روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
20 تیر 1398  |  ورزش  |  کد خبر: 63646
0
0
خوانش شعری از فرهاد وفایی
تعادلی شگفت
حمیدرضا شکارسری
«نفس کشیدن
گاه «ممد حیات و است و مفرح ذات»
و گاه سمفونی غمگین یک کارگر معدن است
که بسیار عمیق‌تر از مردگان
برای زندگی، جان می‌کند» *
پرداختن به رنج‌ها و آلام بشری آن قدر عاطفه و احساسات مخاطب را متاثر می‌کند که می‌تواند گاهی موجب عقب‌نشینی ادبیات و شعریت متن به نفع محتوا و درون‌مایه شعر شود. به عبارت دیگر در درخشش معنای شعر، مضمون شاعرانه و فرم شعر به چشم نمی‌آید یا کم‌رنگ می‌نماید. شعرهای سیاسی و اجتماعی معمولا دچار همین عارضه می‌شوند تا آن‌جا که می‌توان درجه یا درجاتی از عریانی و صراحت معنا را از ویژگی‌های این گونه اشعار دانست.فرهاد وفایی شعری کارگری سروده است. شعری که قصد دارد قصد ؟ یا قصیده‌وار ؟! از رنج کارگران معدن حکایت کند، اما هرگز صراحت را به شعارزدگی نرسانده است ... اما چگونه؟ در ابتدا او با متنی بی‌ارتباط با درون‌مایه شعر خود ارتباط برقرار می‌کند. این تلمیح شروعی خوب برای شعر است، چرا که کنشی ادبیست و متن را با مقایسه‌ای شاعرانه بین دو موضوع به ظاهر بی‌ربط همراه می‌کند. این ربطِ بی‌ربط تنها با تخیل قابل دست‌یابی است. در ادامه، شعر وفایی به این مقایسه بسنده نمی‌کند بلکه در مقایسه‌ای دیگر و البته شاعرانه‌تر، کارگران معدن را به دلیل اقامت در اعماق زمین با مردگانی برابر می‌گیرد که در عمق زمین سکنی گزیده‌اند و برای زندگی جان می‌کنند! اما آیا مردگان زنده‌‎اند و برای ادامه زندگی جان می‌کنند؟ اینجاست که توان زبان و زیبایی‌های زبان به تمامی رخ می‌نماید. اولا عمق به عنوان واحد شمارش جان‌کندن برگزیده شده که نوعی حس‌آمیزی بکر و بدیع است. دوما علاوه بر اجرای مراعات‌النظیر کلمات، میان مردگان و جان‌کندن برای زندگی پارادوکسی جذاب و هوش‌مندانه برقرارشده است. ثالثا یک تضاد معنایی بین مرگ و زندگی به یک ترادف معنایی تبدیل شده است‌. رابعا در زیرلایه متن، زیرکانه بیان شده است که زحمت و رنج‌های کارگر معدن همچون تلاش مردگان برای زندگی بی‌نتیجه است و حاصلی ندارد.به این ترتیب می‌توان این شعر کوتاه را همان قدر فرمالیستی و شاعرانه دانست که محتواگرا و معنامحور. تعادل برقرار شده بین درونه و برونه زبان در این شعر مثال‌زدنیست.
* «باید کسی از میان ما به کشتن کتاب برخیزد»، فرهاد وفایی، نزدیک‌تر، 1396، صفحه 62
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه