اگر همت و باکری زودتر واکسن بزنند
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1668

میان ایران و آمریکا چه خواهد گذشت؟

جعفر حنانی (کارشناس مسائل سیاسی)

بسیاری از تحلیل‌گران روابط ایران و آمریکا، از ماه پیش از انتخابات آمریکا، به این امر معتقد بودند که ایران می‌بایستی تا زمان انتخابات آمریکا سیاست صبر استراتژیک خود را تداوم بخشد و در صورت پیروزی جو بایدن، سیاستمدار کهنه‌کار و دست چپی آمریکایی، بسان دوران خلف او، یعنی اوباما، بار دیگر پنجره منطقی باب گفت‌وگو میان ایران و آمریکا گشایش یابد. و امروز چه بسا آنگونه شد که این دسته از تحلیلگران می‌پنداشتند و سوال مهمی از پی رخداد مورد انتظار اینان پدید آمده که حال که شرایط به گونه‌ای رقم خورده که تیم بایدن بر سر کار آمده، باید منتظر چه بود؟ و آیا اساسا مذاکره‌ای درخواهد گرفت؟ و در صورت از سرگیری مذاکرات این امر از چه زمانی آغاز خواهد شد؟ در پاسخ به سوال نخست؛ باید منتظر این بود که دو کشور آرام آرام، بستر را برای احیای دوباره تعامل و گفت‌وگو باز کنند، چه ‌‌این‌که در زمان دولت ترامپ، رشته‌های بسیاری از دو جانب گسسته شد و تلطیف جو حاکم بر این دو کشور برای تعاملی دوباره نیازمند اندک زمانی خواهد بود تا دو گروه از موانع پیش روی خود بکاهند. بنابر این، آنچه که در آینده نزدیک و این روزها شاهد آن خواهیم بود، در حقیقت ترمیم و تلطیف راه پیشین است. اما در پاسخ به سوال دوم، به طور قطع شاهد تعامل و گفت‌وگو میان این دو دولت در آینده خواهیم بود و این امر ربطی به انتخابات سال آینده ایران هم نخواهد داشت، چه ‌‌این‌که اساساً هر دولتی که در سال آینده بر سر کار بیاید، پنجره تعامل با آمریکا را در پیش روی خود خواهد داشت و این یک مسئله قطعی و مرتبط با منافع ملی است. در حقیقت هر دو این کشورها به نوعی نیازمند به این تعاملات و به سرانجام رسیدن آن هستند. از یک طرف ایرانی است که به نوعی می‌خواهد با حل این مسئله، هر چه سریع‌تر به اصلاح و ترمیم مسائل داخلی در بعد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی همت گمارد و این مهم تا زمان باز بودن پرونده تعامل این دو کشور، مدام تعلیق خواهد شد و یا ‌‌این‌که دولتها باید و شاید به آن رسیدگی نکنند. و از طرف دیگر هم کشور آمریکا به دلایلی چند نیازمند به سرانجام رسیدن این مذاکرات است. نخستین دلیل این است که هم در میان هسته اصلی قدرت در آمریکا و هم در میان افکار عمومی آمریکا، سیاستهای آمریکا در خاورمیانه، با موفقیت همراه نبوده و از این بی‌سرانجامی نیروهای نظامی و سیاستمداران خود به نوعی دلسرد شده‌‌اند. از این‌رو اینان امیدوارند با حل مسئله ایران در کنار مسئله صلح در افغانستان، بتوانند به نوعی در نظر خودشان بالانسی در منطقه ایجاد کنند و رفته رفته از این منطقه خارج شوند.از طرف دیگر حتی این احتمال هم وجود دارد که آمریکایی‌ها خواهان این باشند که با حل مسئله ایران، نیروهای نظامی و تمرکز اصلی خود را از سمت غرب آسیا به سمت شرق آسیا منتقل کنند و برای چالش‌های جدی‌تری که در آینده با آن روبه‌رو خواهند شد، برنامه‌ریزی کنند.
از این روی، مسئله مهم و اساسی امروز چنین است که هر دو این کشورها به نوعی خواهان به سرانجام رساندن هرچه سریعتر مسائل بین خودشان هستند تا هر دو آنها بتوانند با طمانینه به کارهای پیش روی خود برسند. به دیگر سخن، امروز نه در ایران و نه در آمریکا، مسئله اصلی، برجام نیست. اما در نهایت و در پاسخ به سوال سوم و ‌‌این‌که اساسا این مذاکرات از چه زمانی از سر گرفته خواهد شد، باید گفت به زودی. در حقیقت هر دو این کشورها این روزها در پی اتصال دوباره روابط‌‌اند و اما مسئله مهمی که وجود دارد چنین است که عمدتا روند رسیدن به یک نتیجه راهگشا در یک بازه زمانی طولانی اتفاق خواهد افتاد و البته بعید هم نیست به سرانجامی نرسد، چه ‌‌این‌که احتمال به سرانجام رسیدن آن بیشتر خواهد بود. چرا که با سر کار آمدن دولت ترامپ مسائل در خاورمیانه به صورت جدی‌تری پیچیده شد و ما شاهد پدیدار شدن یک روی دیگر سکه برای حل مسائل و معضلات در خاورمیانه هستیم، که در این مورد در آینده‌ای نزدیک، بیشتر متمرکز خواهیم شد. ازاین‌رو آنچه که در آینده با آن برخورد خواهیم کرد، چانه‌زنیهای بسیار متفاوتی از دوران اوباما بر سر مسائل مختلف است و این همان امر بالقوه‌ای است که هم می‌تواند سبب بازه زمانی طولانی‌تری برای رسیدن به نتایجی از پس این تعاملات یا حتی به سرانجام نرسیدن آن و چرخش سکه برای عوض کردن صحنه تحولات باشد.