دوم خرداد و دیگی که برای «ما» نجوشد
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر
1427

اصلاحات و رقیبانش

محمدرضا کدیور (پژوهشگر)
روزهایی هستند که می‌توان تاریخ یک مرز و بوم را بر اساس آنها به دو بخش تقسیم کرد؛ سال‌ها و دهه‌های پیش از آن و سال‌ها و دهه‌های پس از آن. دوم خرداد سال ۷۶ نه تنها برای تاریخ جمهوری اسلامی، بلکه برای تاریخ ایران یکی از همان روزهای خاص و سرنوشت‌ساز محسوب می‌شود. از این روست که همه ساله با فرا رسیدن دوم خرداد، از منظرهای مختلف بدان پرداخته می‌شود: بیان خاطرات، دلایل پیروزی سیدمحمد خاتمی، بازخوانی گفتمان اصلاحات، بررسی دلایل شکست جریان اصلاح‌طلبی و ...
در حوزه دلایل شکست اصلاح‌طلبان و کم فروغ شدن اصلاحات در سال‌های آغازین دهه ۸۰، خوشبختانه سال‌هاست که نقد درون جبهه‌ای رونق گرفته است. این نقد می‌تواند به بازسازی گفتمان اصلاحات کمک نماید، اما نباید از تحلیل عوامل شکست مبتنی بر واکنش جناح رقیب نیز غفلت کرد. در واقع شکست‌خوردگان در انتخابات، از فردای دوم خرداد با تشکیل اتاق‌های فکر، به مقابله نظری و عملی با آن پرداختند، تا مبادا نهال اصلاحات به درخت تبدیل شود.
نگارنده باور دارد آنها در این زمینه بسیار هوشمندانه ظاهر شدند و موفقیت‌شان در زمین‌گیر کردن اصلاح‌طلبان بر اساس یک برنامه‌ریزی دقیق شکل گرفت. اینکه راهبردها و راهکارهای آنها به چه میزان قانون‌مدار و اخلاق‌محور بود، سخن دیگری است. اتاق‌های فکر جریان رقیب با شناسایی نقاط قوت و ضعف جریان اصلاحات، از یک سو اهرم‌های قدرت اصلاحات را در هم شکستند و از سوی دیگر، بر عمق بخشیدن به نقاط ضعف این جریان پرداختند. قصد دارم در این یادداشت با شناسایی فاکتورهای موفقیت‌زای اصلاح‌طلبان و حاملان پروژه اصلاحات، از تلاش رقیب برای ضربه وارد کردن بر آنها بنویسم.
۱. روزنامه‌ها و مطبوعات: روزنامه‌ها را رکن چهارم دموکراسی می‌دانند. پس از برآمدن خورشید در فردای انتخابات، شاهد افق جدیدی در عرصه روزنامه‌نگاری ایران بودیم. شاید نسل امروز با مشاهده وضع اسف‌بار کنونی در عرصه رسانه‌های کاغذی، نتواند تصور کند که در غیاب فضای مجازی در آن دوره، مطبوعات چه نقش مهمی در روشنگری و پیشبرد پروژه اصلاحات داشتند. تعطیلی فلّه‌ای مطبوعات دوم خردادی برای جلوگیری از همان روند روشنگری بود.
۲. دانشجویان و جنبش دانشجویی: نقش دانشجویان به مانند مطبوعات نبود. روزنامه‌ها پس از دوم خرداد برآمدند (جز روزنامه‌هایی مانند «سلام»)، حال آن که جنبش دانشجویی در پیروزی انتخابات نیز نقش موثری داشت و در ادامه راه، به عنوان مطالبه‌گرانی فعال ظاهر شد که ایستایی در مسیر اصلاحات را بر نمی‌تابید. حوادث تلخ کوی دانشگاه در سال ۷۸، موثرترین واکنش رقیب به جنبش دانشجویی محسوب می‌شود. سرکوب شدید دانشجویان در آن ایام، توان این اهرم قوی را کاست و با احضار مستمر دانشجویان، زوال آن را رقم زد.
۳. مرجعیت شیعی: اعلم مراجع شیعه از قضا، نزدیک‌ترین فرد حوزوی به جریان اصلاحات نیز بود. گرچه برخورد با آیت‌الله منتظری به سال‌های قبل از ۷۶ باز می‌گشت، اما حصر ۵ ساله آن مرحوم، فاصله عمیقی بین مرجعیت شیعه و اصلاحات به‌وجود آورد.
۴. مغز متفکر اصلاحات: همواره نام سعید حجاریان با لقب مغز متفکر اصلاحات گره می‌خورد. رقبا برای کاهش قوه نظریه‌پردازی در جریان اصلاح‌طلبی، متلاشی کردن مغز آن را بدیهی فرض کردند.
۵. وزرای نامدار: کابینه دولت محمد خاتمی را وزیرانی کارآمد شکل دادند، اما در بین آنها، گویا عبدالله نوری و عطاءالله مهاجرانی بیش از بقیه خار چشم رقیب بودند. حذف آنها با برخورد فیزیکی در نماز جمعه آغاز شد و نهایتا یکی را با استیضاح برکنار کردند و دیگری با فشارهای روزافزون مجبور به استعفا شد.
۶. قوه مقننه: موفقیت قوه مجریه در گرو وجود یک مجلس قدرتمند و همسوست. آن‌چه در مجلس ششم دنبال می‌شد، مبتنی بر گفتمان اصلاحات و مطالبات رأی‌دهندگان به دولت دوم خرداد بود. تضعیف این نهاد مهم و کلیدی، از فشار بر نمایندگان برای عدم تصویب برخی لوایح و طرح‌ها آغاز شد و سرانجام به رد صلاحیت آنها در انتخابات مجلس هفتم رسید.
۷. روشنفکران و دگراندیشان: به رسمیت شناختن حق آزادی بیان برای دگراندیشان و بسترسازی جهت انتقال اندیشه‌های روشنفکران، از ویژگی‌های مهم گفتمان اصلاحات بود که می‌توانست در جذب مخاطب و جلب آرای خاکستری، نقش به‌سزایی بازی کند. برخورد با آنها با خشونتی افسارگسیخته در جریان قتل‌های زنجیره‌ای آغاز و پس از کشف آن غدّه سرطانی و هولناک، با روش‌هایی دیگر مانند احضار و زندان ادامه یافت.
سرانجام با تجمیع این هجوم همه‌جانبه، در کنار خطاهای اصلاح‌طلبان، قدرت ارکان کلیدی اصلاحات رو به افول رفت.