مسئله‌ای که صورتش هیچ‌گاه پاک نمی‌شود
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1670

خون جوانان زیرپای کودتاگران

دکتر سیف‌الرضا شهابی ( کارشناس سیاسی)
با این که ۶۷ سال از روز خونین شانزدهم آذر ۱۳۳۲ و شهادت سه دانشجو به نام‌های مهدی شریعت‌رضوی، ناصر قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا در اثر حمله نیروهای نظامی به ساحت مقدس علم و دانش می‌گذرد، همچنان حدیث آن روز زنده است و انگار هر سال که می‌گذرد به جای کهنگی روحی تازه می‌گیرد و جنبش دانشجویی را در راه کسب استقلال و آزادی مصمم‌تر می‌سازد.کودتا با همکاری آمریکا و انگلیس و دربار و عوامل داخلی بیگانه به موفقیتی ظاهری دست پیدا کرد و دولت قانونی و ملی دکتر محمد مصدق که در پی ملی کردن صنعت نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان از سرمایه ملی بود سقوط کرد، وقتی خبر سقوط مصدق به «آنتونی ایدن» وزیر خارجه سر «وینستون چرچیل» نخست‌وزیر وقت انگلستان رسید اعلام کرد:«با شنیدن این خبر نفسی راحت کشیدم.» همانند نفس راحت کشیدن مقامات انگلیسی بعد از قتل میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و میرزا تقی‌خان امیر کبیر که هر دو بر اثر توطئه انگلیسی‌‌‌ها به شهادت رسیدند. در سال ۱۳۳۲ «ریچارد نیکسون» معاون «دوایت آیزنهاور» رئیس دولت جمهوری‌خواه آمریکا ماموریت پیدا کرد تا با سفر به تهران، ضمن حمایت واشنگتن از حکومت کودتا، اسباب سلطه واشنگتن بر ایران را مهیا کند و شاه، که مصدق را به زندانی کرده بود، لازم دید در پیش پای نیکسون چند جوان را قربانی کند تا به زعم خود‌‌، صدای مخالفان کودتا را در دانشگاه خفه کند. شاه به اشتباه تصور کرده بود با خاموشی دانشگاه، کل کشور خاموش خواهد شد و بر این اساس نیروهای نظامی را به دانشگاه فرستاد و قرعه فال به نام این سه جوان مبارز افتاد و به این ترتیب مخالفت با کودتا خونین شد.
نیکسون یکبار دیگر در زمانی که رئیس جمهور بود، در ۱۱خرداد ۱۳۵۱ به تهران آمد و این بار نیز چند روز جلوتر از ورودش در روز ۴ خرداد، پنج جوان قربانی شدند تا نیکسون با خریدهای تسلیحاتی شاه مخالفت نکند و بعد از این سفر بود که ایران ژاندارم منطقه و انبار تسلیحات آمریکایی شد. نیکسون و شاه از این واقعیت غافل بودند که با شهادت جوانان وطن نمی‌توانند روحیه استقلال‌طلبی را در مردم ایران از بین ببرند و از خون جوانان وطن‌‌، لاله‌‌‌ها خواهد رویید.