خط قرمزهای جدید برای خودمان نسازیم
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

نوروز، جشن مقدس نمایش آغاز خلقت جهان

پیام سلطانی (نویسنده و پژوهشگر)
نوروز تنها واژه‌ای دال بر یک جشن محبوب نیست. نوروز حاوی فلسفه‌ای ناب در باب زیستن است. نوروز بدانسان که از نامش برآید، تمرکزش بر نو شدن و از نو آغاز کردن است. تنها مفهوم پایان تقویمی یک بازه زمانی را یدک نمی‌کشد، بلکه باززایی زیستن را نوید می‌دهد. بر ذهن‌هایمان تلنگر می‌زند که هیچ‌گاه دیر نیست، همواره می‌توان باززاده شد و از نو آغاز کرد، می‌توان هر آنچه کهنه و مندرس است را پشت یک رخداد آیینی قرار داد و با سوروسات جشنی سرشار از شادی و زیبایی، مسیری تازه که با انوار امید مزین شده است، آینده‌ای متعالی‌تر را رقم زد. انسان نیاز دارد هر از گاهی تازه شود، انگیزه‌ای یابد تا انحرافاتش را فراموش کند، اصلا بپندارد که هر آنچه تاکنون زیسته است به پایان رسیده است. لحظه‌ای مقدس نقطه عطفی خواهد بود برای زیستنی نو و متفاوت، فارغ از آنچه تاکنون بوده‌ای و مطلوبت نبوده است. چنین رویکردی هزاران سال است در اذهان انسان‌های معتقد به ارزش‌های لاهوتی جریان دارد، اگر نگاهی به تاریخ اندیشه انسان داشته باشیم، چنین نقاط عطف مقدسی همواره بر بستری از آیین‌های ملی/ مذهبی برگزار می‌شده‌اند، چرا که انسان نیازمند پرورانده شدن و درس گرفتن از خطاهای پیشین‌اش است. برای تأمل بیشتر در باب فلسفه و حکمت نابی که نوروز را این چنین جاودانه، شگفت‌انگیز و دوست‌داشتنی کرده است و گذر بی‌رحم زمان نتوانسته است بر آن غلبه کند، ناچار خواهیم بود به تئوری‌های اسطوره‌پژوهان مطرح جهان روی آوریم تا رهنمونی یابیم بر آنچه نوروز در پی عرضه و مطرح کردن آن است.
بی‌شک نوروز یک آیین مقدس است، آیینی ملی که ریشه در آیینی مذهبی و اسطوره‌ای دارد. رابطه بین اسطوره و آیین همواره یکی از بحث‌های داغ و پردامنه بین اسطوره‌پژوهان و محققان آیین‌ها بوده است و در این بین دو نظریه کاملا متفاوت و متناقض با یکدیگر هنوز نتوانسته‌اند درستی یا نادرستی خود و دیگری را کاملا به اثبات برسانند. آیا آیین برآمده از اسطوره است یا برعکس، اسطوره برآمده از آیین؟ تقابل دو دیدگاه «ویلیام رابرتسون اسمیت» و «ادوارد برنت تایلر» به خوبی بیانگر تفاوت دیدگاه‌ها در باب ارتباط بین اسطوره و آیین است: تایلر کارکرد اسطوره را صرفاً تبیین جهان، و آیین را به‌کار بستن آن تبیین، برای کنترل جهان عنوان می‌کند و در واقع آیین را متضمن اسطوره می‌داند. اما اسمیت عکس گفته فوق را باور دارد و اسطوره را صرفاً تبیین مراسم دینی می‌خواند، تبیینی که احتمالا زمانی پدید می‌آمد که معنای اولیه آن مراسم از خاطره‌ها محو شده است، در واقع اسطوره تضمین آیین است. ما در این یادداشت بر آن نیستیم به این پرسش پاسخ دهیم که کدام یک از دیدگاه‌های فوق به واقعیت نزدیک‌تر است، آنچه برای ما مهم است، همین نکته است که ضرورتاً به ازای هر آیین پرشکوه و مهمی که قرن‌ها با صلابت به حیات خود ادامه داده است، یک روایت اسطوره‌ای، یک باور و یک اعتقاد وجود دارد، اعتقادی که انسان مقدس، یعنی انسانی که صرفاً جهان را مجموعه‌ای از قوانین فیزیکی نمی‌پندارد، جهان‌بینی‌اش بر آن اساس شکل گرفته است. انسان مقدس با برگزاری یک آیین، در پی آن است که آن باور را در تمامی شئونات زندگی خویش جاری سازد. بر اساس تئوری‌های اسطوره‌پژوهان، مهم‌ترین نقشی که اسطوره در زندگی انسان مقدس برعهده دارد، «الگوسازی» است، یعنی انسان‌های باستانی برای زندگی در جهان و کسب توانایی غلبه بر مشکلات زندگی و فائق آمدن بر ناملایمات طبیعت، دست به دامان خدایان، نیمه‌خدایان و قهرمانان اسطوره‌ای می‌شوند تا راه را بیابند. میرچا الیاده از بزرگ‌ترین اسطوره‌پژوهان معتقد است: «اسطوره تضمین می‌کند که آنچه انسان درصدد انجام دادن آن است، قبلا انجام یافته است، و بنابراین به او یاری می‌دهد تا تردیدهایی را که ممکن است درباره حاصل اقداماتش، به خود راه دهد، از خود براند. چرا در باب مسافرت و یا لشگرکشی از راه دریا، دودل باشد؛ حال آنکه قهرمان اساطیری، قبلا آن را در زمانی شگرف و افسانه‌ای انجام داده است؟ همین‌قدر کافی است که از او، سرمشق بگیرد. همچنین چرا از استقرار در سرزمینی ناشناخته و وحشی، بیم به دل راه دهد؛ حال آنکه آنچه باید کرد، معلوم است؟ تنها کافی است که آیین تکوین عالم را تکرار کند تا سرزمین ناشناخته (= هاویه) به کون و مکان تغییر یابد، به صورت ارض تبدیل گردد و مقر و مسکنی بشود که آیین به آن (به اقامت و سکونت در آن) مشروعیت بخشیده (و هر بار از طریق برگزاری آیین قانونیت می‌یابد). وجود الگویی نمونه، ابداً جلوی مشی و اقدام خلاقانه را نمی‌گیرد. سرمشق اساطیری می‌تواند کاربردهای بی‌شمار داشته باشد.» بنابراین انسان مقدس یا انسان باستانی با برگزاری آیین‌هایی ویژه، رویداد مهم و شگفت‌انگیز خلقت جهان را تکرار می‌کرده است، یعنی او با انجام مراسمی نمادین، با تکرار آنچه خدایان در روز ازل انجام داده‌اند، خلقت جهان را بازسازی می‌کند تا نیروی خدایان را به دست آورد، تا آنها را به زندگی‌اش وارد کند و از قدرت و تقدس حضورشان برای ادامه زندگی بهره برد. یکی از مهم‌ترین این آیین‌ها، آیینی است که در ابتدای سال نو انجام می‌شود. ابتدای سال، یعنی از نو آغاز کردن، یعنی آفرینش مجدد، نو شدن و فرصتی تازه برای زندگی تازه. با مطالعه فرهنگ‌‌ها و اساطیر باستانی بیشتر ملل و تمدن‌ها متوجه خواهیم شد که چنین آیینی، یعنی تکرار نمادین آفرینش جهان در ابتدای سال نو، رسمی جهانی است. یکی از مشهورترین جشن‌های سال نو، جشن «اکیتو» بابلی است که در انتهای سال کهنه، پادشاه به صورتی نمادین کشته می‌شود تا در سال نو، باززنده شود تا نیروی جدید لاهوتی را دریافت کند. با کشته شدن در سال کهنه، مصائب دنیوی نیز نابود می‌شوند و انسان در سال نو با زایش مجدد، زندگی‌ای نو و عاری شده از گناه و مشکلات را آغاز خواهد کرد. جشن سال نو در ایران یعنی نوروز نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. نوروز ایرانی نیز آیینی در ابتدای سال نو است تا تولد مجدد طبیعت که نمادی از خلقت جهان است، جشن گرفته شود. انسان ایرانی نیز در این آیین با تکرار نمادین آفرینش زمین و خلقت جهان، از ایزدان جهان اساطیر ایرانی یاری می‌جوید تا سال نو را با امید، پاکی و دور ریختن هرآنچه ناپسند است، از نو آغاز کند، گویی که در ابتدای خلقت جهان در حضور ایزدان لاهوتی تازه متولد شده است. در راستای تحقق این هدف مقدس، یکی از آیین‌های بسیار مهم و غیرقابل چشم‌پوشی برای انسان ایرانی در برگزاری جشن سال نو و تکرار نمادین آفرینش جهان، برپایی محضری مقدس و پاک است تا شرایط را به نحوی مهیا کند تا مهم‌ترین الهه‌گان و موجودات مقدس و فرازمینی ایزدستان‌اش را به آیین بازسازی آفرینش جهان دعوت کند، به عبارتی دیگر انسان ایرانی، «امشاسپندان» که بالاترین مرتبه را در سلسله خدایان اسطوره‌های ایرانی دارند به جشن سال نو، یعنی نوروز ایرانی دعوت می‌کند. بدیهی است که حضور بالاترین مقامات الهی، مستلزم ایجاد شرایط مناسب و مکانی مقدس و پاک است. لذا ایرانیان خوانی مطهر و مقدس را بر زمین می‌گستراندند تا مکانی در شأن ایزدان بیارایند و آنان را با نهادن نمادهای زمینی‌شان بر آن خوان مطهر، در جشن نوروز که جشن سال نو و تکرار نمادین خلقت جهان است، همراهی کنند. این خوان مقدس و مطهر که در واقع محل جلوس ایزدان ایرانی در آیین بازسازی آفرینش است، امروزه به نام «سفره هفت‌سین» شناخته می‌شود. ما در شماره‌های اول و دوم این ویژه‌نامه پنج‌گانه نوروزی به معرفی‌ امشاسپندان پرداختیم و نمادهای زمینی هر یک از آنها را شناختیم. لذا اکنون می‌دانیم که انسان ایرانی چگونه در آیین بازسازی نمادین خلقت جهان، در جشن آغاز سال نو، در نوروز چگونه میزبان نمادین نمادهای ایزدان مقدس و فرازمینی‌اش خواهد بود: اهورامزدا با نماد کتاب مقدس، بهمن با نماد شیر و تخم‌مرغ که سمبلی از جانداران سودمنداند، اردیبهشت با نماد شمع که شعله آتشی را میزبانی می‌کند، شهریور با نماد سکه به نمایندگی از فلزات، سپندارمذ با نماد برکات زمین یعنی خوراک آدمیان، گندم، نان، سیب، سیر، سنجد، سمنو و سماق، خرداد با نماد تنگ آبی که یک ماهی قرمز حکایت از حیات‌بخشی آب دارد و در نهایت امرداد که نمادش بر خوان مقدس سبزه‌ای زیباست تا رویش مجدد و تولد دوبارۀ طبیعت را به یادش آورد.