روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
18 فروردین 1395  |  بین الملل  |  کد خبر: 8466
0
0
اندر حکایت آداب کلاه‌برداری و کلاه‌گذاری
مازیار سوادکوهی -طنز نگار با آنکه بارها و به دلایل مختلف در جاهای مختلف با آدم‌های مختلف و یا خصوصا در اداره‌های مختلف با سخنان مختلف به ما گفتند که باباجان مواظب باش سرت کلاه نگذارند ولی ما آدم‌ها نه تنها به این حرف‌ها گوش نمی‌کنیم بلکه تازمانی که یک آدم باانصاف پیدا نشود و سرمان کلاه نگذارد قبول نمی‌توانیم قبول کنیم که اساسا و اصلا کلاه‌گذاشتن یعنی چه. البته در کنار کلاه‌گذاشتن کلاه‌برداشتن هم وجود دارد که این‌ یکی به نظر خیلی با آن یکی فرق دارد. فرقش این است که اگر کسی سرت کلاه گذاشت، حداقل دلت خوش است که چیزی را روی سرت گذاشته است. ولی اگر کسی پیدا شود از روی سرت کلاه بردارد، آن موقع شاید تمام وجود آدم توی آتش بسوزد که چرا گذاشت از روی سرش کلاه بردارند. بااین‌که همه به ما توصیه می‌کنند که مواظب باشید تا طرف کلاهبردار نباشد، ولی نمی‌دانیم که این چه صیغه‌ای است که باز چشم خود را می‌بندیم تا طرف کلاه را به آرامی از سر ما بردارد. اما بعد... همه اینها برای آن نوشتیم که بگوییم در حقیقت کلاه گذاشتن یا کلاه برداشتن نوعی شغل است. آن بنده‌های خدایی که زحمت می‌کشند روی سر آدم کلاه می‌گذارند یا کسی که به سختی از سر آدم کلاه برمی‌دارد،‌ چه جوری باید نان بخورد. البته در تاریخ برخی‌ها هم سر برخی‌ها کلاه گذاشتن آن هم چه کلاهی. مثلا اگر توی تاریخ کمی بگردید می‌بینید که یکی رفته روی تخت‌خواب چوبی یا فلزی نشسته و دیگری به‌خاطر چاپلوسی روی سرش یک کلاهی گذاشت که اسمش را گذاشتند تاج شاهی. خوب، بنده خدا ندانسته که اینجا یکی دارد روی سر یکی دیگر کلاه می‌گذارد. پس نتیجه می‌گیریم که اگر می‌خواهید کسی روی سرتان کلاه بگذارد، حداقل کلاهش چندرغاز بیرزد. باور بفرمایید که این چیزهایی که ما نوشتیم اصلا توی جامعه ما مصداق ندارد. یعنی ما اصلا نمی‌دانیم که کلاهبرداری یا کلاه‌گذاری یعنی چه؟ ما اصلا کلاه نداریم. کچل کچلیم. باور کنید.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه