مجلس یازدهم و پایان «نامحمود» احمدی‌نژاد
فضل‌اله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

1453

ضرورت گفت‌وگوی ملی برای حل بحران‌ها

محسن صنیعی (عضو هیات علمی دانشگاه)
نامه آیت‌اله موسوی خوئینی‌ها به مقام معظم رهبری، بازتاب‌های زیادی در فضای رسانه‌‌ای اعم از جامعه اصول‌گرایان، فضای عمومی و حتی در میان بعضی از شخصیت‌های رسانه‌‌ای نزدیک به اصلاح‌طلبان داشته است. بسیاری از اصول‌گرایان از آقای موسوی خوئینی‌ها پرسیده‌اند که شما و هم‌جناحی‌هایتان در طول سال‌های پس از انقلاب دارای سمت‌های مختلف بوده‌اید و دولت آقایان موسوی، ‌هاشمی رفسنجانی، خاتمی و روحانی را بر عهده داشته‌اند، پس خود شما باید پاسخگو باشید به جای این که به اشتباه، عامل مشکلات را به سمت دیگری انتقال دهید. دکتر زیباکلام شخصیت سیاسی، دانشگاهی و رسانه‌‌ای نزدیک به اصلاح‌طلبان نیز در واکنش به این نامه گفته است که اگر قرار باشد در دادگاهی متهمان به وجودآمدن وضع کنونی احضار شوند، نخستین فردی که باید در آن دادگاه حاضر و محاکمه شود خود آقای موسوی خوئینی‌هاست. از نظر زیباکلام او «بخشی از گفتمان انقلاب که برگزاری انتخابات آزاد، نبود زندانیان سیاسی، برگزاری آزاد تجمعات و از این دست معیار‌های آزاداندیشانه بود را نابود کرد.» از همین‌رو از موسوی خوئینی‌ها می‌پرسد«آیا شما در به وجود‌آمدن شرایط امروز هیچ نقشی نداشتی؟» زیباکلام معتقد است که او «با متهم کردن دیگران سعی می‌کند بار مسئولیت را از گردن خود وانهد و کاری کند که مردم فراموش کنند که عامل تحریف گفتمان انقلاب خود او بوده است.» این که هر کس باید نسبت به کرده‌های خود مسئول و پاسخگو باشد سخن درستی است که در این بین آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها مستثنی نیست. بلکه همه کسانی که در سیاست‌گذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، اجرا و نیز شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی موجود تاثیرگذار بوده‌اند، نیز دارای مسئولیت هستند و باید پاسخگو باشند. مثلا اگر از دهه اول انقلاب که کشور در اوج مشکلات جنگ و ابتدای انقلاب و رویارویی با دشمنان داخلی و خارجی بود بگذریم، دولت سازندگی مرحوم آیت‌الله ‌هاشمی، دولت اصلاحات آقای خاتمی، دولت آقای احمدی‌نژاد و همین اینک دولت آقای روحانی و نیز مجالس اصول‌گرای چهارم تا یازدهم به جز مجلس ششم، مجمع تشخیص مصلحت نظام که تقریبا ترکیب آن از همان ابتدا تاکنون، ترکیبی یکدست بوده است و وظیفه سیاست‌گذاری کلان و طراحی برنامه‌های بلندمدت را برعهده داشته است و اخیرا وظیفه نظارت بر سیاست‌های کلان را نیز به حوزه وظایف مجمع افزوده شده است و نیز مجالس خبرگان و دوره‌های مختلف قوه قضائیه، می‌توانند مدعی باشند که در شرایط موجود بی‌تاثیر بوده‌اند؟ آیا نسبت به سهم خود در شرایط موجود، نباید پاسخگو باشند؟
اما نکته اساسی که الان وجود دارد این است که آیا بازخواست از عاملین شرایط موجود، چه اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب، تغییری در شرایط موجود ایجاد می‌کند؟ آیا می‌تواند بحران‌های موجود اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را تسکین ببخشد؟ آیا بحران تورم و نقدینگی بسیار بالا، کسری بودجه بسیار بالای دولت، بیکاری و رکود در صنعت، ناکارآمدی دولت و ناامیدی مردم از دولت و مجلس و دستگاه‌های نظام را که سبب ثبت رکورد بالاترین عدم مشارکت در انتخابات مجلس یازدهم، شد، جبران می‌کند؟ همه در این که شرایط مناسب نیست، معترفند. آن چه امروز مهم است این است که به این باور برسیم که همه ما ایرانیان در یک کشتی قرار داریم و دریا سخت طوفانی است. شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی حاکم بر کشور نشان دهنده وجود ابربحران‌های حاکم بر کشور است.
در مقابل این شرایط، چه باید کرد؟ یک راه تداوم سیاست‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود است که نتیجه آن، ادامه شرایط بحرانی موجود بدون امید به هرگونه بهبودی و شاید بر عکس، ایجاد شرایط بسیار بحرانی‌تر است.
راه دیگر این است که این بحران‌ها را به رسمیت بشناسیم و برای حل این بحران‌ها، همه نخبگان جامعه از همه سلیقه‌های سیاسی به خدمت گرفته شوند تا بتوان شرایط را به سمت رضایت‌مندی و رفاه مردم، بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، هدایت کرد.