تصمیم سختی که لزوماً امنیتی نیست
ولی‌الله شجاع پوریان (مدیرمسئول)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1572

آلونک آن بانوی بندرعباسی

عادل جهان‌آرای (روزنامه‌نگار)
دنیا کوچک شده است. در جای این کره خاکی که باشی، کافی است فقط وسیله کوچکی به نام گوشی همراه داشته باشی تا بتوانی از مهم‌ترین خبر در هر نقطه جهان یا حتی خبرهای روز و مهم ایران آگاه شوی. دنیا دهکده هم نیست، کوچک‌تر از دهکده شده است. از تهران تا بندرعباس هم راهی نیست؛ از بندرعباس تا هر سوی جهان نیز راه کوتاه‌تر از آن است که به تصور در آید؛ آن‌قدر کوتاه که می‌توان کمتر از ثانیه‌ای از همه حوادث یا از مهم‌ترین خبری که در ایران گذشته است با خبر شد. این بار، این خبرِ مهم، قتلِ عام کرونا نیست، اختلاس نیست، احتکار نیست، گرانی افسارگسیخته نیست که کمر مردم را خم کرده است، حقوق‌های نجومی نیست، املاک‌ نجومی نیست، بلکه فقط چند وجب زمین است. کانون خبر جنوب ایران است، جایی که چند متر آن‌سوتر به خلیج همیشه فارس می‌رسد، اما کانون خبر، نه انرژی هسته‌ای است، نه موشک،‌ نه تحریم، نه مانور دریایی و نه گمرک. هیچ اتفاق سختی نیفتاده است؛ زلزله‌ای در کار نبود، بمبی منفجر نشد، هواپیمایی سقوط نکرد. کانون خبر از نگاه جهانیان و حتی بینندگان آن، اصلا ارزش اقتصادی ندارد، قطعه زمینی است افتاده در گوشه‌ای از رودخانه‌ای، که آبی هم ندارد، زمینی رها شده؛ با آدم‌هایی که گویی همه آنها را فراموش کرده‌اند و رها شده‌اند و ناخواسته به چند بلوک سیمانی پناه آورده‌اند. اما خبر از خودِ کانون آن مهم‌تر است، به صورتی که در عرض چند دقیقه میلیون‌ها کاربر آن را دیده‌اند و هزاران هزاران بار در باره‌اش نوشتند. کانونِ خبر آلونکی‌ست کوچک که تخریب می‌شود تا شاید کاخی را، بی‌هیچ زحمتی بر همان خاک بنا کنند.در ذات این خبر موضوعی نهفته است؛ تصویر جهانی را نشان می‌دهد که در آن هر چه فقیرتر، دربه‌درتر، بیچاره‌تر، بی‌سرپناه‌تر. این‌که در اینجا با هیچ کاخی سر جنگ ندارند، هر چه کاخ مجلل‌تر، آدم‌هایش موجه‌تر و حق هم برای آنها مسلم‌تر. اینجا کاخ‌هایی که با ارتشا و زدوبند و اختلاس و پولشویی بر پا می‌شوند، هیچ نسبتی با قانون‌شکنی ندارند، بلکه قانون‌شکنان ساکنان آلونک‌هایی هستند که فرزندان ایران‌زمین از بد حادثه آن را بنا می‌کنند تا بلکه آنجا برای چند صباحی پناه گیرند؛ آلونک‌هایی که تخریب‌کنندگان آن بی‌تردید حتی برای ثانیه‌ای نمی‌توانند در آن زندگی کنند.
جهان کوچک شده است، به راحتی نمی‌توان هر ظلم یا هر قانون‌شکنی را در هر جایی روا داشت و هر آلونکی را با هر قساوتی به بهانه این‌که قانون‌شکنی شده است، ویران ساخت.
آن آلونک زن بندرعباسی آنجا بنا نمی‌شد اگر او و فرزندانش به عنوان یک شهروند و یک ایرانی حق زیست برابر با مدیران و آقازاده‌ها را داشتند. شک نباید کرد آلونک آن بانوی بندرعباسی یا کرمانشاهی و هزاران هزار آلونک دیگر در خوزستان و سیستان و بلوچستان و کرمان و تهران و دیگر نقاط ایران، نتیجه زمین‌خواری‌ها، اختلاس‌ها، رانت‌های میلیاردی، پولشویی‌ها و قانون‌گریزی‌ها است. تا زمانی که چشم قانون! آن آلونک‌ها را می‌بیند، سازندگان کاخ‌ها می‌توانند به راحتی ارتفاع بناهای خود را بالا ببرند و بی‌هیچ دغدغه‌ای زمین‌ها را با امضای قانون به نام خود سند بزنند. تا زمانی که قانون! حقی برای شهروندانی چون آن بانوی بندرعباسی قائل نیست، هر نقطه دیگری از ایران می‌تواند باز هم کانون چنین خبرهایی باشد؛ خبری که در جهان کوچک امروز در کمتر از ثانیه‌ای ما را نام‌آور خواهد ساخت!