*از نقض قاعده تا فروپاشی نظم؛ ترامپ و احیای منطق دیکتاتوری پس از یک قرن!*
- شناسه خبر: 8936
- بازدید : 255
- نویسنده: فاطمه فاضلی

یاسین احمدی فرد
فعال رسانهای
یک قرن پس از سقوط هیتلر، جهان بار دیگر با خطری مواجه است که نه از دل لشکرکشی کلاسیک، بلکه از بطن بیپروایی قدرت و تحقیر قواعد بینالمللی سر برمیآورد. اقدام خلاف قواعد آمرهی حقوق بینالملل در ربودن یا تلاش برای ربودن رئیسجمهور قانونی یک کشور مستقل—نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا—نه صرفاً یک تخلف موردی، بلکه آزمونی خطرناک برای نظم جهانی است؛ آزمونی که اگر با سکوت، بیتفاوتی یا توجیه سایر دولتها همراه شود، بهسرعت به رویهای ویرانگر بدل خواهد شد.
اقتدارگرایی قرن بیستویکم، برخلاف فاشیسم کلاسیک، الزاماً به ایدئولوژی منسجم یا کودتای نظامی متکی نیست؛ به غرورِ قدرتِ بیمهار تکیه میکند. وقتی دولتی خود را فراتر از قواعد بداند، اصل حاکمیت دولتها، منع توسل به زور، و مصونیت مقامات عالیرتبه را به سخره بگیرد، در واقع پیام روشنی میفرستد: «قانون، ابزاری است برای دیگران، نه برای ما». این همان منطقی است که یک قرن پیش، جهان را به ورطهی فاجعه کشاند. ترامپ هیتلر نیست؛ اما منطق رفتارش میتواند همان مسیر را هموار کند. دیکتاتوری امروز نه با یونیفرم قهوهای، که با زبان «امنیت»، «مصلحت» و «استثنا» بازمیگردد.
ربودن یا تلاش برای حذف فیزیکی یا حقوقیِ رهبران منتخب—فارغ از قضاوت سیاسی دربارهی آنان—ضربهای مستقیم به اعتماد ملتها به دموکراسی و به غرور ملی جوامع است. پیامی که میگوید رأی مردم، در برابر ارادهی قدرتهای بزرگ، ارزشی ندارد. خطر بزرگتر در تسریع سرایت این رفتار است. اگر امروز ونزوئلا، فردا کدام کشور؟ اگر این اقدام محکوم نشود، فردا چه دولتی به خود اجازه میدهد همین منطق را علیه رقیب یا دشمن سیاسیاش به کار گیرد؟ سکوت جامعهی جهانی، نه بیطرفی، بلکه همدستی منفعلانه در تخریب نظم حقوقی بینالمللی است.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری بر لبهی بیثباتی ایستاده است. تداوم این رویهها، بیاعتنایی به قواعد، و عادیسازی نقض حاکمیت کشورها، میتواند زنجیرهای از واکنشها و منازعات را فعال کند که نهایت آن، نه «بازدارندگی»، بلکه لغزش بهسوی جنگی جهانی خواهد بود؛ جنگی که اینبار، نه از یک جبهه، بلکه از فروپاشی اعتماد متقابل میان ملتها زاده میشود.
تاریخ هشدار داده است: وقتی قانون تحقیر شود، قدرت بیپروا میشود؛ و وقتی قدرت بیپروا شود، فاجعه دیر یا زود فرا میرسد. امروز، محکومکردن صریح چنین اقداماتی، نه دفاع از یک دولت یا یک فرد، بلکه دفاع از اصل بقای نظم جهانی و کرامت ملتهاست. فردا، شاید برای این دفاع، بسیار دیر باشد








