خط قرمزهای جدید برای خودمان نسازیم
فضل‌الله یاری (سردبیر)
۱- صفحه اول

۲- سیاست

۳- سیاست

۴- جامعه
۵- ویژه شهرستان
۶- اقتصاد
۷- فرهنگ و هنر
۸- صفحه آخر

قطب‌الدین صادقی در تبیین «هنر در سالی که گذشت»؛

محکوم به خوش‌بینی هستیم

عالم هنر در سال 98 چگونه گذشت؟

امسال، سال بسیار بدی برای عالم هنر بود، چون با تظاهرات سیاسی، عزاداری، آلودگی هوا یا سقوط هواپیما همراه بود. من یک نمایش روی صحنه بردم که قرار بر اجرای آن به مدت شش هفته بود، اما سه هفته از آن تعطیل بود. با ابراز تاسف، هر چه کاشتیم بیهوده بود و عمرمان تلف شد. سال بسیار بدی بود، زحمت زیاد کشیدیم، ولی بهره بسیار کمی بردیم. البته در همه شاخه‌های هنری این طور بود. البته یک عده هستند که کارهای تجاری می‌کنند. به جز عده و دسته قلیلی، کلا همه فضاهای اجتماعی سرد بود، اعتماد متقابل هم کم شده بود. خود من هم این اواخر اصلا رغبت نمی‌کردم جایی بروم، فضای اجتماعی تاثیر منفی روی همه‌مان به جا گذاشته بود. امیدوارم سال آینده شرایطی پیش بیاید که بتوانیم همه این نقایص را جبران کنیم و این حالت در روح ما ته‌نشین نشود، که خدای ناکرده روی تفکر، عواطف، کارها و روابط‌مان با جامعه تاثیر بگذارد. همه اینها آثار سویی است که امیدوارم با شرایط بهتر در سال آینده کم و بهتر شود. ولی همه چیز بد بود و سالی بود پر از اتفاقات ناگوار. اما از همه بدتر، چیزی که بسیار شاهدش بودیم، دروغ‌گویی مسئولین به مردم ایران بود. در همه زمینه‌ها خیلی به ما دروغ گفتند و اعتبار خودشان را از میان بردند. الان دیگر مردم به سختی حرف‌هایشان را باور می‌کنند یا بهتر است بگویم اصلا حرف‌هایشان را باور نمی‌کنند. بزرگ‌ترین اتفاقی که در سال 98 افتاد، به نظر من ضربه خوردن اعتماد سیاسی و اجتماعی بود که در همه جا متبلور شد، از جمله در هنر.

مهم‌ترین مسئله هنر را در سال آینده چه می‌دانید؟

هنر در ذات خود مبتنی بر خلاقیت است. اگر اندیشه و خلاقیت نباشد، هنری هم وجود ندارد. شما می‌آفرینید تا احساس یا اندیشه‌ای را بیان کنید و می‌خواهید بگویید با این آفرینش، معتقد به راه حل هستید. پشت آفرینش، خوش‌بینی است و من فکر می‌کنم مهم‌ترین کار ما همین ادامه خلاقیت، کار خلاقه و خوش‌بینی فلسفی است. ما محکوم به خوش‌بینی هستیم. تحت هر شرایطی باید امید را در دل خودمان برای حل مشکلات زنده نگاه داریم، چون قرار نیست دنیا همین‌طور بماند، بالاخره مشکلات باید به نحوی حل شود، برای همین نباید شور و امیدمان را از دست بدهیم. نباید دل‌سرد شویم، خیلی سخت است، می‌دانم، ولی چون هنر در ذات خود، آفرینش دارد، خوش‌بینی را هم همراه می‌کند. منظورم خوش‌بینی شعاری و ابلهانه نیست، بلکه ما باید با نیروی کار خلاقه، با اعتقاد به اینکه بالاخره باید از پس مشکلات‌مان بربیاییم، با اعتقاد به اینکه بالاخره باید یک جامعه سالم داشته باشیم، از پس مسائل بربیاییم. ما مردمانی هستیم که در طول تاریخ از خیلی بحران‌ها گذشته‌ایم و هر دفعه هم برای مشکلات راه حل پیدا کرده‌ایم، وگرنه به اینجا نمی‌رسیدیم. در این چند هزار سال بارها ریشه ما را زدند و سوزاندند ولی ما بالاخره احیا و سرپا شدیم و راه‌حل پیدا کردیم، هر دفعه هم یک راه حل. به نظر من مردم با ذخیره معنوی و قدرت اندیشه و تجربه‌ای که در طول تاریخ به‌دست آورده‌اند، هر بار می‌توانند در بزنگاه‌های تاریخی، یک راه حل برای مشکلات‌شان پیدا کنند.