اما در این میان طرح و برنامه‌ای برای توسعه بلندمدت محلات، تامین خدمات محله و پاسخگویی به نیازهای هر محله متناسب با شرایط و اقتضائات آن وجود ندارد. بنابراین لازم بود ابتدا شیوه‌نامه‌ای تهیه شود که براساس آن برنامه‌‌های توسعه محلات تدوین شود، به‌طوری‌که چگونگی ارتقای کیفیت محله‌ها براساس نیاز محله و در یک بازه زمانی مشخص برنامه‌ریزی شود. موضوع دیگری که در برنامه‌ریزی باید درنظر گرفته می‌شد تفاوت محله‌ها با همدیگر بود. هر محله با محلات دیگر و حتی محله کنار دستی‌اش فرق می‌کرد. بنابراین این تفاوت‌ها نیز باید در برنامه دیده می‌شد تا برنامه کارآمد و تاثیرگذاری تدوین شود.

 این تفاوت‌هایی که ذکر می‌کنید فقط در بافت کالبدی محله‌ها بود، یا در بافت اجتماعی نیز وجود داشت؟

بدون تردید هم در بافت کالبدی و سازمان فضایی و هم در بافت اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی محلات تفاوت‌های عمده‌ای وجود داشت، بنابراین باید تفاوت‌های محلات از نظر ابعاد مختلف مورد توجه قرار می‌گرفت. این موضوعی ثابت شده است که نگاه کالبد محور و تمرکز تنها بر بعد کالبدی در شهرسازی آسیب‌هایی را به همراه دارد. اگر تفاوت‌های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و حتی اقتصادی مانند نوع شغل و میزان درآمد افراد محله در برنامه دیده نشود، برنامه‌ای که برای محلات تدوین می‌شود با ویژگی‌های محله سازگار نیست و  برنامه‌ای تحقق ناپذیر است. بنابراین چهار بعد اصلی یعنی بعد اجتماعی-جمعیتی، بعد اقتصادی و کسب و کارها، بعد کالبدی و زیست محیطی و در نهایت بعد فرایند یعنی حکمروایی شهری بهمراه معیارها و شاخص‌های زیرمجموعه آنها برای سنجش سطح توسعه محلات شهر تهران تعریف شدند و تدوین اسناد توسعه محله‌ای با شرح خدمات مشخص و روش‌شناسی کمی و کیفی و براساس شناخت وضعیت موجود محلات در ابعاد مورد نظر آغاز شد. 

برنامه توسعه محلات بر چه مبنایی پایه‌ریزی شد و این برنامه چه تفاوتی با برنامه‌ها یا اقدامات سنوات گذشته داشت؟ 

از ابتدا مبنا بر این بود که اگر قرار است برنامه‌ای برای توسعه محلات تدوین و اجرا شود باید مردم محلات در برنامه محله مشارکت داشته باشند. در غیر این صورت برنامه‌‌ها با نگاهی تکنوکرات و از بالا به پایین نوشته می‌شوند و قطعاً نمی‌توانند تمام نیازهای مردم محله را منعکس کنند. همین‌طور تلاش شد تا تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی مردم محلات دیده شوند تا متناسب با آن تفاوت‌ها نسخه‌های متفاوتی برای محلات تجویز شود. بنابراین تهیه اسناد توسعه محله‌ای برعهده دفاتر توسعه محله‌ای قرار گرفت تا با رویکرد تسهیل‌گری اجتماعی و با گرفتن مشارکت مردم محلات و سایر ذی‌نفعان محله سندهای توسعه محلی را تدوین کنند. 
 آیا در تدوین اسناد توسعه محلات فقط شهرداری تهران مشارکت داشت، یا این‌که مشارکت سایر سازمان‌ها نیز گرفته شده است؟
بالغ بر 30سازمان و ارگان در سطح محلی به‌خدمات‌رسانی می‌پردازند. شهرداری بخشی از خدمات را در مقیاس محله پوشش می‌دهد. به‌عنوان مثال متولی تامین کاربری‌های درمانی-بهداشتی وزارت بهداشت است و مراکز آموزشی مانند مدارس را وزارت آموزش و پرورش تامین می‌کند. 
 بنابراین در تهیه اسناد مشارکت همه ذی‌نفعان از جمله سازمان‌ها، ادارات و ارگان‌ها باید مورد توجه قرار می‎گرفت. همان‌طور که می‌دانید به‌علت نبود مدیریت هماهنگ شهری، ایجاد هماهنگی بین سازمان‌ها به‌ویژه در مقیاس محلات بسیار دشوار است. در نبود مدیریت یکپارچه هر سازمان نقشه و برنامه خود را بدون هماهنگی با بقیه سازمان‌ها برای توسعه محله اجرا می‌کند و این خود سبب ناهماهنگی و موازی‌کاری‌های زیادی در محلات می‌شود. در نبود نهاد هماهنگ کننده در مقیاس محلی، اقدامات سازمان‌های مردم نهاد نیز بعضاً می‌تواند در کنار سازمان‌های دولتی سبب تداخل فعالیتی شود. در برنامه توسعه محلات این عدم هماهنگی بین سازمان‌ها باید مورد توجه قرار می‌گرفت، باید بین نهادها و سازمان‌ها یک هماهنگی و اصطلاحاً یک برنامه اقدام مشترک تعریف می‌شد. مردم نیز باید مشارکت داده می‌شدند تا مشکلات و مطالبات محله‌ها از پایین به بالا مطرح شود. 
برای رفع این ایراد از ظرفیت ستادهای بازآفرینی در مناطق شهر تهران استفاده شد. این ستادها زیر نظر ستاد بازآفرینی کلان شهر تهران حضور دارند و هماهنگ کننده ارگان‌های مختلف هستند. بنابراین سندهایی که توسط دفاتر محلات تهیه شده بودند برای تصویب به ستاد بازآفرینی کلان شهر تهران ارائه شد تا تمام سازمان‌ها و ارگان‌ها نیز به وظایف خود در قبال محله‌ها واقف شوند.

