روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
18 اسفند 1394  |  بین الملل  |  کد خبر: 7448
0
0
مازیار سوادکوهی -طنز نگار
اندر شناسایی رد پای افلاطون و سقراط در بنگاه‌های معاملاتی مسکن
دیروز یکهو رفتیم توی یک بنگاه معاملات مسکن. باور بفرمایید داشتیم یک جوری شاخ در می‌آوردیم البته با کمی تسامح جلوی برون‌زدگی شاخ کله‌مان را گرفتیم. این شد که اول دست‌های خودمان را گذاشتیم روی سرمان و بعد هم با طمانینه آرام از اتاقشان بیرون رفتیم تا کمی هوای سرمان خنک شود. یعنی آن‌جوری که آنها صحبت می‌کردند اصلا فرصت نداشتیم که به قول بروبچه‌های باکلاس حرف‌هایشان را آنالیز کنیم به صورتی که تا می‌خواستیم آنالیز کنیم ناگهان ما را هول می‌دادند به یک جای دیگر انگار داریم از یک سکوی ۱۵۰متری پرش اسکی لیز می‌خوریم. یعنی آنها باور بفرمایید که استاد لیزاندن آدم‌ها هستند. تا دلتان بخواهد هم فیلسوف‌اند هم منطقی‌اند هم شاعرند هم قصابند هم ترانه‌سراند هم بافنده‌اند هم لباس‌فروشند هم چوب‌فروش‌اند هم ذغال‌فروش‌اند به‌جز آنکه توی کارشان بخواهند اصلا دخالتی بکنند. تا می‌خواستیم حرفی بزنیم فوری توی حرف ما می‌پریدند و کلی هم صغری و کبری می‌بافتند. البته از جهان سیاست و اقتصاد و فرهنگ و هنر هم نگویید و نپرسید. حتی کلی هم در باره لغو کنسرت‌های توی دانشگاه‌ها حرف زدند و شدیدا هم معتقد بودندکه کشور به قشر دانشگاهی احتیاج دارد نه قشر نوازنده. اتفاقا یکی از آنها مدعی شده بود که خودش سال‌ها کار آواز می‌کرده ولی وقتی دیده که اجازه اجرای برنامه‌ها به او نمی‌دهند عطایش را به لقایش بخشیده و زده توی کار مشاوره مسکن که به نظر او یک کار مردمی است. وقتی از آنجا بیرون آمدیم تازه حس کردیم که نکند جناب سقراط و افلاطون هم در کار مسکن بودند و ما نمی‌دانستیم چون رد پای آنها را توی آنجا هم پیدا کردیم.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه