نهج‌البلاغه؛ منبعی سرشار برای استخراج حقوق شهروندی
ولی‌الله شجاع پوریان (مدیرمسئول)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1644

نگاهی به فیلم «عقیده»؛ جدیدترین ساخته کریستوفر نولان که سه‌ماه پیش اکران شد

فروریختن نولانی‌ترین فیلم نولان

همدلی| سید مسیح میرجعفری| بیست و دو سال از ساخت و اکران اولین فیلم کریستوفر نولان، می‌گذرد؛ «تعقیب». او پس از این فیلم، اثری مستقل دیگری با نام «یادگاری» ساخت و پس از آن جذب هالیوود شد و به یکی از کارگردانان درجۀ یک کمپانی «برادران وارنر» تبدیل شد. نولان از کارگردانانی است که فیلم‌نامۀ آثارش را خودش می‌نویسد و تا کنون به جز فیلم «بی‌خوابی» تمام فیلم‌نامه‌هایش را خودش نوشته است. بیشتر شهرت او به‌خاطر ساخت سه‌گانۀ «شوالیۀ تاریکی» بر اساس کمیک‌های بتمن است. تمامی فیلم‌های او تا به امروز موفقیت خیرکننده‌ای در گیشه داشته‌اند. البته آثار او پرخرج بوده‌اند، به جز فیلم «پرستیژ» که با بودجۀ 40 میلیون دلار و «بی‌خوابی» که با بودجه 46 میلیون دلاری ساخته‌شده‌اند؛ دیگر فیلم‌های او در هالیوود، هرکدام بیش از 100 میلیون دلار بودجه داشته‌اند. در کارنامۀ او همکاری با بازیگرانی همچون آلپاچینو، کریستین بیل، لئورناردو دیکاپریو و متیو مک‌کانهی به چشم می‌خورد.

محبوب‌ترین کارگردان خارجی در میان ایرانیان

نولان بیش از هرچیز به عدم استفاده از CGI (تصاویر کامپیوتری) و ساخت فیلم‌های علمی تخیلی که به سراغ مسائل مربوط به زمان می‌رود، شناخته می‌‌شود. پخش فیلم‌های نولان از صداوسیمای ایران، توانسته طرفداران زیادی برای او دست و پا کند و بی‌راه نیست اگر بگوییم او محبوب‌ترین کارگردان حال حاضر میان عموم مردم ایران است. فیلم‌های او همواره در صدر نظرسنجی‌ها و سایت‌های دانلود فیلم قرار گرفته‌اند. جدیدترین فیلم او عقیده یا انگاشته (TENET) سه ماه پیش در شهریور ماه اکران شد. در این فیلم جان دیوید واشنگتن؛ فرزند دنزل واشنگتن، نقش اول را بر عهده دارد. در کنار او، رابرت پتینسن، الیزابت دبیکی، مایکل کین و کنت برانا گروه بازیگران این فیلم را تشکیل می‌دهند. یکی از نکاتی که همواره مورد توجه نولان بوده، موسیقی فیلم‌های او است؛ معمولاً این مسئولیت را در فیلم‌هایش برعهده هنس زیمر می‌گذاشت اما این بار لودویگ گورانسون، موسیقی‌ این فیلم را ساخته است. تنت (2020) هم اکنون چهارمین فیلم پرفروش سال 2020 است و با توجه به همه‌گیری کرونا، توانست فروش گیشه‌ای قابل قبول 357 میلیونی را با توجه به بودجه 200 میلیونی داشته‌باشد. نقدها و نظرات متفاوتی دربارۀ این فیلم مطرح شده‌است اما نولان نتوانسته به اندازه دیگر فیلم‌هایش نظر مخاطبان را در سایت IMDb جذب کند و نمره منتقدان هم به فیلم او از اکثر اوقات کمتر است. من از زاویه نگاه خودم، به این فیلم پرداخته‌ام:

طرفداران افراطی در مقابل مخالفان افراطی

تازه‌ترین فیلم نولان، پرسروصدا بود؛ سروصدایی که هر سه سال یک‌بار در سینما شنیده می‌شود؛ هواداران از آن لذت میبرند و باقی سینه‌فیلها «باید» تحملش کنند. هواداران نولان همان طور که فیلم‌های گذشته و آینده او ستایش میکنند، متعجب و شاکی‌اند که چرا برخی این‌قدر با آثار او تهاجمی برخورد می‌کنند. درباره آثار او پیش داوری می‌کنند و بعضاً با نفرت از او سخن می‌گویند. این هواداران باید متوجه باشند که دلیل وجود مخالفان افراطی نولان، وجود طرفداران افراطی او است. طرفدارانی که پیش از تماشای فیلم آن را تبلیغ می‌کنند و شاهکارش می‌دانند. این هواداران احتمال این را که نولان فیلم بد بسازد، بسیار پایین می‌دانند و دانش و فهم یک نفر از هنر، برایشان فقط با نظرات او نسبت به آثار کریستوفر نولان تعیین می‌شود.در میان این صف آرایی سینه‌فیلیایی، عدهای فیلم TENET (2020) (عقیده/انگاشته) را پیچیده‌ترین فیلم تاریخ می‌نامند و عده‌ای آن را با تنها با یکی-دو لفظ «بد» یا «ضعیف» یا «فرم ندارد» تحلیل و تفسیر می‌کنند. من از این جدال جذاب احساس انزجار می‌کنم. گاهی من هم مجبور شدهام از کلمات درشت استفاده کنم تا تقابل اساسی خود را با یک اثر به رخ بکشم. این حق هر منتقد (و البته مخاطب) است که از این طریق احساس وجود خود را به لحاظ فرهنگی تثبیت کند. اما اکنون می‌خواهم به دور از سنت‌های معناشناسانه و معنایابانه( که اصولاً خواستۀ خود از اثر را به آن تحمیل می‌کنند) کیفیت آثار نولان به ویژه فیلم جدید او را بررسی کنم و بگویم چرا این فیلم برایم دوست‌داشتنی نیست.

فیلمی با خط داستانی گیج‌کننده

نولان علاقه زیادی دارد تا فیلم پیچیده بسازد. او برای خلق این پیچیدگی بیش از هرچیز در آثارش از ابزار زمان استفاده می‌کند. علاوه بر این‌که پیچیدگی صرف یک اثر امتیازی برای آن نیست، باید توجه کرد که فیلم‌ساز این پیچیدگی را چگونه خلق می‌کند؟ آیا هنگامی که این پیچیدگی عامدانه و آگاهانه ایجاد می‌شود؛ همچنان هنرمندانه به نظر می‌آید؟ پیچیدگی هنری در یک اثر با حذف یک بخش از فیلم‌نامه یا به‌هم ریختن ساختار آن حاصل نمیشود. پیچیدگی جزء درونی اثر است. هنگامی که یک فیلم به راستی پیچیده را می‌بینیم، الزاماً نباید درباره آنچه در فیلم گذشته سوال داشته باشیم. در حالی که در فیلم‌های نولان و به ویژه «عقیده» چنین اتفاقی می‌افتد. فیلم‌هایی که واقعاً پیچیده هستند، شاید پس از سال‌ها نقد و تحلیل‌های فراوان سینمایی و میان رشته‎‌ای و نگاه روان‌شناسانه به سینما، هنوز گوشه‌های کشف نشده داشته‌باشند. در حالی که در طول فیلم مخاطب می‌فهمد چه بر سر هر کاراکتر آمده‌است. در فیلم‌های نولان، طرفداران از این که یک امر را درک نکرده‌اند شگفت‌زده شده، آن را ماورای فهم بشر و پیچیده‌ترین اثر سینمایی تاریخ می‌نامند. در این فیلم اما، می‌بینیم که خط داستانی مخاطب را گیج میکند و با یک بار تماشا نمی‌توان آن را فهمید. اگرچه میتوان بار دیگر فیلم را دید و این بار دیگر هیچ رویدادی در داستان گیج کننده به نظر نیاید اما حتی نیازی به این هم نیست. کافی‌است یک اینفوگرافیک از خط داستانی فیلم یا یک تحلیل ده-دوزاده دقیقه‌ای در یوتیوب ببینید، تا دیگر چیزی برایتان غریب نباشد. اما همان‌طور که گفتم چنین چیزی دربارۀ آثار فیلم.سازانی چون هیچکاک، برگمن و لینچ میسر نیست.

دیالوگ‌‌هایی برای نشان دادن ضرب شست

مخاطب باید بتواند با کاراکترهای فیلم رابطه حسی برقرار کند و نسبت به رویدادهای فیلم واکنش حسی داشته‌باشد. در مورد فیلم‌های نولان نمیتوان چنین تجربهای را داشت. موضوعات علمی که مورد علاقه نولان و برای او جذاب هستند تمام فیلم را فرا گرفته‌اند. سینما جایگاه تبیین یک موضوع صرفاً عملی نیست. میتوان داستان فیلم را برپایه یک موضوع علمی بنا کرد یا میتوان در تحلیلی میان‌رشته‌ای با کمک علم به سراغ یک اثر سینمایی رفت. اما نولان چنین نمی‌کند. موضوع علمی‌ برگزیده‌شده از سوی او، بزرگ است و او فقط به تشریح این مسائل در دیالوگ‌ها می‌پردازد و تصاویرش تنها مانند یک آزمایش علمی هستند. دیالوگ‌های «تنت» بیش از هرچیزی در فیلم آزاردهنده‌اند. گویا میخواهند تنها ضرب شستی به مخاطب نشان دهند و او را عاجز نشان دهد

نجات دنیا بدون حس انسانی

یک دیالوگ، تنها یک دیالوگ میتواند تمام آنچه را «نولانیترین فیلم نولان» خوانده می‌شود، فرو بریزد: «سعی نکن بفهمیش، سعی کن احساسش کنی.» این را مسئول آزمایشگاه در اوایل فیلم به جان دیوید واشنگتن، میگوید. عجیب است که نولان این‌گونه به خود حمله می‌برد؛ بی‌آنکه خودش متوجه باشد. در فیلم‌های نولان حس کردن معنایی ندارد. هر آنچه هست، یک مسئله علمی است که باید فهمیده شود.موضوع فیلم، نجات دنیاست؛ اما هیچ حس انسانی در آن وجود ندارد. در فیلم‌های نولان شخصیت پردازی وجود ندارد. شخصیت‌ها هیچ داستانی پشت سر خود ندارند. انگار احضار شده‌اند تا این فیلم را پیش ببرند و به پایان برسانند. وقتی شخصیتی نیست، هیچ حسی با اهمیت نیست و هنگامی که حسی با اهمیت نیست، «نجات دنیا» تنها به بهانه‌ای برای بازیگوشی علمی کارگردان تبدیل می‌شود.