نمایندگانی که از جنس مردم نیستند
ولی‌الله شجاع پوریان (مدیرمسئول)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1616

با اجازه نیمای شاعر

دلفین ساحل‌آبادی
با یک دوست درباره حالا! به اصطلاح، درد بی‌درمان کرونا، به قول آن دوست (کره نای چموش ‌هار شده)در حال گفتوگو بودیم که بی‌مقدمه گفت: راستی اگر نیمای نام‌آور، این به راستی پدر شعر نو ایران زنده بود و در همین روزهای کرونایی می‌سرود:«وای برمن/به کجای این شب تیره بیاویزم/قبای ژنده خود را/تا کشم از سینه‌ی پر درد خود بیرون/تیرهای زهر را دلخون/وای برمن...» چه پاسخی می‌توانستیم به آن بزرگ شاعر بدهیم؟ گفتم: راستش پرسش غافلگیر کننده‌‌‌ای بود، حالا چرا نیما و قبای ژنده او؟! گفت: همین‌طوری، یهویی یادش افتادم. ضمن ‌این‌که چندی پیش هم زادروز این مرد بزرگ بود(اگه اشتباه نکنم بیست و یکم همین آبان ماه) که لغزید و گذشت و جای خودش رو به آذر داد. گفتم: البته می‌دونم که نیما برای توصیف شرایط اجتماعی خودش، این شعر زیبارو سروده ولی واقعا اگر نیما الان بود و چنین شعری می‌گفت... دوستم خندید و گفت: من یکی به نیمای عزیز می‌گفتم هرجا خواستی قبای ژنده خودت‌رو آویزون کنی، حتما چوب لباسی و بخشی از دیوار و شب رو اسپری کن از شر این ویروس چموش! گفتم: حالا چرا قبا به کار برده نیما؟ گفت: کم‌کم داری اصول دین می‌پرسی، لابد اون موقع هنوز قبا باب بوده، کت و شلوار و ... کمتر رواج داشته! تازه، الان آویزون کردن همان و ربوده شدن همان! (منظورم تو فضای بازه). گفتم: اگه ببرن هم بردن، چون قبل از کرونا دیوار مهربانی باب شده بود. جناب سردبیر با دوستم آشنا نبود و خودشو کنترل کرد و چیزی نگفت اما شکل نگاهش جوری بود که فهمیدم باید سروته مطلب رو به هم بیارم، دوستم هم آروم خداحافظی کرد و رفت.
قطعنامه: کرونا واقعا درد موذی و بد جنسی است و همه ابعاد زندگی حتی در حوزه شعر را تحت تاثیر خودش قرار داده. ولی کور خونده، به قول دوستمون، این کره نای چموش و‌ هار... دیر یا زود سرش رو به سنگ خواهیم کوبید و ازآن جز خاطره‌‌‌ای تلخ برجای نخواهد ماند.
نکته: شب سمور گذشت، لب تنور هم می‌گذرد و روسیاهی حالا یا به دیگ می‌ماند یا به زغال.
نتیجه گیری اخلاقی: هرچند انسان ناگهان در قرن بیست و یکم توی مخمصه کرونا گیر کرده و دیده ‌‌‌ای بابا! چقدر ناشناخته دیگه هست که هنوزشه: به قول آبادانی‌های خونگرم و دوست داشتنی، ولی در هرحال در اشرف محلوقات بودن انسان تردیدی نیست و سرانجام بر این چالش هم غلبه خواهد کرد. (دیر و زود داره ولی سوخت وسوز کمی تا اندکی) دلفین تردید نداره انسان باعلم و دانشش، با تجربه منحصر به فردش در غلبه بر انواع طاعون، از هررنگ و شکلی با هر گستره‌‌‌ای از ویرانگری و مرگ غلبه خواهد کرد و روزی انسان با غرور اعلام خواهد کرد اکنون کرونا مرده و دیگر نمی‌تواند تهدیدکننده انسان باشد. تا آن روز فقط رعایت چند چیز ساده: شستن دست‌ها، استفاده از ماسک، رعایت فاصله‌ها، دور بودن از اضطراب، تقویت سلامت، بهداشت و بنیه دفاعی بدن کافی است.
توصیه: خوب دیگه: لازم به گفتن نیست، قبای حالا نو یا کهنه، مدرن یا سنتی، مد یا غیرمد... هر جایی آویزون نکنین، ماسک یادتون نره و کمی بیشتر مراقبت و تاب‌آوری توأم با امیدواری، واکسن‌ها در راهند و کرونا مجبور به ترک صحنه چون بازی‌اش تمام شده است.
تصدقتان: دلفین ساحل‌آبادی.