جمهوری اسلامی و طوفان مدرنیسم
حسن جعفریانی (عضو هیات علمی دانشگاه)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1516

در «پروانه» تماشاچی نباشید

روناک جعفری: اثر «پروانه»، نام اثری اکسپریمنتال است که اخیراً در خانه نمایش دا اجرا شد. مرجان هاشمی، فیلمساز و گیلدا کیوانی نقاش و گرافیست، اجراگران این پرفورمنس بودند. اثر پروانه‌ای همانطور که از اسمش پیداست از ایده معروف تاثیر و تاثرات علت و معلولی وام گرفته است. بدین معنی که کوچکترین اتفاقات حتی بال‌زدن یک پروانه در نقطه‌ای می‌تواند باعث پیدایش یک طوفان شود. هنرمندان با هوشمندی تمام توانسته‌اند بستری را روی صحنه اجرا کنند که تمام قد، زمانه و جامعه خود است. تاکید اصلی این اجرا بر فعال‌کردن مخاطبان در روند اتفاقات است.
از بدو ورود به صحنه اجرا، اجراگر سفید با بستن پیله‌های سفید به مچ دست مخاطبان آنها را در اثر سهیم می‌کند، این صرفاً نوعی سهیم‌شدن فیزیکی نیست، بلکه نوعی به اشتراک گذاشتن عاطفی و روحی هم هست. بعد از دقایقی از شروع اجرا، اتفاقی بسیار غافل‌گیرکننده می‌افتد؛ یکی از تماشاچیان که قبلاً از بسته‌شدن مچ دستش توسط پیله سفید سرباز زده بود، وارد صحنه می‌شود و جلوی اتفاق خشونت‌بار روی صحنه می‌ایستد. کم‌کم تمام تماشاگران درگیر اجرا شده و هر یک به نوعی در مقابل اتفاق روی صحنه واکنش نشان می‌دهند.
اثر «پروانه» با مشتعل‌کردن کبریتی، آتشی بزرگ خلق می‌کند، چرا که تماشاچیان آماده اشتعال‌اند و طراحان اثر از میزان واکنش غافل‌گیر می‌شوند و این به راستی حقیقت پرفورمنس آرت است، زیرا که در آن هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست. هدف اثر این است که به مخاطب بگوید که تماشاچی نباشیم. مخاطب ایرانی شاید که عادت کرده به بی‌تفاوت بودن، ولی در این اجرا، تماشاگر تبدیل به عنصری سازنده‌تر از یک تماشاگر معمولی می‌شود و این کلید موفقیت اثر «پروانه» است؛ هر تماشاگر یک پرفورمر است. از یک نقطه به بعد در اجرا، مرز واقعیت و نمایش از میان برداشته می‌شود، بدین معنی که نمی‌دانیم آیا مخاطبان از آزادی‌خواه سفید دفاع می‌کنند یا از شخص اجراگر، و این رسالت نمایش است: ایجاد کاتارسیس در وجود مخاطبان.
نکته دیگری که اثر «پروانه» را قابل تأمل می‌کند، این است که هر کدام از تماشاگرها برروی صحنه، خودشان را بازی می‌کنند؛ افرادی که در زندگی شخصی و اجتماعی بیشتر مورد سرکوب واقع شده‌اند، بیشتر واکنش نشان می‌دهند و کسانی که در زندگی عادی منفعل هستند، در اینجا هم تماشاگر باقی می‌مانند. شاید همین نکته باعث شد که طراحان اثر «پروانه» به منظور انجام تحقیقی مردم‌شناسانه تصمیم گرفتند که این اثر را در کشورهای دیگر نیز اجرا کنند. آیا همین اتفاقی که در تهران در حین اجرا افتاد در کشورهای دیگر جهان نیز می‌افتد؟ اگر بله، با چه کیفیتی و اگر خیر، به چه دلیل؟ باید منتظر بود و دید ...