هویت شهروندی، ضرورتی برای جامعه ایران
- شناسه خبر: 7591
- بازدید : 1,890
- نویسنده: فاطمه فاضلی

مسعد سلیتی
وکیل دادگستری
جامعهٔ ایران یکی از متنوعترین جوامع جهان از منظر قومی، زبانی، دینی و فرهنگی است. در عین حال، طی یک قرن اخیر، دو گفتمان مسلطِ «ناسیونالیسم ایرانیگرا» (با تأکید بر هویت پیشااسلامی و یکسانانگاری فرهنگی) و «اسلامگرایی سیاسی» (با تأکید بر هویت دینی–انقلابی و تقدم آن بر سایر تعلقات) تلاش کردهاند هویت شهروندان را در قالب یک «هویت واحد و انحصاری» تعریف کنند.
نتیجهٔ این رقابت دوگانه، نه تنها حاشیهرانی گروههای قومی، اقلیتهای دینی، زنان، جوانان و جریانهای فکری غیرهمسو انجامیده، بلکه زمینهساز دوقطبیسازیهای خطرناک نژادی، فرقهای و ایدئولوژیک نیز شده است.
در برابر این دوگانهسازیها، مفهوم «هویت شهروندی چندلایه» میتواند چارچوبی فراگیر، انعطافپذیر و ضدتبعیض که ازسوی جریان انسان گرای شهروندی پیشنهاد میشود و فرد خود را در درجهٔ اول بهعنوان یک «انسان آزاد و برابر» میشناسد که حقوق و کرامت انسانیاش مقدم بر هر تعلق قومی، دینی، زبانی یا جناحی است، اما همزمان این لایههای هویتی را حذف یا سرکوب نمیکند، بلکه آنها را در یک سلسلهمراتبندی دموکراتیک و غیرسلسلسلهمراتبی جای میدهد.
هویت شهروندی چندلایه یعنی فرد ابتدا خود را بهعنوان یک انسان آزاد و دارای حقوق برابر (لایهٔ شهروندی-انسانی) درک کند و سپس لایههای دیگر هویتی خود (قومی، دینی، جنسیتی، محلی، سیاسی، طبقاتی و…) را بهعنوان بخشهای مکمل و نه متعارض ببیند.
۱. لایهٔ پایه و غیرقابل مذاکره: انسانبودن و شهروند آزاد و برابر بودن (حقوق بشر، آزادی بیان، برابری حقوقی بدون تبعیض.)
۲. لایههای بعدی (قابل همزیستی و همافزایی): تعلق قومی و زبانی (فارس، کرد، ترک، بلوچ، عرب، گیلک و …) تعلق دینی و مذهبی (شیعه، سنی، زرتشتی، مندانی، مسیحی، یهودی و…) تعلق فرهنگی و سبک زندگی مدرن یا سنتی تعلق سیاسی و ایدئولوژیک (انسان گرا، چپ، لیبرال، محافظهکار، فمینیست و …) این لایهها نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در نسبت مکمل و همافزا قرار میگیرند. هیچکدام حق انحصار یا سلطه بر دیگری را ندارند.
هویت شهروندی چندلایه نه یک آرمان دستنیافتنی، بلکه یک ضرورت برای کشوری است که تنوع، جوهرهٔ تاریخی آن بوده است. ما نیازی به انتخاب میان «ایرانیبودن» و «مذهبی بودن» یا میان «فارسیبودن» و «تورک/کورد/عرب/بلوچبودن» نداریم.
میتوانیم همزمان همهٔ اینها باشیم، به شرط آنکه هیچکدام را به قیمت حذف دیگری تمام نکنیم. ایران آینده فقط زمانی پایدار و مرفه خواهد بود که هر شهروند بتواند با افتخار بگوید: من انسان آزادم، شهروند ایرانم،بلوچم/کوردم/تورکم/فارسم/عربم/لورم،و… شیعهام/سنیام/مسیحیم/یهودیم، و… که هیچکدام از اینها دیگری را نفی نمیکند. این، همان هویت چندلایهای است؛ هویتی که بهجای ترساندن ما از یکدیگر، ما را به هم پیوند میدهد.