 چگونه برای مناطقی که دفاتر توسعه محلات نداشت، برنامه‌ریزی کردید؟ 

همان‌طور که اشاره کردم در فاز نخست مسئولیت تهیه اسناد برعهده دفاتر توسعه محله‌ای بود که در 170محله دارای بافت فرسوده شهر تهران مستقر بودند. در مناطقی که دفاتر توسعه محلات وجود نداشت و اغلب از محلات برخوردار شهر محسوب می‌شدند، از ظرفیت شورایاری‌ها و سایر ذی‌نفعان محله برای نیازسنجی و اعلام مسائل و مشکلات محلات استفاده شد. برای این منظور دستورالعملی تهیه و ابلاغ شد که بر مبنای آن شهرداری‌های مناطق موظف شدند تا با تشکیل کارگروهی تحت عنوان «کارگروه توسعه محلات منطقه» جلسات هفتگی منظمی را با حضور شورایاری‌ها، معاونین تخصصی و شهرداران نواحی برگزار و مشکلات و نیازهای محله را احصا کنند. 
 بعد از نیازسنجی در این کارگروه‌ها، مسائل مطرح شده در شهرداری‌های مناطق تبدیل به‌پروژه می‌شد، و لیست پروژه‌ها به‌معاونت برنامه‌ریزی شهرداری تهران ارسال می‌شد. پس از تایید پروژه‌ها در معاونت‌های تخصصی شهرداری تهران، بودجه و اعتبار لازم برای اجرا به شهرداری منطقه ابلاغ می‌شد. این فرایند برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی که ذیل ماده 23برنامه توسعه سوم شهر تهران و با هدف کاهش شکاف برخورداری محلات شهر تهران تعریف شده است، برای اولین بار در بودجه‌ریزی شهرداری تهران از پایین به بالا اتفاق افتاده و از سطح محله شروع شده است. تخصیص اعتبار برای توسعه محلات در سال 1398 با 200میلیارد تومان اعتبار آغاز شد و در سال 1399 با تخصیص دو هزار میلیارد تومان ادامه پیدا کرد. این رویکرد در سال 1400 نیز به عنوان یکی از اصلی‌ترین محورهای بودجه سنواتی شهرداری تهران در نظر گرفته شده است. 
 

سندهایی که به‌وسیله دفاتر محلات تدوین شد، چه کاربردی دارد؟ 

پس از چشم‌اندازسازی و هدف‌گذاری مشارکتی و تدوین راهبردهای توسعه محله، خروجی سندهای تهیه شده به‌طیفی از پروژه‌های توسعه محله‌ای ختم می‌شود که براساس نیازها و پیشنهادات مردم شکل گرفته است. بنا به‌مشکلات محلات، برخی از پروژ‌ه‌ها کوتاه مدت هستند و اقدامات ضربتی و عاجل در محلات را شامل می‌شوند که در بازه زمانی کوتاه مدت شش ماهه تا یک ساله قابل انجام هستند. سایر پروژه‌ها میان مدت و برخی نیز بلندمدت هستند که در بازه‌های زمانی یک تا پنج سال قابل انجام هستند. 
تامین خدمات محلی در چارچوب وظایف شهرداری، ساماندهی کالبدی فضاهای عمومی محله و ایجاد مراکز محله‌ای از مهم‌ترین عناوین پروژه‌های توسعه محلی هستند. اما تاکنون درخصوص تامین سایر خدمات محله‌ای مانند خدمات درمانی و آموزشی، ارگان‌های متولی به‌اندازه مسولیت و سهم‌شان در این زمینه عمل نکرده‌اند. در واقع می‌توان گفت عمده بار توسعه محلات به دوش شهرداری تهران قرار گرفته است.

