سورپرایز اکتبر ترامپ ایران خواهد بود؟
محسن رفیق (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1521

زنان ایرانی و شکاف جنسیتی

زهرا بختیاری (فعال سیاسی اجتماعی )
با نگاهی به وضعیت زنان در ساختار سیاسی اجتماعی کشور با این‌که نیمی از جمعیت کشور را شامل می‌شوند، ولی در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی حضوری بسیار کمرنگ دارند. این کمرنگی ناخواسته، از طرف زنان نه به‌واسطه عدم توانایی آنان در این حوزه بلکه به دلیل نبود زیرساخت‌های مناسب از طرفی و غلبه فرهنگ مردسالاری در نگاه مدیریتی تحمیل شده بر کشور است. این مسئله، ایران را در فهرست یکی از بالاترین کشورها به لحاظ شکاف جنسیتی در حوزه سیاسی و اقتصادی قرار داده است. بر اساس گزارش مشترک اتحادیه بین پارلمانی و کمیته زنان سازمان ملل در سال 2017، ایران (با احتساب شمار 17 نماینده در مجلس) از نظر تصدی زنان در پارلمان در میان 193 کشور دنیا، در رتبه 177 قرار دارد. در این گزارش، از نظر حضور زنان در دستگاه اجرایی هم رتبه صدوسی‌نهم به کشورمان تعلق گرفته است. و این در حالیست که زنان به رغم تلاش‌های 40ساله و افزایش توانمندی‌ها، هنوز سهم بسیار اندکی از سطوح مدیریت کلان کشور را در اختیار دارند. این گروه توانمند عملا از ورود به بسیاری از حوزه‌های سیاسی و قضایی محروم شده‌اند. نهادهای کلان قدرت از جمله، ریاست جمهوری، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، خبرگان رهبری، شورای عالی انقلاب فرهنگی و... در انحصار مردان است. بخشی از ساختار قدرت در مقابل ورود زنان به سطوح خردتر و مدیریت میانی عرصه سیاست‌ورزی هم از خود مقاومت نشان می‌دهد. زنان امروز بخش بزرگی از جامعه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را تشکیل می‌دهند. امروز این گروه به خاطر گسترش آموزش عالی، افزایش آگاهی، مهارت و تخصص، از توانمندی‌های گسترده‌ای در حوزه‌های فردی و اجتماعی برخوردار شده است و متناسب با توانمندی‌هایش، ورود به عرصه کنشگری سیاسی را مطالبه می‌کند. این سرمایه انسانی عظیم، اما برای ورود به عرصه سیاسی، با چالش‌ها و موانع گسترده‌ای مواجه است؛ موانعی که طیف وسیعی از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، عرفی، ساختاری، سیاسی و... را در بر می‌گیرد. این در حالی است که دست‌یابی به توسعه پایدار به عنوان انتخاب ناگزیر کشورها در مسیر رشد و پیشرفت، بدون حضور و مشارکت فعال زنان در ساحت‌های مختلف حیات جمعی از جمله عرصه سیاسی حاصل نخواهد شد. بر این مبنا بهبود وضعیت مشارکت زنان برای دستیابی به توسعه سیاسی و اقتصادی لازم و ضروری است. لذا برای محقق شدن مشارکت سیاسی زنان به صورت واقعی مقدماتی لازم است و عزم جدی مسئولین خصوصا دولت محترم، معاونت امور زنان ریاست جمهوری، فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی و احزاب سیاسی و تشکیل بنیاد ملی زنان نخبه و...را می‌طلبد. متاسفانه در تمامی وزارت‌خانه‌ها و استانداری‌ها و فرمانداری‌های سراسر کشور یک معاونت به عنوان معاونت امور زنان و بعضا مشاور امور زنان ایجاد شده که این خود نگاهی تقلیل‌گرایانه به اهمیت و نقش زنان در توسعه کشور است. سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که مسئولین ارشد نظام چه نگاهی به زنان دارند؟! آیا به عنوان یک انسان همانند مرد و با حقوقی برابر و انسانی می‌نگرند و یا به عنوان جنس مخالف که قابلیت کسب مسئولیت‌های اجرایی و سیاسی–اقتصادی را ندارد و همواره باید توسط مردان به عنوان قیم آن‌ها، نگاهی از بالا به پایین به آن‌ها انداخته شود؟! اکنون که بیش از 40 سال از انقلاب و استقرار نظام می‌گذرد لازم است با بازنگری در قانون و شیوه اداری و مدیریتی کشور تکلیف بعضی از موضوعات از قبیل تعریف رجل سیاسی جایگاه زنان و برخورداری از حقوق سیاسی و اساسی زنان مشخص و زمینه مشارکت هرچه بیشتر آنان در ساختار مدیریتی کشور مشخص شود.