جامعه ایرانی میانه یک دوئل سیاسی
مهدی روزبهانی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1455

در گفت‌وگو با دكتر فرانک مسیح‌پور، دكتراى جامعه‌شناسى جنسيت با تخصص فرهنگ بصرى مد، و طراح لباس، بررسی شد

مسئولیت اخلاقی تولیدکنندگان و طراحان مد و پوشاک

همدلی| جهان در بحرانی عجیب برای بسیاری از مشاغل و صنایع به سر می‌برد. در ماه‌های سپری شده به علت کرونا، صنعت پوشاک به عنوان یک صنعت مطرح و قدرتمند با مشکلات جدّی ‌روبه‌رو شده است. زنجیره جهانی این صنعت مُد به دلیل تعطیلی فروشگاه‌های بزرگ، اخلال در فروش اینترنتی و مشکلات حمل و نقل در تحویل کالای سفارش داده شده، دچار اختلال شده است. خانم دکتر «فرانک مسیح‌پور»، طراح ایرانی ساکن آلمان، در این باره گفت‌وگویی انجام داده که خلاصه‌ای از ترجمه آن ارائه می‌شود.

گردش مالی 3 تریلیون دلاری صنعت پوشاک

این فعال صنعت پوشاک با اشاره به آلایندگی بالای این صنعت برای ‌محیط‌زیست گفت: شاید موضوعی که واضح نباشد این است که صنعت پوشاک دومین بزرگترین آلاینده کره زمین و سرشار از نقض حقوق بشر، بردگی، نابرابری جنسیتی و به کار گرفتن کودکان است. اگر چه صنعت پوشش دارای انحصار بهره‌کشی از نیروی کار و تولید آلاینده نیست، امّا در این موارد سهم عمده‌ای دارد. گردش مالی این صنعت در جهان، سالانه بالغ بر 3 تریلیون دلار برآورد می‌شود.
به عبارتی سالانه 400 دلار به ازای هر انسان روی کره زمین. این در حالی است که میانگین سالانه بودجه جهانی برای ‌محیط‌زیست کمتر از 40 سنت بابت هر نفر است. به بیان دیگر، بودجه جهانی تولید لباس بیش از 1000 برابر بودجه جهانی حفاظت از ‌محیط‌زیست است.

بی‎عدالتی در پشت پرده صنعت تولید لباس

مسیح‌پور به بی‌عدالتی‌های پشت پرده این صنعت نیز اشاره کرد و گفت: تنها حدود 7درصد در اروپا و 3درصد در امریکا از آنچه مردم می‌خرند و می‌پوشند، در خود این کشورها تولید می‌شود. این کشورها، کار تولید را، از طریق شرکت‌های واسطه، به کشورهایی واگذار کرده‌‌اند که در آنها نیروی کار ارزان، بدون رعایت ضوابط کاری بوده و ضمن پرداخت کمترین دستمزد، کارگران از هیچ حمایت قانونی برخوردار نیستند. در آمد یک روز مدیر عامل یک بِرند مشهور، برابر با درآمد 4 سال یک کارگر امریکایی و معادل درآمد یک کارگر بنگلادشی در تمام طول عمرش است.

ضرورت آگاهی‌بخشی به مشتری

فرانک ‌‌مسیح‌پور در بخش دیگری از این ‌‌گفت‌وگو به لزوم آگاهی‌بخشی به مشتری نسبت به محصولی که استفاده می‌کند اشاره کرد وگفت: ما می‌توانیم به طرز عجیبی خودمان را از چگونگی تولید لباس‌مان جدا کنیم. متاسفانه بیشتر ما آگاهی‌مان از روش تولید تخم مرغی که می‌خریم، و شرایط نگهداری مرغ‌ها، بیشتر از آن است که بدانیم لباس‌هایی که می‌خریم، توسط چه کسانی تولید می‌شوند و این که آیا با آنان انسانی و منصفانه رفتار شده است یا خیر.
وی افزود: در سال 2013 ریزش یک کارخانه تولید پوشاک در بنگلادش موجب کشته شدن بیش از 1000 کارگر شد.
این یکی از بزرگ‌ترین تراژدی‌های تاریخ این صنعت بود. تنها طی چهار سال گذشته، تعداد زیادی از حوادث مشابه اتفاق افتاده و منجر به مرگ هزاران زن و مرد و کودک شده است.

بهره‌کشی، مبنای صنعت پوشاک

این فعال صنعت مد و پوشاک، ‌‌بهره‌کشی را مبنای این صنعت بزرگ توصیف کرده و به تقبیح آن پرداخت وگفت: در این زمان، یعنی حدودا 7 سال پیش، من به عنوان طراح و مصرف کننده لباس، کمدی پر از لباس‌هایی داشتم که توسط کارگران برده در محیط‌های غیر استاندارد تولید شده بود.
شکاف بزرگی بود بین آن گونه که سعی می‌کردم زندگی کنم، و آنچه که در کمد لباسم می‌دیدم. علاوه بر این، ادامه حیات برند لباس خودم که تازه داشت پا می‌گرفت، در بسیاری موارد با ارزش‌های اخلاقی خودم در تعارض بود. روشن بود که ساختار صنعت بر مبنای ‌‌بهره‌کشی برای سود حداکثری است، و حقوق کارگر، حفاظت از ‌محیط‌زیست و مفاهیمی از این دست درمیان چرخ‌دنده‌های آن محکوم به فناست.
من احساس گناه می‌کردم، و این طبیعی و به حق بود و به من کمک کرد تا نگاهم را به ابعاد پوشیده صنعت پوشاک معطوف کنم.
این طراح لباس ایرانی با تخطئه این نگاه که صنعت پوشاک نمی‌تواند با رعایت ‌محیط‌زیست و همچنین توجه به کارگران شاغل در آن به رشد خود ادامه دهد، گفت: رعایت اخلاق در بهره‌گیری از منابع و ایجاد شرایط استاندارد در

محیط کاری نه غیر ضروری‌ست و نه ویژه.

این یک مسئولیت انسانی است که باید همه به آن عمل کنیم. باید به رعایت اخلاق در تولید به عنوان یک وظیفه نگریست، نه کاری فوق‌العاده، یا با منّت.
باید به جای بزرگ‌نمایی برندهایی که کالای مسئولانه، اخلاقی و پایدار تولید می‌کنند، برندهایی را که چنین نمی‌کنند زیر سوال ببریم و با پرهیز از مصرف کالاهایی از این دست، خواستار تغییر عملکرد تولیدکنندگان‌شان شویم.
تولیدکنندگان کالاهایی که نیروی کار را استثمار می‌کنند، آب‌ها را آلوده کرده و امروز به تولید کالایی می‌پردازند که زباله‌های فردا هستند که با ابژه‌سازی زنان و ایجاد احساس کمبود در آنها، به سوی مصرف‌گرایی سیری‌ناپذیری سوق‌شان می‌دهند که تضمین‌کننده ادامه حیات این سیستم استثمارگر سرمایه‌داری است.
وی افزود: تولید کالا با شیوه اخلاقی و حفظ ‌محیط‌زیست، نه تنها امری فوق‌العاده محسوب نمی‌شود، بلکه یک وظیفه و مسئولیّت بوده و حق اساسی همه ماست که بدانیم آنچه را که می‌پوشیم با حفظ کرامت انسان، و نه به قیمت رنج دیگر انسان‌ها، تولید شده است.
ناگفته نماند که به زودی با تخریب شدید اکوسیستم و ویرانی ‌محیط‌زیست، نه تنها نیروی کار تحت ستم و مورد استثمار سرمایه‌داری، بلکه کل کره زمین قربانی این سیستم فاسد خواهد شد.
‌‌مسیح‌پور با توصیف نسبت انسان و لباسی که می‌پوشد گفت: معمولاً، لباسی که می‌پوشیم تا حد زیادی بیانگر چیستی ماست. لباس به ما هویّت می‌بخشد و ما نیز در یک تعامل دوجانبه به لباس هویّت می‌دهیم. از یک سو فرصتی است برای بیان خودمان و از دیگر سو، راهی برای همسان‌سازی خودمان با جامعه و فرهنگ‌مان است. ما از پوشش به عنوان ابزاری برای دریافت تایید، تحسین و اعتبار از دیگران و همچنین بیان بصری درونیات خودمان استفاده می‌کنیم. به اعتقاد من، پوشش و مُد، زمانی در بیشترین ارزش و قدرت جلوه می‌کند که نشان دهد ما در درون کیستیم و به چه ارزش‌هایی پایبندیم. پوشش می‌تواند زینت‌بخش یک زندگی متعادل، که در آن همه چیز درست و به‌جاست باشد، اما خود به تنهایی نمی‌تواند اصل تلقی شود. مطالعات نشان می‌دهد که داشتن چیزهای بیشتر لزوما باعث احساس شادمانی یا خوشبختی نمی‌شود.

مینی‌مالیست‌ها، زیبایی را در مختصر بودن و کم‌گرایی می‌دانند ‌

مسیح‌پور که از فعالان جنبش مینی‌مالیسم در صنعت پوشاک است، در توضیح این مفهوم می‌گوید: مینی‌مالیسم به معنی کنترل کردن و آگاه بودن از اشیایی است که به آنها اجازه ورود به زندگی‌مان می‌دهیم. به معنای زندگی کردن برای اندوختن تجربه‌هاست، نه مالکیت اشیا، و از همه مهم‌تر تمرکز بر کیفیت نه کمیت. نباید فراموش کنیم که این تولید انبوه(کمیت) است که در واقع خوراک اصلی هیولای صنعت شده و فست‌فشن را به سمت هر چه بالاتر بردن سرعت تولید پیش می‌برد.
ما روز به روز چیزهای بیشتری می‌خریم و کمتر و کمتر از آن‌ها مراقبت می‌کنیم و به راحتی آن‌ها را دور می‌ریزیم. حال آنکه بازگشت‌شان به چرخه طبیعت ده‌ها و شاید صد‌ها سال زمان خواهد برد. پایین آوردن سطح تقاضا، خواستار شدن کالای پایدار از تولید کنندگان، و نگهداری و استفاده درست از کالای خریده شده، گام‌های اصلی به سوی فرهنگ مصرف درست و تغییر عملکرد ساختار کنونی هستند.
فرانک ‌‌مسیح‌پور در بخش دیگری از این ‌‌گفت‌وگو با اشاره به لزوم شیوه اخلاقی تولید در صنعت گفت:هم اکنون همه ما بخشی از سیستم موجود هستیم؛ سیستمی که با تحمیق و بازی دادن انسان‌ها ادامه حیات می‌دهد، و این با آنچه آزادی را برای ما تعریف کرده‌‌اند، در تناقض است.
آزادی یک فرد نباید به قیمت فقر و بردگی دیگری تامین شود. این روش تبعیض‌آمیز و غیرانسانی است.ایمانوئل کانت؛ فیلسوف آلمانی معتقد است که «مرز آزادی شما جایی پایان می‌یابد که آزادی دیگران آغاز می‌شود.»
این یک تفکر غلط و نوعی سوءبرداشت از موضوع است که خرید کالای با کیفیت و اخلاقی، و پرداخت مبلغ بیشتر، از خودگذشتگی است.
چنین نیست! انجام کار درست از خودگذشتگی به حساب نمی‌آید. در واقع گزینه‌ای جز کالای پایدار نباید در قفسه‌ها وجود داشته باشد. این فرهنگ میان‌بری است برای تمرکز بر آنچه به راستی در زندگی اهمیت دارد. همانطور که فردریک هگل گفته«آزادی واقعی رسیدن به درک ضرورت‌هاست.»
وی افزود: روزا لوگزامبورگ، فیلسوف لهستانی-آلمانی، بر این باور است که «آزادی از آن کسانی است که به گونه‌ای دیگر فکر می‌کنند.» من، طراحان و مصرف‌کنندگان را تشویق می‌کنم که متفاوت بیندیشند.
این‌که ساختار در حال حاضر این چنین است به این معنا نیست که باید تا ابد همین‌طور بماند. این‌که ما بیشتر کالاها را از سر نیاز نمی‌خریم به این معناست که قدرت انتخاب داریم، و این نه تنها یک نعمت و امتیازی است که از آن برخورداریم بلکه یک وظیفه و مسئولیت بزرگ بر گردن ما است.