روزنامه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگــی
 -  - 
28 فروردین 1398  |  دانش و فناوری  |  کد خبر: 60621
0
0
روستاییان را هم سیل می‌برد، هم کسی به یاد نمی‌آورد
عادل جهان‌آرای- روزنامه نگار: وقتی سیل آمد، انگار دولت حسن روحانی از زیر بار برخی از حرف‌وحدیث‌ها مانند سرنوشت برجام، افزایش گرانی، بیکاری فله‌ای، حقوق‌های نجومی، کلا‌هبرداری‌های موسسه‌های مالی و ده‌ها مورد دیگر برای چند صباحی کمر راست کرد. مسئولان دولتی در هر نشست و سخنرانی یا هر سفری از کمک‌رسانی به سیل‎زدگان گفتند و این‌که دولت نمی‌گذارد سیل‌زدگان شب روی لحاف گل‌آلود بخوابند! البته دولت همه تهمیدات خود رابه کار گرفت، ضمن آنکه سیل هم دست بردار نیست و هنوز مشکلات عدیده‌ای برای هموطنان ما در مناطق مختلف کشور ایجاد می‌کند. با نگاهی به جمعیت سیل‌زدگان درخواهیم یافت که غالب این افراد از قشر ضعیف جامعه هستند. روستانشینان استان‌های جنوبی و غربی یا شمالی را نمی‌توان در شمار مردمی قرار داد که وضعیت اقتصادی آنها مطلوب است. اگر این افراد به زندگی بخورونمیر خود قانع هستند و با حداقل درآمدی که از قِبَل دام‌های کم و زمین‌های کوچک خود به دست می‌آورند، دلیلی بر بضاعت مالی آنها نیست. یکی از دلایلی که سیل به راحتی خانه‌های روستاییان را تخریب می‌کند، این است که این سازه‌ها با کمترین معیارهای ساخت‌وساز بنا می‌شوند، بی‌آنکه پی یا فونداسیون مناسبی داشته باشند. شکی نیست عامل اصلی ساخت خانه‌های بدون پی و پایه، فقر است. کسانی که کمترین درآمد را دارند و هیچ پس‌اندازی هم ندارند، برای آنها داشتن سرپناه ظاهری رضایت‌بخش است؛ سرپناه‌هایی که فقط می‌توانند سایه‌ای در مقابل نور آفتاب باشند یا بازدارنده احتمالی حیوانات وحشی؛ وگرنه در مقابل کمترین حوادث طبیعی مثل سیل و طوفان و زلزله به راحتی بر سر مالکان خود فرومی‌ریزند و فاجعه‌ای ملی را رقم می‌زنند. البته نباید شک کرد، برای دولت یا نهادهای مرتبط با ساخت و ساز اماکن مسکونی در نقاط دوردست یا روستاهایی که کمترین امکانات رفاهی را ندارند، این ایجاد این نوع بناها اهمیتی نداشته باشد، طبیعی است که در این صورت باید منتظر فاجعه هم بود. در حقیقت این وضعیت نشان می‌دهد که گویا برای دولت یا وزارتخانه‌های ذیربط مردم فقط در شهرها قابل تعریف و سرشماری‌اند و ارائه خدمات مختص کسانی است که در شهرها زندگی می‌کنند، نه روستاها. پر بیراه نیست که گفته شود حتی گاهی مسئولان یک شهرستان یا استان نام روستایی را برای اولین بار فقط بعد از حوادثی نظیر سیل و زلزله می‌شنوند، در غیر این صورت اصلا هیچ نوع شناختی از این روستاها نداشته و ندارند. گرچه تبلیغات فراوانی در سال‌های اخیر مبنی بر برق‌کشی، گازکشی، ترمیم جاده‌ها یا آسفالت راه‌های ارتباطی برای روستاهای دوردست انجام شده است، اما آنچه که در این میان نادیده گرفته شده، مکان‌یابی مناسب روستا و مقاومت سازه‌های روستایی بود؛ خانه‌هایی که با یک تکان و لرزش نه آنکه حافظ و نگهبان جانشان نمی‌شود که اولین دشمن آنها به شمار می‌روند. سیل اخیر و چه بسا سیل سال‌های گذشته نیز معمولا بیشتر خوابگه فقرا را درنوردید و اگر در شهرها نیز مردم آسیب دیدند، گرچه به‌دلیل سوءمدیریت‌های شهری بوده است، ولی مسئولان شهری حداقل سعی کردند در اسرع وقت مشکلات آنها را کاهش دهند، اما وقتی روستاییان گرفتار بلیه‌ای می‌شوند، فقط در روزها یا هفته‌های اول فیلم‌ها و عکس‌هایی از کمک‌رسانی دیده می‌شود، ولی به محض آنکه آب‌ها از آسیاب بیفتد، کسی نه نام روستا را به یاد می‌آورد و نه آنکه برنامه‌ای برای همدلی و کمک به فقرای روستاها در دستور کار آنهاست. شواهد فراوانی بعد از زلزله سال 96 کرمانشاه بر جای مانده است که روستاییان بعد از دوسال از کمترین امکانات رفاهی نصیبی نبرده‌اند و همچنان زیر خانه‌هایی می‌خوابند که با یک تکان دیگر آنها را ببلعد. سیل اخیر برگ دیگری بر نادیده‌گرفته شدن روستاییان خواهد افزود و خیل زیادی از جمعیت کشور ما در مناطق آسیب‌دیده، که چندی پیش به همان آرامش محلی و منطقه‌ای نسبی خود عادت کرده بودند، چشم‌انتظار دست‌های کسانی هستند که اغلب فراموش‌کاری عادت آنهاست.
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه