جامعه ایرانی میانه یک دوئل سیاسی
مهدی روزبهانی (روزنامه‌نگار)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1455

استقلال؛ شالوده کانون وکلا

علی‌رضا کریمی لاریمی ( استاد دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری)
استقلال در پارسی به معنای خودگردانی، خوداتکایی و خودایستایی تعریف شده است. در معنای عام و بسیط آن هم به معنای بازتاب حاکمیت ملی در بعد روابط خارجی دولت‌هاست. چه بسیار کشورها که سالیان متمادی مستعمره دولت‌های قدرتمند بوده و با گذشت زمان مدیدی به استقلال نسبی دست یافته‌‌اند.
وکالت و مقوله دفاع نیز با تصویب «آیین نامه استقلال کانون وکلا» با همت و حمیت حقوقدان آن زمان دکتر محمد مصدق (سال۱۳۳۴) عملا یک شخصیت حقوقی مستقل از دستگاه قضا و دیگر قوا را به دست آورد و به عبارت ساده‌تر از امر و نهی‌های بیرون از مجموعه مصونیت یافت و این آیین‌نامه تاکنون به قوت خود و به نحو مستحکمی استمرار یافته است.
بی‌تردید هر قانون و آیین‌نامه‌ای بعد از گذشت زمان طولانی نیاز به بازنگری دارد که حتی در ضعیف‌ترین کشورهای جهان سوم نیز پذیرفته شده است اما این‌که بعد از گذشت مدت زمان طولانی مرجعی غیر از کانون وکلا درصدد اصلاح آن باشد آن هم به روش و کیفیت تدبیر خود و نه کانون وکلا، امری‌ست علیحده که جای بسی تامل و بحث دارد.
اگر به ۱۹۸ ماده پیشنهادی آیین‌نامه قوه قضائیه توجه کنیم، معلوم خواهد شد که بیش از۹۰درصد مواد پیشنهادی در واقع همان آیین‌نامه تدوین شده در سال ۱۳۳۴ است و مواد ۴۰ لغایت۴۹ و چند ماده دیگر (با تدارک شورای عالی هماهنگی) عملا سیاست‌های کلان امور کانون به افرادی چون دادستان کل کشور، معاون حقوقی قوه قضائیه، رئیس شعبه اول دادگاه عالی انتظامی قضات و... واگذار شده است و این امر بدان معناست که استقلال داخلی و بیرونی کانون از حیطه مدیریت وکلا خارج شده است. اکنون زمان آن است که وکلا با تعامل متعارف با قوه قضائیه و با تمام تلاش سعی کنند مواد فوق را به نحو مطلوب اصلاح کرده تا استقلال کانون دستخوش تعدی نشود.