 از طرح‌ها، پروژه‌ها و اقدامات نویی که در قالب برنامه توسعه محلات اجرا شده  است، بگویید؟ 

به‌طور کلی توسعه محله‌ای بنایی شد برای این‌که برای اولین بار در شهر تهران به‌حرف مردم توجه شود و شهرداری خواسته مردم را بشنود و در آن راستا حرکت کند. از ابتدای سال 1399 تاکنون بیش از 1500 پروژه در سطح 354 محله شهر تهران تعریف شده است که بخش عمده‌ای از آنها در مرحله اجرا قرار دارند. یکی از اقدامات مهم در این زمینه تشویق مردم به‌پرداخت عوارض معوقه برای توسعه محله‌شان بوده است. با استفاده از ظرفیت اپلیکیشن تهران من امتیازاتی را در نظر گرفته‌ایم و که درصورت پرداخت عوارض معوقه از سوی مردم و ساکنین محلات، سهم بودجه‌ای که به محله داده می‌شود، بیشتر شود. یعنی محله‌هایی که مردم در پرداخت عوارض بیشتر مشارکت می‌کنند، اعتبار بیشتری از بودجه شهرداری بگیرند. 

 نقش شورایاری‌ها در سیستم شهری و شهرداری چیست؟ آیا در برنامه توسعه محلات نقش دارند؟

شورایاری‌ها به‌عنوان یکی از نهادهای محلی، نقش عمده‌ای در شناسایی مسائل محله دارند. اگر نقش آنان خوب تعریف شود و در جایگاه درستی قرار بگیرند، در توسعه محله می‌توانند نقش تاثیرگذاری ایفا کنند. شورایاری‌ها به‌عنوان نهاد واسط میان مردم و مدیریت شهری می‌توانند تاثیر مهمی در اعتمادسازی میان مردم، تشویق مردم به‌مشارکت در  اقدامات اجرایی محله و شناسایی و انتقال مسائل و مشکلات به نهادهای بالادست داشته باشند. 
به‌عنوان نمونه درکشور ترکیه که از لحاظ بستر اجتماعی و فرهنگی تا حدودی با ایران شباهت دارد، این نوع از مشارکت محله‌ای  از طریق «مختار»ها اتفاق می‌افتد. هرمحله یک مختار دارد، مختار نماینده مردم است و در جلسات هفتگی با شهرداری محله شرکت می‌کند. وظیفه مختار این است که مسائل محله را بشناسد، جمع‌بندی کند و به شهرداری محله، ناحیه و منطقه منعکس و نتایج اقدامات را پیگیری کند. 
درحال حاضر ما هم به‌سمتی پیش می‌رویم که در توسعه شهر نقش مشخصی به شورایاری‌ها بدهیم. تقویت این موضع این می‌تواند مقدمات شکل‌گیری جامعه مدنی را فراهم کند. یعنی از لایه‌های پایین مردم یاد می‌گیرند که نماینده انتخاب کنند و به آن فرد رای بدهند چرا که آن فرد به‌عنوان نماینده می‌تواند مسائل و خواسته‌هایشان را به‌مسولان بالادستی منتقل کند و به این شکل در بهبود وضعیت محله مشارکت داشته باشد. 

با توجه به‌گفته‌های شما، شهرداری هم بودجه کلانی به‌برنامه توسعه محلات اختصاص داده و هم اقدامات خوبی را در این زمینه انجام داده، اما این اقدامات آن‌گونه که باید رسانه‌ای نشده است و مردم در جریان این فعالیت‌ها نیستند. شما دلیل این امر را در چه می‌بینید؟

واقعیت این است پروژه‌های محلی به‌اندازه پروژه‌های کلان دیده نمی‌شوند و اصطلاحاً بر سر زبان‌ها نمی‌افتند؛ چون فعالیت در حوزه محلات مانند ساخت یک اتوبان بزرگ نیست که دیده شود و همه راجع به آن حرف بزنند. وقتی یک خیابان در دل یک محله بهسازی یا بازسازی می‌شود، بیشتر به‌چشم مردم همان محله می‌آید که سال‌ها با مشکلات ریز و درشت مواجه بودند و مطالبه این اقدام را از شهرداری داشتند، ولی سایر شهروندان از این موضوع آگاه نمی‌شود. اما این‌ها کارهای کوچکی هستند که تاثیرات بزرگی در میزان رضایت مردم از شهر و محله دارند.
در بازدید از محلات و گشت و گذار در کوچه‌ها و خیابان‌های محلی تاثیر این کارها و بازخورد این اقدامات را به‌چشم می‌بینیم و رضایت مردم را از اجرای پروژه‌ها را احساس می‌کنیم. پروژه‌های محله‌ای کارهای کوچکی هستند که برد رسانه‌ای ندارند و خیلی نمی‌شود روی آن مانور رسانه‌ای داد، اما تاثیرات خیلی خوبی در سطح محله‌ها و میزان رضایت مردم می‌گذارند. دخیل کردن مردم در برنامه توسعه محلات گام برداشتن به‌سمت مشارکت مردم است. یک مشارکت واقعی نه مشارکت شعاری که همیشه از آن حرف می‌زنیم. ما در برنامه توسعه محلات برای برگرداندن اعتماد مردم به‌شهر و شهرداری تلاش می‌کنیم و این برنامه می‌تواند قدمی برای جلب اعتماد مردم باشد، چراکه در برنامه توسعه محلات مردم در اولویت هستند وکارهای تبلیغاتی مدنظر نیست، بلکه همگان دنبال این هستند که واقعاً گره‌ای از مشکلات مردم باز کنند.